۸ پاسخ

منم اونطوری کردم روزی ۳بار بعدش یک روز تصمیم گرفتم تلخک زدم و گفتم تلخ شده خورد و دید که تلخه بعد اون هروقت خواست گفتم تلخه. چند روزی مخصوصا ر
وز سوم ۲۴ ساعت گریه کرد حالا یکم کنار اومده . واس خوابم میخوابونم پیشم نیم ساعت اینا وول میخوره آخرش خسته میشه میخوابه

من الان یه هفته میشه شبا رو گرفتم در طول روز هم بیشتر وقتا ۱ بار میخوره بعصی وقتام ۲ بار

برعکس امروز تو فکرت بودم چه کردی
اول ظهر رو حذف کن بعد چند روز شب

دیگه یا راه ببرش یا تو بغل یا لالایی روش های مختلف رو امتحان کن برا خواب

دقیقا پسر منم همینه شبا زیاد میخوره

من یهویی فقط شب و صبح دادم وعده صبح قطع کردم فقط شب بعدش شیشه شیر ندادم با لیوان نی دار فقط شبا میدم ک اونم میخوام شب قطع کنم صبح بدم فقط

منم ب این تعداد رسوندمش ولی شبپیر شبش سر جاش بود بعدش احساس کردم داره استرس میگیره برا همین صبر زرد گرفتم بهش نشون دادم گفتم می می خراب شده یکی دو بار زبون زد دید تلخه میومد میگفت می می جیز؟ میگفتم اره جیز شده میرفت ولی وقتی میخوابید میشستم شیر شبشو میدادم ک تا صبح بد خواب نشه بعد از ی هفته کلا خودش شیر شبم قطع کرد و حتی تو روزم نخواست بیاد ببینه می می جیز شده یا ن

من روزی چهار بار میخوره ولی شب تا صبح هیچی

شیر روزش خوبه شیر شبشو حذف کن کلا بعد همش در روز سه بار رو تا دو سالکی بده بعد کم کم نده بجاش تو لیوان صبح ها بده

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ