۱۴ پاسخ

سلام عزیزم
نه اتفاقا خیلی خوبه که جرأتمندانه حرفتو زدی نه بی ادبی کردی نه بی حرمتی
شیر مادر حلالت👌😁
کوتاهی از جانب مادر بچه است که این وضع رو میبینه و کاری نمیکنه

بهترین کارکردی حرف بدیم نزدی مادرشم خیلی بچه ترازبچش بوده که ناراحت شده

ولی میتونی با مامانا دوست بشید با هم برید بیرون ولی باز باید اون مادر میسنجید خیلی ها دوست ندارن من خودم دوست دارم بچمو مهد نذاشتم اما کلی دوست دارم بچه هاشون میان خونمون سعی میکنم بگم بیان خونه ما چون پسرم خونه خودمون راحتره

رفت و امد تو خونه خیلی خوبه حالا نه با هرکسی ولی من دوست دارم روابط و بچم یاد میگیره تعامل و اشتراک و تو خونه ها بچه ها راحترن

وقتی مادرش وظیفشو انجام نمیده خب بقیه باید یادآوری کنن😁🤭

بهترین حرف زدی ناراحت نباش

منم با تمام بچه ها میبرم بیرون اما تو خونه اصلا یه بار مامان یکی از دوستای هرمان که خواهر دوست خودمم بود با دوستم اومدن خونم من رفتم سرویس اومدم دیدم خواهر دوستم در فریزرمو باز کرده بود واقعا ناراحت شدم با اینکه فریزرم پر همسرم قصاب تازه یه گوسفند کشته بود پز از گوشت و مرغ بود اما برای اینکه باز کرده بود واقعا ناراحت شدم قبل اون که کسی و نمیاوردم خونه بعد اونم تجربه شد ابدا نکنم این کارو

بهترین کارو کردی یکی باید مامانه رو تربیت کنه اول بعد بچه....مگه میشه بخاطر گریه بچه خودتو بزور بندازی خونه این و اون
منم بودم همین کارو میکردم تازه ب مامانشم میگفتم چ بد عادت کردین بچه رو😄😄

کاری خیلی خوب کردی حرفتم درست و بجا بود

من اگه بودم با جون ودل قبول میکردم من از خدامه که بچم دوستش بیاد خونمون پسرمنم مهدمیره ولی من تابحال هیچکدوم ازوالدین بچه هارو ندیدم وشماره هیچ کدوم رو هم ندارم ولی درهرصورت هرکس یه جوره من خودم که خیلی دوست دارم

من اگه بودم با جون ودل قبول میکردم من از خدامه که بچم دوستش بیاد خونمون پسرمنم مهدمیره ولی من تابحال هیچکدوم ازوالدین بچه هارو ندیدم وشماره هیچ کدوم رو هم ندارم

خیلی خوب کاری کردی مادرش نباید درخواست دخترشو قبول کنه

بنظرم بهترین جوابو دادی👌🏻👌🏻👌🏻

الانم مشخصه عذاب وجدان داری ولی نداشته باش، کار درستی کردی بنظرم

سوال های مرتبط

مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۴ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج