۷ پاسخ

عزیزم بیا تجربه از شیر گرفتنتو به مام بگو

عزیزم دخواست دادم لطف میکنی قبول کنی

جانم..
به سلامتی باشه. مطمئنم این مرحله رو هم شما مادر و دختر نازنین در آرامش با هم پشت سر میذارید.
من آبان رو ۱۵ ماهگی از شیر خودم گرفتم. یعنی از یکسالگی شروع کردم به کم کردن، ۳ ماه طول کشید، ۱۵ ماهگی دیگه کلا قطع کردم. شیر شب رو دیگه ندادم، روز رو شیرخشک جایگزین کردم.

موفق باشی عزیزم
تاپیک های منم نگا کن شاید ب دردت خورد تجربه از شیر گرفتن گذاشتم

خواهر روز اول همکاری کرده راحت بوده
مطمئن باش زود زود جدا میشه تا ۱هفته کامل قطع میشه
کاش منم جایی داشتم میرفتم موقع شیر گرفتن بچم

این مرحله از شیر گرفتن ب منم نزدیکه

انشاالله میتونی و از پسش برمیای

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
تجربه ترک شیر

دختر من به شدت به سینه وابسته بود
غذاش و خوب میخورد کنارش هم شیرش و میخورد
چون خدا رو شکر وزن و قدش هم خوب بود و کمبود ویتامین و آهن هم نداشت تصمیم داشتم تا دوسالگی کامل بهش شیر بدم
و بخاطر این وابستگی تصمیم گرفته بودم که تدریجی از شیر جداش کنم که بهش آسیبی نرسه

حالا این پروسه جوری طی شد👇
اول سعی کردم زمان هر وعده رو کم کنم مثلا اگه ده دقیقه در وعده شیر میخورد دو سه دقیقه ازش کم میکردم
با تشویقش برای بازی کردن یا هر کاری که بچه رو خوشحال میکنه

در مرحله دوم
وعده هایی که اهمیت کمتری دارن مثل وعده های میانی روز و حذف کردم
سرگرمش کردم.  بازی با اسباب بازی
و بیرون رفتن و....
مثلا وعده ی بعد خواب بعدازظهر و حذف کردم
قبل اینکه بیدار بشه یه سینی شامل آبمیوه، شیر و آجیل میزاشتم کنارش تا وقتی بیدار شد ببینه و دیگه شیر نخواد

و بعد از چند رو این ساعت طولانی تر شد و تا قبل خواب کلا شیر خوردن و حذف کرد

بعد از چند روز براش عادی شد

تصمیم گرفتم بیام خونه مامانم شهرستان تا مراحل آخر و بهم کمک کنند
اینکه بچه تو این پروسه سرش شلوغ باشه خیلی کمک میکنه که راحتتر جدا بشه

اول شیر صبح و حذف کردم
وقت بیدار شدنش آبجیم میرفت سراغش و مستقیم میاوردش تو آشپزخونه و کنارمون صبحانه میخورد
و این وعده هم بعد چند روز حذف شد

غول مرحله آخر وعده قبل خواب 😨
چون عادت کرده بود که حتما با خوردن بخوابه
براش خوراکی‌های مورد علاقه اش و می‌آوردم (رایس کیک ، نون خشک جو ) تو دستش میگرفتم و رو پام میزاشتم تا بخوابه
که روزای اول تا یک ساعت هم طول می‌کشید
مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
روش چهار در چهار رو من نتونستم به روش خودش اجراش کنم و من دارم روش رو برعکس میام جلو 😂
روش چهار در چهار برا از شیر گرفتن
میگه چهار روز اول از صبح شیر نده تا دوازده یک ظهر
بعدش آزاده بخوره تا روز بعدی
چهار روز بعد از صبح تا پنج عصر شیر ممنوعه بعدش آزاده تا روز بعد
چهار روز بعدی صبح تا دوازده شب شیر ممنوع
و از دوازده تا صبح آزاده
چهار روز بعد اینم ممنوعه
حالا من اومدم از شش عصر بش شیر نمیدم تا دوازده شب
امروز روز چهارمه
فردا میخوام از ساعت دوازده بش ندم شیر تا دوازده شب
چهار روز بعدی از صبح بش ندم تا دوازده شب
چرا اینکارو کردم چون پسر من صبحها تو خواب خیلی شیر میخوره حاضر نیست پاشه چیزی بخوره یعنی تا دوازده ظهر حاضر نیست چیزی جز شیر بخوره
اون چهار روز آخر رو گذاشتم برا قطع تایم صبح تا ظهرش که شوهرم مرخصی باشه کمکم بده وگرنه به فنا میده منو
البته همین الانم تو این چهار روز فقط از شش تا دوازده شب نیست یه تایمی از دوازده تا چهار عصر بهش شیر نمیدم
یعنی در اصل واسه صبح شیر میخوره تا دوازده ظهر و ممنوع میشه تا چهار عصر چون اونموقعه عادت داره با شیر بخوابه
کاش بتونم قطعش کنم
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۲ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛