۲۵ پاسخ

قصه و لالایی بخون موقعی ک داری شیرش میدی خواستی قطع کنی اشنا باشه براش بعد از اونم ادامه بده

دختر من با روش تدریجی کنار نیومد
و من مجبور شدم با روش اوف کردن سینه پیش برم
خدا رو شکر راحتتر از چیزی بود که فکرشو میکردم

دقیقا انگار شرایط من و پسرم و گفتی،قبلا بارها و بارها شیر میخورد به سختی رسوندمش به قبل از خواب ظهر و شب وشب تا صبح هر بار که بیدار میشه،ترجیحم اینه که اول وعده های شب تا صبحش و قطع کنم اونم تا یه بار شیر دادن پیش رفتم ولی باز برگشتیم به عقب
امیدوارم این مرحله هم راحت پشت سر بذاریم
کلا با تلخک و چسب و این چیزا هم نمیخوام بگیرم به قول مشاور پسرم گفت اگه حتی دندوناش خراب بشه بهتره تا اینکارو باهاش انجام بدی

برای خواب شب هرکاری کنی اذیت میشی چون خیلی گریه و بهونه میگیره یا روی پا یا روی تاب یا تو ماشین یا با ماساژ و خاروندن کمر بخوابونش ممکنه مجبور بشی همه رو امتحان کنی تا یکیش جواب بده فقط باید خیلی صبر و حوصله داشته باشی

دختر من هم همین طوری بود.وقتی شام خوب بخوره و سیر باشه،آب و مایعات زیاد بخوره که جبران شیر نخوردن باشه چون زیاد تشنه میشن،کلی بازی کنه و خسته بشه،بعد من واسش قصه تعریف می کنم که البته همیشه گوش نمیده و سرگرم چیزای دیگه میش،من واسش پتو و باشت می برم تو سالن و واسه خودمم بالشت می ذارم و بهش میگم بیا واست قصه بگم،خودشم میگه قصه،ولی بیشتر تو تلویزیون از فلش واسش قصه و شعرلالایی می ذارم چند دقیقه ای،دوست داره و نگاه می کنه،بهش تو لیوان نی دار شیر میدم و بعدش هم آب،یه موقع که خسته باشه خوابش میبره،بعد می برم تو تختش میذارمش.خیلی وقتا پا میشه میره تو اتاق و با اسباب بازیاش بازی می کنه و می چرخه و بعدش می خوابه،چند روز هم هست واسش تاب ریلکسی گرفتم خیلی وقتا هم تو تاب می ذارمش و می خوابه،خیلی خوبه.وقتی میاد تو بغلم بهونه می گیره و می خواد شیر بخوره،هواسشو با خوراکی هایی که دوست داره و کارتون و شعر و ترانه و تاب و اینا پرت می کنم.اگه بازم بهونه بگیره بغلش می کنم و باهاش راه میرم تا بخوابه یا آروم شه

اصلا نگران نباش منم به روش شما اول شیر روزشو کم کردم یعنی طوری بود که فقط برا خواب عصر وخواب شب واز شب تا صبحم چند بار میخورد اول شیر قبل خواب عصرشو گرفتم توی تاب خوابوندم البته میخواست زرد چوبه زدم یه ذره نشونش دادم گفتم اه اه بعد دو روز گذشت شب سوم میخواست بخوابه از صبح شیر نخورده بود گفتم شیر اه اه خراب شده بیا تاب بخواب یه خورده نق زد البته بگما کامل سیر بود بعد تو تابش خوابید بعدنصف شب که بیدار میشد یا تو تاب میذاشتم یا رو پام که خدارو شکر بخوبی گذشت شمام اصلا نگران نباش چون تدریجی گرفتی اذیت نمیشه من اگه فکر میکردم اینقد راحته هیچ وقت نگران نمیشدم اینم بگم پسر من خیلی وابسته شیر شب بود

من دوماه گرفتم پدرم در اومد دیگه 😭😭

عزیزم دخترت ک بزرگه کاملا میفهمه دختر من یکسال و چهارماهش بود موقع خواب بغلش میکردم میگفتم دیگ جی جی نداریم راهش میبردم با گریه میخوابید اما میفهمید کاملا

من از یکی از دوستام این روش و یاد گرفتم گفتم بگم شاید به درد کسی خورد من چند ماهه پسرمو از شیر گرفتم وابستگی خیلیییییی زیادیم داشت ولی تو این سن بچه ها فقط وابسته به سینه مادر هستن نه شیر، با بچتون حرف بزنین بگین تو دیگه بزرگ شدی باید مثل بزرگترا شیر پاکتی بخوری ولی اگه دلت تنگ میشه میتونی میمی و ناز کنی با این روش اول شیر روز و قطع کنین بعدم شیر شبو من تو ۳ روز اینطوری از شیر گرفتمش واقعاااا حرف زدن با بچه ها تاثیر داره امیدوارم به دردتون بخوره

پسر من با صحبت کردنم خوابش میبرد و اصلا با لالایی و اینا خوابش نمیبرد، درمورد اتفاقات روزمون باهاش صحبت میکردم و وعده وعید بهش میدادم با چیزایی که دوست داره مثل خوراکی و خانه بازی و بردن پیش پسرخالش. و پسر عمه اش، و واقعا هم انجام میدادم روزی یک ساعت میبردم خانه بازی که خسته بشه و بتونه بخوابه، خیلی مهمه که خستش کنی و شیرخوردن رو فراموش کنه

بخدا پسر من خواب نداشت غذا نمیخورد خیلی وابسته بود تا صبح میخورد خودمم استراحت نداشتم یه ماهه از شیر گرفتم چهار روز قشنگ اذیتمون کرد ولی الان با ما میخوابه دیکه بیدار نمیشه خودش میخوابه خیلی راحت میگم کاش زودتر از اینا میگرفتم

ببین عزیزم منم تدریجی پیش رفتم البته کلا پسرم از کوچیکی شبا با شیر نمیخوابید ولی ظهرا چرا . اما کلا دیگه اخرش بالاخره چند شب گریه دارن دیگه . قرارم نیست تلخ کنی ، باید توضیح بدی دوساله ت شده ، دوساله ها مامانشونو مثلا بغل میکنن میخوابن ، و من پیشتم ، دوست دارم و … . بالاخره چون عادت دارن چند شب گریه میکنن جیغ میزنن طبیعیه . هی بغلش کن بگو میدونم سخته برات پیشتم و کمک بگیر از همسرت ، اب بده بهش و … تا عادت کنه بعد جند شب

من یهویی گرفتم و همیشه فک میکردم چجور قراره بخوابه فقط شب اول سختش بود
ازشب بعد باقصه خوابید
والانم خیلی شبا قصه م نمیگم خودش میادتوبغلم میخوابه

من شیر رو ترک دادم
ولی نمیدونم پستونک رو چجوری ترک بدم
چون بدون اون فقط چند بار تو ماشین خوابش برده
وگرنه تو خونه اصلاااا امکان نداره
خیلی فکرم درگیرشه

منم موندم چجوری از شیر بگیرم اصلا حوصله اینکه صدای گریه بشنوم ندارم

منم نداشتم ولی بالاخره موفق شدم

منم موندم چجوری از شیر بگیرم اصلا حوصله اینکه صدای گریه بشنوم ندارم

ببین منم روز را کلا قطع کردم اینقدر خسته اش میکردم که میخابید یا با یه خوراکی میدادم دستش .شب تو خواب دادم .بعد شیشه شیر خریدم دائم دستش بود سیر میشد شبها دیگه یکم گریه میکرد میخابید .یه. هفته هم شبا بی تابی گریه کرد تا صبح بعدش عادت کرد نه الان شیشه میخوره دیگه نه سینه .غذاش خوب شد .خوابش هم عالی شد

منم موندم چجوری از شیر بگیرم اصلا حوصله اینکه صدای گریه بشنوم ندارم

میگی کم کردی ولی دفعات زیادی داری بهش میدی!
یهویی قطع کن
اذیت میشه بیقراری میکنه ولی میگذره.
روی پا بذارش دورش بده حواسشو پرت کن ، خسته بشه میخوابه

سلام عزیزم
دیگ اینم یه چالش مادری فرزندی باید ردش کنی
هیچ راهی جز اینک بگی اوف شده تلخک نیست
توکل کن ب خدا و شروع کن چون دیگ نزدیک دوسالش

دخترم من اینجوری بود مرحله اخر از همسرم کمک گرفتم‌ می بردش چند شب بسرون میخوابوند بعد روتین خواب گذاشتم کم کم یاد گرفت گستقل بخوابه

دقیقا منم همینم. دوماهه طول روز نمی‌دم فقط قبل خواب ظهر و در طول شب میدم و اصلا نمیدونم چجوری قطع کنم

چقدر منی.....منم سردرگم در همین مرحله ام

منم این مشکلو دارم واقعا نمیدونم چطوری شیرشو قطع کنم

سوال های مرتبط