۴ پاسخ

به نظرمن اگه شیب کوچه سخته واذیت میشیدعوض کنید

هم اون شیب خودش. یه مشکل برای خونه عوض کنی بهتر حالا میتونی بیشتر بگردی یه خونه ای پیدا کنی که یه خوبی دیگه هم داشته باشه

اصلاارزش نداره بخاطر شیب کوچه بخوای کل پس اندازوماشین وبدی بعدمثل خونه خودت دوباره بخری .الان مشکل شیب کوچه چیه

من بودم عوض میکردم، بنظرم همون شیب یه معضله، انشالله بازم پس انداز جورمیشه و ماشینم مدلش بالاتر میره بعدا
بازم صلاح خودتون رو بهترمیدونین

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۴ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم
مامان کیارش و تودلی🥲 مامان کیارش و تودلی🥲 ۴ سالگی
خانوما با لجبازی بچه ها تو این سن چیکار کنم یچیزی میگم شاید عذاب آور باشه براتون البته برای خودمم دردناکه
من باردارم بشدت تهوع دارم حوصله بهونه گیری بچه رو ندارم امروز تو ماشین بهم چسبید باید گازت بگیرم با دندون😕من هر کاری کردم ازم فاصله نمی‌گرفت دیگه رفت رو اعصابم با دست محکم زد تو چشمش ولی ولکن کن منم یه چک زدم ولی آروم اون موقع دیگه افتاد رو دنده لج شما فکرشو کنید هیچ جوره آروم نمیشد می‌رفت وسط خیابون دنبالش بودم با سنگ افتاد دنبالم زد تو ماشین بعد همسرم اومد کلی التماس خواهش قربون صدقه که ببریمش خونه ولی اون اصلا گوش نمی‌داد وسط جاده یهو ماشین خاموش کرد گفت روشن نمیکنم پشت سر ما بوق بوق ماشین ها منتظر باز هر چی باباش اصرار کرد اون لج بیشتر در آخر فکر کنم ۶تا چک زد تو گوش بچه یعنی یه طرف صورت بچه کبود شد😒😭منم هیچی نگفتم چون بشدت همسرم عصبی بود قلبم میخواست از جا کنده بشه ولی از طرفی با این حجم از لجبازی نمی‌دونم چیکار کنم آخه اصلا گوشش بدهکار نیست که چی میگیم فقط یا حرف خودش یا دیگه هیچی.....
از مغازه رفتن بیرون رفتن وهر چیزی ک فکرش کنید
یه چتر براش گرفتم اومد خونه همون ساعت خرابش کرد روز بعد جلو مغازه چنان خودشو زمین میزد تا یکی دیگه گرفتم
اگه نگیرم میدوعه خیابون یابزور بزارمش تو ماشین میبینی موقع حرکت یهو در باز می‌کنه یا از پشت موهامو می‌کشه که نزدیک تصادف کنم
بگین من چکنم
مامان گرشا مامان گرشا ۴ سالگی
سلام‌مامانای الرژیک عزیز خوبین . بچه هاتون خوبن؟

یه سوال داشتم ازتون خواهش مییکنم‌نظرتونو بگین
گرشا خیلی روحی اسیب دیده بود به خاطر شرایط سعی میکردم جایی نریم
به شدت از ادما میترسید . هم یه گوشه افتاده بود
ذهنش مثل هم سن و سالاش فعال کار نمیکرد . بپر بپر نمیکرد . دوستی هم نداشت که باهاش بازی کنه .
خوب در جریانید باید امسال میرفت پیش ۱ثبت نام نکردم ولی سال بعد ضروریه
بعدشم مدرسه
حالا گرشا از ادما به دور بود هر کی و میدید پشت من قائم میشد .
شوهرم میگفت نکن این کار و این پسره اسیب میبینه . پسر خاله اش چ ن پدرش دوست نداشت با کسی رفت و امد کنه ادمیزاد نمیدید اخر سر پسر بیچاره افسردگی حاد گرفت و تو ۱۸ سالگی خودکشی کرد .
همش به من‌میگفت بچه رو داری نابود میکنی
من گرشا رو بردم کلاس خلاقیت نوشتن که هم سن و سالاش و ببینه
از طرفی خوب هم صحبت نمیکرد دیر زبون باز کرد
میگفتم برای راه افتادن باید بره پیش بچه ها و دوست پیدا کنه . حالا تمام این مسکلات تا حدودی تو یه ترم کلاس خلاقیت حل شده
گرشا دوست پیدا کرده اسم دوستاشو میدونه حرف زدنش خیلی بهتر شده و افسردگی اون دوران و من نمیبینم
ولی مشکلات دیگه ای دارم
در هفته دو جلسه کلاس ۱ساعت و نیم داره
مربیش میگه باید یه خوراکی بیاره یا لقمه یا میوه 😔تا حالا چیزایی گذاشتم که الرژی داره بهش ولی با سیتیریزین و اینا کنترلش کردم ولی کم اوردم دیگه
میوه هیچی نمیتونه بخوره با سیب و موز و گلابی که گاهی میدم هم مشکل داره
جدیدا خیلی رفلاکس میشه و دائم داره اب دهنشو قورت میده . به خدا کم اوردم فردا کلاس داره مثل همیشه که روز قیلش کلاس داره زانوی غم بغل گرفتم