۱۲ پاسخ

خدا رحمتش کنه 🖤
شما مادر نداری
ولی من دارم هیچ کاری برام نکرد
۳ بار سقط کردم کاری نکرد
بارداری سختی داشتم استراحت مطلق همه خونه مامانا بودن من تک تنها
زایمان کردم همینطور
بچم زردی گرفت ۱ هفته موندم بیمارستان همینطور
بعد اونم دیگ نیومد..
هعی
تا الان ک ۲ماه زایمان کردم یه استراحت نداشتم یه کمکی نداشتم

عزیزم خدا رحمتش کنه من درک میکنم من مثل شما.

عزیزم ناراحت نباش
من مادر داشتم همه این مراحل رو تنها بودم

خدارحمتشون کنه عزیزم
منم مجرد بودم مامانم فوت کرد خواهرم برام مادری کرد تنهام نذاشت
منم چهارشنبه میرم ختنه

الهی عزیزم 🥺انشالله همیشه سالم و سلامت کنار خانواده ت باشی،و همیشه قوی بمونی❤️❤️

ماهم مادرمون هزارسال باشه ولی تو مشکلات کنارم نبوده مادرشوهرم همیشه همرام هست

عزیزم خیلی سخته،منم شهر غریبم تنها کسیو ندارم

قشنگ درکت میکنم عزیزم 😔😔
من عین خودت دارم تنهایی درد میکشم بدون مادر بدون پشتیبان🥺🥺🥺🥺

میشه با دل شکستت مامان منو دعا کنی 😔مادر من شیمی درمانی میشه وقتی رفتم واکسن پسرمو بزنم چون ترسیدم برا مادرم ضرر داشته باشه نزاشتم بیاد همسرمم سرکار بود خودم بردم بچه رو یه روز قبلشم تنها بردم دکتر همه یکی کنارشون بود فقط من تنها بودم دقیقا مث شما بغضم گرفته بود... از اول بارداریم فهمیدیم مادرم مریض هروقت رفت دارو با وجود بارداریم رفتم ده روز موندم خونش غذا و آبمیوه و سرم اینا رو انجام دادم ولی امروز فهمیدم به همه دارو ها مقاوم شده خیلی حالم بده خیلی لطفا براش دعا کن من خواهرم ندارم مامانم همه کسمه

عزیزم 🥺ایشالا که همیشه سالم باشی 🙏

هممون همین هسیم عزیزم .مادرم ما هس و زنده ولی سنش بالا رفته دیگه نمیتونه کمک حال باشه_منم با ی بچه بیقرار کلی خاطره بد مونده ولی همه ی اینا باعث شده که زندگیو جدی تر بگیرم

عزیزم 🥺

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۲ ماهگی
سلام
#تجربه_زایمان #طبیعی #پارت۱
گفتم منم بیام از تجربه زایمانم (طبیعی) بنویسم شاید یه نفر به دردش خورد☺️
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما.
.
.
زایمان دومم بود ولی خیلی بیشتر از اولی استرس داشتم! قبلا فکر میکردم یه بار همه اینا رو تجربه کردم و این همه استرس طبیعی نیست... واسه کم شدن استرسم به هر سختی بود تو کلاس آمادگی زایمان که از طرف بهداشت بود شرکت میکردم(محتوای کلاس زیاد خوب نبود و همش رو بلد بودم) اما هدفم از شرکت تو کلاسا آشنایی با مامانای باردار بود و خییلی خوب بود، کسایی بودن که زایمان دوم و سومشون بود و اونا هم حس منو داشتن و یه کم دلگرم میشدم...
از طرفی از سزارین و درد بعدش هم میترسیدم و هم این که بدنم یه بار سیر طبیعی رو طی کرده بود و نمیخواستم سزارین بشم، البته اینکه پول سزارین نداشتم هم بی تاثیر نبود😂 (شوخی میکنم، حتی اگه پولش هم داشتم بازم انتخابم طبیعی بود)
خلاصه اینکه سپردم به خدا... گفتم بزار بگذره ببینم چی پیش میاد، شایدم سزارین اجباری شدم و نباید ذهنمو فقط و فقط واسه طبیعی آماده میکردم!
ادامه داره....