۳ پاسخ

منم امروز پسرم خیلی بهونه می‌گرفت وند روز از دست باباش من خیلی ناراحت و کلافه ام
بردمش پارک جیغ و گریه که من این پارک نمی‌خوام بریم فلان پارک هرچی توضیح دادم اون دوره منم خرید کردم دستم سنگینه دفعه بعد میریم اونجا دیدم نه همچنان داره گریه می‌کنه. منم عصبانی شدم دستشو کشیدم گفتم بریم خونه اصلا پارک نمیخواد با دعوا
بعد کلی گریه کرد بغلم کرد گفت بمونیم اما دوست نداشت به زور سوار دو تا وسیله شد گفت بریم
دلم کباب شد براش بوسش کردم بغلش کردم بعد داشتیم برمیگشتیم می‌گفت مامان من هنوز ناراحتم. دلم سوخت ولی گفتم حق داری ناراحت باشی یکم موقعیت براش توضیح دادم و خلاصه رسیدیم خونه اوکی شد
ولی خیلی سخته مادر خودش حالا به هر دلیلی کلافه بچه هم یهو بذاره رو لجبازی و نق نق. تحمل کردن و صبوری کردن اون لحظات کار حضرت فیل

من که عین چی پاچه گیرم اعصابم ضغیفه اینم هی چیز پرت میکنه لج میکنه منم از کوره در میرم میزنمش بعد عذاب وجدان دیونم میکنه گناه داره بچگیشو تباع کرذم هرچی میگم از فردا درست رفتار میکنم باز همون سگ همیشگیم😔

عزیزم 🙂

چه کار خوبی که هیجانات رو بهش آموزش میدین

سوال های مرتبط

مامان بها💐ر مامان بها💐ر ۴ سالگی
#فرزند پروری
مامانا سلام یه خانومی تایپیک زده بود بچه مو میخام از پوشک بگیرم
گفتم بذار الان منم بگیرم اما قضیه من با بقیه فرق میکنه چون یه بار از پوشک گرفتم و همه مورد هارو میگم بی‌زحمت منو راهنمایی کنین
دخترم فروردین چهار سالش میشه
تقریبا دو سال پیش که دخترم رو از شیر گرفتم پروسه از شیر گرفتنش راحت بود و و فروردین از شیر گرفتم ولی بعد اینکه گفتم الان دیگه شیر نمیخوره و مایعاتش کمتر شده بذار از پوشک هم بگیرم
فروردین از شیر گرفتم و تقریبا اردیبهشت هم از پوشک گرفتم و شب ها گاهی همکاری می‌کرد و گاهی هم خطا داشت و پوشک نکردم روز و شب
بعدش تیرماه موقع اربعین رفتیم کربلا و شوهرم برا احتیاط پوشک خرید اما یه شب توی موکب دخترم جیش کرد و به خادم ها هم گفتم و از اون به بعد دوباره شب ها پوشک کردم
وتا الان روز ها جیش و پی پی شو همکاری میکنه اما شب ها مای بی‌بی میکنم
الان ۴ سالش شده به نظرم آمادگی شب ها رو هم داره و میخام شما بگین چیکار کنم و تمام نکات ریز و درشت شو بهم بگین
مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانایی که بچه هاشون مهد میرن یه سوال دارم، پسرم یک هفته هست میره مهد، یه مشکلی که دارم دیدم وسیله هارو از دست بچه ها میکشه یا وسیله هارو بدون اجازه برمیداره(منظورم وسیله های خود مهد هست اسباب بازی مثل لگو و حلقه برای بازی بچه‌ها گذاشتن)، بعد مربی به بچم میگه که نباید بگیری و بهش پس بده، پسرم با ناراحتی پس میده ولی وقتی یکی وسیله از دست پسرم میگیره هیچی نمیگه تا جایی که پسرم به گریه میوفته، من یه وسیله پیدا کردم دادم دستش گفتم بیا فقط با این بازی کن دو دیقه بعد با گریه اومد بیرون گفت از دستم گرفتن بعد مربیش اومد بیرون میگه خودش از دست بچه ها میکشه اونا هم پس میگیرن بچت ناراحت میشه، میگم. من خودم وسیله دستش دادم الانم اونو ازش گرفتن،میگه ای وای نمیدونستم وسیله مال خودش بود، حالا نمیدونم چیکار کنم؟ بچمو ببرم اینجا کلا خیلی هم میگم وسیله از کسی نگیر و مراقب وسیله خودت باش ولی وقتی وسیله خودشو ازش میگیرن دیگه پسر منم پیش خودش میگه پس منم باید به زور بگیرم
به نظرتون درست میشه؟