💢ادامه پارت و حرف اخر 💢
بی حسی های کمر به پایین اگه شما مقل من دندون پزشکی میرین میبینین یکم دیر بی حس میشه سخت بی حس میشه نزنین چون براتون اثر نمیکنه فقط درد کمر بعدش امان از روزگارتون میبره زایمان طبیعی خیلی خش بود با اینکه ذد زیاد کشیدم ولی اخرش بهترین حس دنیا بود اگه کمر درد نداشتم خیلی بهتر میشد خوابیدم بچه اوردن شیر بدم چند ساعت بعدش تو بغلم بعدش یه چایی صبحونه مشتی خوردم جگرم حال اومد درد بخیه اصلا حس نمیکنی فقط سرویس یکم ادم‌میترسه چون بلاخره زایمان کردیم منطقیع
ولی میصرفه یعنی اگه کسی باشه اسون زایمان کنه سریع دهانه رحمش باز بشه زیاد درد نکنه بره سزارین به نظرم ضرر کرده من به قول ماما پروسه زایمان سختی داشتم خیلی کم پیش میاد اکثرن زیر ۱۲ ساعت زایمان میکنن نه ۲۴ ساعت بگزریم که مامانم اینا شوهرم همه فامیل تا صبح بیدار بودن برام اشک میریختن ختم برداشته بودن خیلیا میگفتن یا من میمیرم یا بچم مه این همه وقت شد ولی تموم شد با اینکه زایمان خیلی سختی داشتم ولی پیشنهادم به شما طبیعی هست بدون بی حسی که کمردرد سردرد هم نداشته باشین رسیدگی به بچه بعد زایمان تو طبیعی خیلی راحت شیرینه ولی سزارین تعریفی نداره من بعد دنیا اومد بچم نمیدمنم بچم سرش موتوسط بود ولی میخوام بگم اینقدر درد فشار اخراش درسته زیاده ولی بدن عادت کرده و فقط زور زور خیلی مهمه اخرا من اصلا جیغ فریاد نکشیدم نفسم حبص کردن توسینه چونم خم کردم پاهام با دستام جمع کردم فقط زور میزدم که مدفوع کنم یکمم زور میدادم تو واژن خیلی کمک کرد فقط حرف ماما گوش کنید عمل کنید همه انرژی بزارین واسه اخرش منم تا زایمان کردم بعدش رفتم خوابیدم

۴ پاسخ

عزیزم با این عذابی ک کشیدی چطور پیشنهادش میدی
من اتفاقا سه ساعته فول شدمو زایمان کردم
اصلا کاری هم ب دردی ک ب مرگ میرسونه ادمو ندارم
اما امان از درد بخیه ها
من تا پونزده روز نتونستم بشینم
خیلی عذاب کشیدم خیلی خدا لعنت کنه پرستارا و ماماهای بیمارستان مرتاضو انقد ک مضخرف بودن

من یک ماه زیمان کردم پریود نیستم قرص جلو گیر بخورم

من سزارین شدم و اگه هزار بار به عقب برگردم سزارین میکنم
خداروشکر که شما راضی هستی ولی بنظرم سزارین کمتر اذیت میشی
اتفاقا منم چند ساعت بعد عملم همه چی خوردم خودم راه رفتم و خودم بچه مو شیر دادم

چرا وقتی سخت بوده پیشنهاد میدی😂من سزارین با بيهوشي کامل انجام دادم. انگار خوابیدم و بیدار شدم بعدشم حالم خیلی خوب بود 🫠چرا باید عذاب بکشیم

سوال های مرتبط

مامان لیانا خانم 😍 مامان لیانا خانم 😍 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم
اصلا تو درداتون داد نزنید بدتر میشه فقط نفس بکشید تند تند دم و بازدم ، ساعت ۱۱:۳۰ ماما اومد و رفتیم اتاق خصوصی خیلی عالی بود خانم رحیم دل بلافاصله دکتر اومد معاینه کرد گفت اینکه ۸ سانت شده 😂 تعجب کرده بود گفت خیلی خوب پیشرفت داشتی ، بعدم حس فشار داشتم خیلی درد تو کمرم بود ، هر لحظه حس میکردم الان بچه میاد بیرون خیلی حس فشار داشتم ،ساعت ۱۲:۳۰ من فول شده بودم و بعد از اون ماما گفت فقط زور بزن جوری که انگار میخوای مدفوع کنی ،زورت هم باید حساب شده باشه الکی فشار نیار به خودت ، من فقط نفس عمیق میکشیدم و زور میزدم ، توصیه من به شما اصلا جیغ نزنید تو این لحظه و فقط سینتون رو بچسبونین و نفس عمیق بکشید و زور بزنین ، فقط هم موقع درد زور بزنید ، خلاصه زور میزدم کله بچه میومد بیرون دوباره می‌رفت تو 😂😂 دیگه ساعت ۲ رفتم اتاق زایمان ، شکممو فشار دادن بچه اومد بیرون ، بهترین حس دنیا بود یعنی
من خودم به شخصه مثل چی از زایمان طبیعی میترسیدم ولی بستگی به بدنتون و آمادگی شما برای زایمان داره اونقدرا هم که برا خودم بزرگش کرده بودم سخت نبود ، تونستم کنترل کنم دردامو خداروشکر زایمانم خوب بود بیمارستان هم از لحاظ رسیدگی عالی بود ، حتما حتما مامای همراه بگیرین واقعا خیلی تاثیر داره ، دکترمم خانم سجاد نیا بودن ولی روز زایمان خانم دکتر میروکیلی اومدن بالا سرم ، و تمام 😁
مامان ناپلونی 🩷 مامان ناپلونی 🩷 ۱ ماهگی
💢پارت دهم و اخر زایمان طمیعی 💢
راحت ترین بخش اگه بهش فکر نکنی فقط هرچی ماما میگه گوش کنی همین اخراشه که باید زایمان کنی و همه ترس من از زایمان همین قسمت بود بعد ۲۴ ساعت درد کشیدن هیچی مثل درد های اولش نیست و همه بدن ها با هم فرق میکنه یکی زودتر تموم میشه درداش یکی دیر تر مثل من
بی حسی هم واسم اثر نکرد و با درد زایمان کردم درد زایمان داشتم درد سوزش سوزن های تو کمرم اصاف شد خلاصه اخرش فوت کردم سرش که بیرون اومد خودش راحت سر خورد اومد بیرون یعنی اینقدر حال ادم جا میاد اینگار یه بار بزرگی از دوش ادم برداشتن بچه با دما بدن گرمش گزاشتن رو شکمم نوازشش کردم دستاش گرفتم خیلی این قسمتش حال میداد اخه هیچ دردی نداشتم دیگه کمرم خالی شده بود جفتم دست گزاشت شکمم یه کوچول درد داشت بیرونش اورد بعد بخیه میزد من با دخترم بغل کرده بود نوازشش میکردم تا بخیه تموم بشه بهش شیر دادم یه چند دقیقه بعدش بدنم شذوع کرد لرزیدن خیلی شدید واسه سرما بود و زایمان و اتاق زایمان که سرد بود رفتم با کمک ماما سرویس بهداشتی خودمو کمر به پایین شستم خشک کردم نوار گزاشتم لباس شلوار پوشیدم رفتم رو تخت گرفتم دل خشی خوابیدم انگار هیچوقت حامله نبودم سبک شبک ولی امان از کمر درد های بی حسی ☹️😢
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۳ ماهگی
مامان آریان مامان آریان ۶ ماهگی
تجربه زایمان من 😊
بعدش ک کمی انقباض شروع شد مامانم حراسون خودشو به من رسوند بعد اون هم مامای همراهم اومد وقتی دیدمش روحیه م واقعا عوض شد چون خیلی ترسیده بودم من هیچی با خودم بیمارستان نبرده بودم ن مدارک ن ساک 😅 بعدش انقباض هام بیشتر شد .
با اینکه ۴ سانت بودم ولی بچه بالا بود و باید با ورزش میکردم تا زودتر زایمان کنم . توی اوج درد منو ماما ورزش هارو انجام دادیم که خیلی کمک کرد به ۶ سانت ک رسیدم بی حسی خواستم ولی معاینه م کردن گفتن بچه بالاست هنوز ن
ورزش ها رو بیشتر کردم چون دیگه طاقت دردو نداشتم دوباره معاینه شدم خداروشکر بچه اومده بود پایین ، بی حسیو ساعت ۱۰ به من تزریق کردن سریع ماما منو خوابوند گفت فول شدی زور بزن . با دو سه تا زور ساعت ۱۰ و بیست دقیقه زایمان کردم بچه رو روی شکمم گذاشتن انگار دنیا رو به من دادن😍🥰 از دو جهت هم بخیه خوردم . دیگه درد نداشتم . من اون بعدازظهر بدون درد بودم نمیدونستم تا ۱۰ شب زایمان میکنم و تموم میشه 😅 توی ۴ ساعت زایمان کردم😅🥰
مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۲
از درد زیاد همه جارو چنگ مینداختم به مامائه گفتم اگه بچم به دنیا نمیاد این ۷سانت بیشتز نمیشه من میخوام دیگه برم برای سزارین گفت ن دیگه به دنیا میاد یکم تحمل کن خلاصه ساعت ۱۰ بود یه مامای دیگه اومد گفت از تخت بیا پایین یه ورزش بهت میگم اینو انجام بده اونو با درد زیاد انجام دادم اونم کمرم محکم گرفت فشار داد با همون خلاصه ۱۰ سانت شدم دردام شدیدتر و با فاصله خیلی کمتر شد ولی سر دخترم تو کانال زایمان گیر کرده بود در نمیومد موهاش و میدیدن ولی پایین تر نمیومد اخرش یکی دیگه از ماماها اومد بالا سرم مشت هاش رو گذاشتم رو شکمم و محکم رو به پایین فشار داد اون یکی ماما هم هم از پایین فشار می‌آورد تا دهانه واژنم باز تر بشه اما نمیشد چون من هربار دردم می‌گرفت دردام ۵ثانیه ای می‌شد تا بچه یکم پایین تر میومد من دردم دوباره می‌رفت بچه دوباره می‌رفت بالا اخرش پرینه رو برش زدن و با فشار های زیاد سر بچه اومد بیرون و دخترم به دنیا اومد دردم کلا رفت ولی بعدش بخیه هام خیلی درد میکرد و اینکه فشار دادن شکم بعد زایمان خیلی درد داره من نمیخوام از زایمان طبیعی بترسونمتون ولی اگه طاقت درد زیاد قبل زایمان ندارین حتما برید برای سزارین البته ک اونم درد های خودشو بعد زایمان داره ولی من درد خیلی بدی داشتم قبل زایمان هربار یادم میاد تنم میلرزه ولی بازم همین که دخترم صحیح و سالمه خداروشکر♥️
مامان میجان مامان میجان ۵ ماهگی
تاپیک چهارم …
واقعا قشنگ ترین درد دنیا بنظرم درد زایمان طبیعیه
من چهارتا زور زدم
دکتر گفت سرش و میبینم یه زور دیگه برن
آخرین زورم زدم بچه لیز خورد اومد بیرون دکتر گذاشت بغلم
این لحظه قشنگ ترین اتفاق زندگیه یه مادره
تمام دردا تو همین لحظه تموم شد ،انگار اصلا پنج ساعت هیچ دردی نداشتم موقع زور زدنم درد نداری فقط حس فشار خیلی زیاد داری
دوست داری فریاد بزنی
دیگه گفتن همسرم و خواهرم اومدن تو من و بچه رو دیدن
درمورد برش پرینه بهتون بگم
من اصلا اصلا چیزی نفهمیدم
حتی بعد اینکه بچه دنیا اومد گفتم برش خوردم ؟
گفت مگه بدون برشم میشه
هیچ دردی نداشت ،حتی بخیه زدنم درد نداشت ،من دوتا بخیه خوردم
دکترم گفت برات بخیه زیبایی میزنم ،واژنم هیچ تغییری نکرد شد مثل اولش ،فقط در آوردن جفت یه مقدار درد داشت ،دکترم فوق العاده با معرفت بود ،خیلی با وجدان بود خیلی همراهیم کرد خیلی هوامو داشت هم‌روز زایمان هم تو دوران بارداری (دستمزدم نگرفت)
بیمارستانم خیلی خوب بود
واقعا بیمارستان و دکتر و ماما خیلی تو زایمان تاثیر داره
دکترم از اول شروع زایمان گفت امشب فرق خودتو با سزارینیا میبینی تو دیگه درد نداری امشب راحتی
من رفتم بخش دقیقا چیزی شد که دکترم گفت
من راحت به بچم شیر میدادم کارامو خودم انجام داد
ولی اونایی ک سزارین کرده بود خیلی تا صبح درد کشیدن
البته بازم بستگی به بدن آدم داره خیلیا طبیعی زایمان میکنن ولی اصلا راضی نیستن یا برعکس
ولی من واقعا بعد زایمان یادم نمیومد چقدر درد داشتم دردام چه شکلی بود
اینقدر حالم با دخترم خوب بود
ادامه تو کامنت...
asma asma قصد بارداری
تجربه زایمان طبیعی (۲):ساعت ۵ بود ماما همراهم اومد من سه سانت بودم و شدید درد داشتم و حتی نمیتونستم وایسم چه برسه ورزش کردن رفتم زیر دوش آب گرم حالت سجده شدم ولی دردام بدتر میشد و آرومم نمیکرد ماسک اکسیژن زدم ولی اونم حالم رو خوب نکرد تااینکه ساعت ۷ نیم دوباره معاینه ام کردن و دیدن شدم ۶ سانت و بهم گفتن فقط زور بزنم و با کلی فشار شکمی و معاینه به ۸ سانت رسیدم و ماماهمراهم میگفت اصلا زور زدن رو قطع نکن چون سر بچه میره بالا میاد پایین منم همش زور میزدم و شد ساعت ۹نیم که بچم به دنیا اومد و من هیچ حسی بهش نداشتم چون اونو دلیل همه این بدبختی هایی که کشیدم میدونستم و حالم بد بود و خلاصه جفت به راحتی بیرون اومد ولی موقع بخیه زدن من سوزش داشتم نمیدونم چرا اثر نمیکرد بی حسی هاشون و بخیه زیادی خوردم جوری که الان نمیتونم بشینم ☹ و خلاصه خاطرات بدش تا آخر عمرم به یادم میمونه و فراموش شدنی نیست و میگن که وقتی زایمان کنی انگار تازه متولد میشی و هیچ دردی نداری درحالی که من الان سردرد شدید دارم و همه بدنم گرفته و درد میکنه مخصوصا کمر و گردنم نمیدونم اثرات زایمانه یا دارو بی حسی...من قصد ترسوندن کسی رو ندارم و بدن با بدن هم فرق داره ولی من خیلی اذیت شدم انشاالله همه به راحتی زایمان کنید 😘♥️
مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۷ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۸
۴۰ هفته ۵ روز زایمان کردم
بچم ۳۵۰۰ وزنش بود
ناخن هاشم بلند بود چون تا آخرین هفته مونده بود
یه شب بیمارستان خوابیدم بعدش مرخص شدیم
الان که به زایمانم فکر میکنم میبینم با اون همه دردی که کشیدم ارزشش رو داشت که زایمان طبیعی رو تجربه کردم حتی اگه یه زمانی زایمان بعدیم سزارین باشه بازم پشیمون نیستم که زایمان طبیعی رو تجربه کردم وقتی بچمو دیدم بدن داغشو حس کردم خیلی خوب بود یه حسیه نمیشه توصیف کرد 🥹
درد طبیعی همون لحظه که بچه بیاد درد تموم میشه ولی سزارین بهوش که میای شکمت ۷ لایه پاره شده ولی بازم هر دو تا زایمان بخیه ها درد دارن
تخت کناریم سزارین کرده بود سه تا سرم بهش وصل بود که یکیش پمپ درد بود هر چند ساعتم هی میومدن براش شیاف مسکن میزدن
منم درد داشتم ولی فقط روز اول شیاف میذاشتم بعدش دردم آنچنانی نبود فقط بخیه هام حس میکردم که سفت بودن که خودشون یکی یکی افتادن
خداروشکر میکنم که زایمانم یه خاطره خوب شد برام
زایمان چه سزارین باشه چه طبیعی هر دوتاش درد و عوارض داره و دست خودمونه کدوم راه رو بریم
و البته بدن با بدن هم فرق می‌کنه بعضیا فقط یه نوع زایمان براشون راحته
مامان شوپولی مامان شوپولی روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
خلاصه دردام خیلی خیلی شدیدتر شد و تا ساعت هفت و ربع دردام وحشتناک بود و همش داد میزدم حس مدفوع دارم بچم داره میاد تا اومدن معاینه کردن دیدن شدم ۷ سانت گفتن هنوز جا داری دوباره چند دیقه بعد فریادام بیشتر شد دیدن بچه داره میاد پرستارا میگفتن زور نده وگرنه جر میخوری باید زنگ بزنیم دکتر بیاد برش بخیه بده
حالا دکترم جواب تلفن نمیداد منم هی داد میزدم توروخدا امپول بی حسی بزنین دارم جررر میخورم دیگه خلاصه خودشون زود بی حسی زدن و پاره کردن ولی من اصلا بی حس نشده بودم و بچم ساعت ۸ دنیا اومد و از ساعت ۸ تا ۹ هم داشت پارگی هارو بخیه میکرد ولی از داخل بخیه نشدم فقط پارگی های بیرون بود و بدون بی حسی بخیه کرد چون اسپری بی حسی نداشتن😐و ب اندازه درد زایمان درد بخیه هم کشیدم
خلاصه خیلی خیلی زایمان سختی داشتم و ب نظرم زایمان طبیعی وحشتناک ترین دردیه ک یه زن میتونه تجربه کنه و تا ابد تو ذهنم میمونه ک چی کشیدم و ب نظرم تمام ورزش ها و تنفس هایی ک تو کلاس زایمان یاد میدادن همش الکیه چون وقتی درد خیلی شدید میشه تو حتی نمیتونی رو پات بایستی یا نفس بکشی
چاره ش فقط جیغه😂
این بود تجربه ی من از زایمان وحشتناک طبیعی
ولی خداروشکر ک خودمون خوبیم و وزن بچه موقع تولد ۲۶۰۰ بود در ۳۸ هفته و ۱ روز
و از امروز هم درگیر زردی هستم
راهکار بهم بدید واسه زردی🙏