دل من واقعا گرفته دیشب گریه کردم حامله بودم جایی نرفتم مسافرت الانم تا ۱ سالگی پسرم نه جایی میرم نه کسی میاد . فقط خونه مامان خودم هفته ای ی بار اونم دلیلش اینکه چون ابجیا دیگم بچه کوچیک ندارن . شوهرم روی پسرم حساسه .به منم دیشب بهش ی کلمه گفتم خونه ابجیت منو ببر گفت نه ویروس جدید اومده هیج جا نمیرم . زدم زیر گریه خسته ام کلافه ام اما بازم خودمو با پسرم با کارای تو خونه با قرآن خوندن آروم میکنم . اخرشم بعد گریه کردنم گفت اگه ناراحتی جایی نمیبرمت میتونی بری خونه بابات. بهم تا حالا دوبار گفته .از داداشش یاد گرفته . سر هر چیز کوچیکی زنشو میبرد میذاشت ۲۰ روز یا یک ماه خونه باباش . حالم بد میشه اصن .
اخی عزیزم ناراحت نباش . همه مردا اینطورن . شوهر خودم شریک با داداشش با هم ی جا کار میکنن صب میره ۹ تا ۶ غروب . تا بیداره بازی میکنه تا خوابش میاد میخوابه . بچه من گاهی هفته ها بد خواب میشه . اما از وقتی شماره شیر خشکش عوض کردم و یکم فرنی و سوپ میخوره راحت میخوابه . یا وقتی بیداره پسرم شوهرم ۲ میخوابه اما من و پسرم بیداریم من برقارو خاموش میکنم فقط چراغ خواب روشن میکنم .تا ۲ ربع پسرم میخوابه . ۵ شب پشت سرهم پسرم بیخودی میزد زیر جیغ تا ۴۰ دیقه اصلا اروم نمیشد چه روپاهام چه بغل .شوهرم گفت میرم خونه مامانم میخوابم گفتم برو من نمیتونم جلو دهن بچه رو ببندم . مگه بچه ۵ ساله هست .
بابا بخدا همه مردا همینن ،بچه رو بزار بغلش برو تو اشپزخونه مشغول کار شو بگو تو که بلدی خودت ارومش کن به غلط کردن میفته
اصلا اهمیت نده من سر پسر بزرگم همینطوری بودم ظهرا که شوهرم میومد ساعت ها پسرمو بغل راه میبردم گریه نکنه شوهرم بیدار نشه کمرم داغون شده الان میگم دور از جون شما چه خری بودم به درککه بیدار شه بچه منه بچه اونم هست میخواست نیاره دیگه الان اصلا کاری نمیکنم
کارش زشته حالا دلیلش هر چی که باشه ،واسم عجیبه همه میگن عیب نداره، میره سرکار خسته است شب میخواد بخوابه قبول،مگه ما مادرا خسته نیستیم ، پدر دراز کشید چشماشم بسته حتی اگه صدا بچه نذاره بخوابه کاری هم نمیکنه اما مادر که از صبح همش با بچه سر و کله زده غذا پخته خونه تمیز کرده و حتی لحظه ای استراحت نکرده شب رو هم نمیخوابه اروم میکنه بچه رو شیر میده بغل میکنه میگردونه، بعد کجا حقه که مرد بیاد غر هم بزنه
شوهر منم اینجوری بود مشخص شد میگرن داره
ولی اتاق خواب بخاری میزارم برم با دخترم بخوابم یکی از بخاری هارو بگم تو هم بمون حال صدا نیاد
عزیزم وقتی پسر منم کوچیک بود
یعنی از بدو تولد تقریبا تا اینکه حدود ۲ سالش شد
بخدا همینجوری بود.دقیقا مثل شوهر تو
تا قبل خوابیدنش عالی بود
ولی اگه شب با صدای بچه بیدار میشد
عقدشو رو من خالی میکرد و دلم میشکوند
تا اینکه میرفت سر کار و شب برمیگشت ازم عذر خواهی میگرد
بخدا بیشتر مردها اینجورین.
داداش منم همینجوری بود تا زمانی که بچه هاش بزرگ شدن
بخاری بزار اتاق به شوهرت بگو بره اتاق بخوابه پذیرایی بگو تو میری میایی چیزی لازم داری
میگم میتونی موقع خواب به شوهرت گوشبندی چیزی بدی که گوشاش رو ببنده صدا کمتر بشنوه؟
خب یه اتاق دیگه ببر بچه رو بخوابون.
مردا کارشون فقط غر زدنه ناراحت نشو میگذره این دوران ...
بهترین کار اینه که باهاش سنگین باشی
بعدم که معذرت خواهی کرد بگو بخدااا که بچه از سرلج بازی این کارو نمیکنه اون اصلا نمیدونه خستگی بابا و مامان یعنی چی دفعه خواستی واسه همچین چیزی عصبی بشی با خودت بگو این بچه که با من لج نداره فقط یه بچه ی چندماهه اس
هیچی نگو
اخلاقشه دیگه
منم اینجوریم چون خیلی بد خوابم کسی بیدارم کنه شدیدا عصبی میشم
دست خودمون نیست
بیشتر از دست خودمون و مدل خوابمون عصبانی هستیم تا اطرافیان
در حقیقت داریم سر خودمون داد میزنیم
بهش بگو گریه بچه که دست من نیست اینجوری میکنی دلم میشکنه. من میفهمم کارت سخته خسته ای. ولی بچه داری همینه دیگه. یکم خودتو کنترل کن تحملتو ببر بالا
عزیزم ببرش اتاق
اینا که زود بیدار میشن اختلال خواب دارن ببین میتونی روشی چیزی پیدا کنی درمانش کنی؟
تو درست میگی ولی اونم خسته خابش میاد من شوهرم خاب باش گریه کن میبرمش تو حال تو اتاق میخابونمش
خب ببرش توی یه اتاق که صدای بچه بهش نرسه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.