۹ پاسخ

سلام من کم کم شروع کردم
اول شیرشو رقیق کردم
بعدش خودش زیاد سمتش نیومد
و گریه کرد کرد اب میریخیم تو شیشه اش

من صبر زرد از عطاری گرفتم زدم بچه ی من که روزو شب دائم وابسته بود یکی دو شبه از شیر گرفتمش

نه بعد تولدش میگیرم ...الانم فقط شبها قبل خواب میخوره راحته گرفتنش دیگه

من وقتی ۲۱ ماهه یود گرفتم.ولی از دو ماه قبل وعده ظهر قطع کردم بعد هم وعده صبح و دست آخر وعده شب.اثن اذیت نکرد

یه ماهه پاستویزه میریزم تو شیشش بجای شیرخشک شب اول دوبار شیشش پرت کرد دید خبری نیس برداشت خورد

من یهو قطع کردم بنظرم این جور بهتره تدریجی بچه زجر میکشه

من کم‌کم وعده هاشو کم کردم تا جایی ک فقط ظهر و شب قبل خواب یکم میخورد یمدت ک‌ گذشت وعده ظهرشو قطع کردم بغلش میکردم تا می‌خوابید الآنم ۳ روزه وعده شبش رو هم قطع کردم قبل خواب میگه ممم ولی یجوری راضیش میکنم ک تموم شده دیگه خداروشکر می‌خوابه زیاد اصرار نمیکنه.کلا حدود دو ماه تلاش کردم ک کمش کنه

موقعش که بشه خودشون کم کم میوفتن از شیر
من دو وعده رو تونستم حذف کنم اون سه وعده دیگه رو اصلا هیچ جوره نمیشه
امروز خواستم وعده صبحشم حذف کنم ساعت ۵.۶ صبح همیشه میخورد هی بیدار شد هی خوابوندمش ساعت ۸:۳۰ صبح دیگ نتونستم مجبور شدم بهش دادم

من تا دوسالگی بهش میدم

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ