منم امروز پسرم خیلی بهونه میگرفت وند روز از دست باباش من خیلی ناراحت و کلافه ام
بردمش پارک جیغ و گریه که من این پارک نمیخوام بریم فلان پارک هرچی توضیح دادم اون دوره منم خرید کردم دستم سنگینه دفعه بعد میریم اونجا دیدم نه همچنان داره گریه میکنه. منم عصبانی شدم دستشو کشیدم گفتم بریم خونه اصلا پارک نمیخواد با دعوا
بعد کلی گریه کرد بغلم کرد گفت بمونیم اما دوست نداشت به زور سوار دو تا وسیله شد گفت بریم
دلم کباب شد براش بوسش کردم بغلش کردم بعد داشتیم برمیگشتیم میگفت مامان من هنوز ناراحتم. دلم سوخت ولی گفتم حق داری ناراحت باشی یکم موقعیت براش توضیح دادم و خلاصه رسیدیم خونه اوکی شد
ولی خیلی سخته مادر خودش حالا به هر دلیلی کلافه بچه هم یهو بذاره رو لجبازی و نق نق. تحمل کردن و صبوری کردن اون لحظات کار حضرت فیل
من که عین چی پاچه گیرم اعصابم ضغیفه اینم هی چیز پرت میکنه لج میکنه منم از کوره در میرم میزنمش بعد عذاب وجدان دیونم میکنه گناه داره بچگیشو تباع کرذم هرچی میگم از فردا درست رفتار میکنم باز همون سگ همیشگیم😔
عزیزم 🙂
چه کار خوبی که هیجانات رو بهش آموزش میدین
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.