امروز با مادر یک دختر 2ساله صحبتی داشتم.
شاکی بود از ساعت خواب دخترش از جدانخوابیدنش،از غذا نخوردن و از پرخاشگر شدنش. گفت خسته است و دوست داره داد بزنه ولی جلوی خودشو میگیره و گریه میکنه.
بهش گفتم میدونی اگه تمام این حرفارو قبل از تولد پسرم بهم میزدی الان برات یک لیست بلند از اصول روانشناسی کودک و آموزش استقلال خواب و سرزنش برای استفاده نکردن از روش blw در غذاخوردن و... میگفتم.
آخرش هم میگفتم ناشکری نکن تو یک مادری چرا خسته شدی چرا کم اوردی چرا گریه کردی!
ولی الان نظرم این نیست. درمورد بچه داری نمیشه همیشه رویایی و صرفا با چهارچوب سخت کتابهای روانشناسی پیش رفت.
نمیشه یک نسخه واحد برای همه پیچید.
نمیشه گفت تمام بچه ها باید از۶ ماهگی جدا بخوابن.
دیر خوابیدن بچه ها و غذانخوردنشون رو همیشه نمیشه تقصیر والدین دونست.
تغییرات رفتاری بچه ها تو بحرانهای رشدیشون رو نمیشه نادیده گرفت و گاها با اصول قشنگ روانشناسی پیش برد.
گاهی نیاز به صبر بیشتر و اعتماد به احساس مادرانه است.
من مخالف اصول روانشناسی نیستم. چه بسا خیلی از آسیب های نسل ما بخاطر عدم درک درست نسل گذشته یعنی خانواده هامون از اصول فرزندپروری و روانشناسی بوده.
ولی بحث من اینه که نباید با یک اصل روانشناسی قشنگ انتظار داشت تمام مشکلات بچه هارو حل کرد.
نه بچه ها مثل هم هستن نه روحیات پدر و مادرها.و نه مادرها جنسشون از فولاده که بتونن مثل یک ربات با برنامه از پیش تعیین شده رفتار کنن و هیچوقت خم به ابرو نیارن.
حال خودمون رو دریابیم تا بهتر بچه هامونو بفهمیم.
اصل مهم روانشناسی خوشحال بودن مادر برای داشتن یک بچه خوشحاله. نه فشار به مادر برای عالی پیش بردن همه چی و خسته کردن مادر از حس ناکافی بودن.

تصویر
۱۷ پاسخ

من کلا روانشناسی قبول ندارم چون هیچ جوره نمیشه پیادش کرد تو زندگی اکثرا

چقد الان که گریه کردم نیاز به همچین حرفایی داشتم قشنگ ترین و مفید ترین تاپینگ های گهواره رو همیشه میزاری موفق باشی مهربون

خدا حفظش کنه پسر قشنگتو عزیزم ممنون

عالی بود ممنون.. ای جان واس اون دستای نازش ک ب برف می‌کنه😍

صدف اونجا برف اومده ؟

شما ایرانی مقیم سوئد هستین؟

خیلی عالی بود انتظار داشتم مثل بقیه سرزنشش کنی ولی بسی کیف کردم👍

واقعا حق گفتی عزیزم
خدایا ایلیا جانو حفظ کن

صدف جان خیلی خوبی عزیزم ممنونم از جملات قشنگت 🙏🥹🌹

ممنونم🌱

عالیییی👏
چه عکسیییی

عالی بود👌💞

عالی بود 👌👌

دمت گرم

به به یه پست حال خوب کن و مفید

دمت گرم ❤️

دمت گرممم🥰

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۲ سالگی
برای مامانای خیلی حساس
از اول و ازل توگوشمون خوندن که مادر فرشته اس، نیکی به مادر و یجور قداست به مادر دادن
بله حاملگی و زایمان از سخت ترین کاراییه که یک زن میتونه انجام بده و خیلی قابل احترامه اما این که تو با زایمان یک نسبت بهت داده میشه برای تو قداست نمیاره ،،پس تو قدیسه نیستی تو یه مادری که با زایمان بچه تبدیل شدی به مادر
پس مامان عزیز انتظارتو از خودت به اندازه ی قدیسه ای که قراره کامل ترین آدم باشه نبر بالا
تو قبل اینکه مادر بشی یه انسان بودی با هزاران ضعف و مشکلات
و قرار نیست یهو با مادر شدن تموم اون ضعف ها تموم بشه و تبدیل بشی ب یه آدم عالی که نه بچشو دعوا میکنه نه سرش داد میزنه و نه خسته میشه و تماما محبته و بقول معروف قدیسه میشه...
قطعا یه تروماهایی در کودکیت داشتی که هنوزم تو وجودت هست و همینکه اونارو ۳۰درصد کم کنی خودش کلی هنره...
همین که اگه‌ ۱۰بار مادرت داد میزده تو ۵بار بزنی و امثالهم یعنی تو مادر آگاهی هستی و در تلاشی برای تربیت خوبه بچت..
به هرحال بچه ها هم گاهی لازمه داد زدن ببینن ،گاهی لازمه دعوا بشن...
پس لطفا کمتر خودتونو اذیت کنید کمتر احساس ناکافی بودن و مادر بدی بودن بگیرید و از جریان و مسیر رشد بچه ها لذت ببرید..
هیچکس کامل نیست و این ناکامل بودن نشونه ی مادربدی بودن نیست...
مامان سفید برفی❄ مامان سفید برفی❄ ۲ سالگی
مادر از خیلی وقته پیش مخ من رو خورده بود که بچه رو از پوشک بگیر چون بندر هوا گرمه عرق سوز میشد دخترم میگفت گناه داره و....
یکی فامیل ها دخترش از دختر من ۲ ماه بزرگتره اون دخترش رو کامل از پوشک گرفته هی اصرار به من که از پوشک بگیرش گناه داره وعرق سوز میشه و....
بعد من همش به مامانم و این خانومه میگفتم زوده گناه داره دخترم هنوز آمادگیش رو نداره اذیت میشه انقدر مادرم مخم خورد عصبیم کرد شروع کردم از پوشک گرفتن عصر تا شب قبل خواب چون بیرون میریم پوشکش میکنم از بعد خوابش تا فردا عصرش بدون پوشک توی این چند مدت بچم از استرس یبوست شد میبرمش جیش کنه بهونه میگیره عصبی میشه جیش هم نمیکنه اصلا توی این چند وقت کلا هم خودم عصبی شدم هم بچه همش مامانم میگفت بچه فلانی ببین مامانش از پوشک گرفتتش و....
امروز دیگه عصبی شدم بحثم شد باهاش گفتم بچه با بچه فرق داره چون اون بچه اش راحت از پوشک گرفته دلیل نیست بچه من الان بشه از پوشک گرفت🤕🤕
من خودم کتاب روانشناسی دارم نوشته بود اصلا بچه هاتون زیر دو سال نگیرید از پوشک
خانوما چیکار کنم الان؟ بخدا موندم چیکار کنم دوباره کامل پوشکش کنم؟ 😭
یجا توی کتاب روانشناسی خوندم اگه شروع به پوشک گرفتن کردید دوباره نباید پوشک کنید
البته من عصر تا شب دخترم پوشک میکنم نمیدونم الان چیکار کنم🥲
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزها خیلی ها مثل من فکرشون مشغوله
خیلیا نگران آینده هستن
خیلیا از فکر و نگرانی اینکه قراره چی پیش بیاد برای اینده بچه ها خوابشون بهم ریخته. عصبی شدن. حوصله ندارن. تو یه حالت بلاتکلیفی زیاد به سر میبرن که حتی رمق انجام کارهای معمول رو هم ندارن. حتی یه آشپزی ساده توام شده با فکر و خیال و غصه...
بیشترمون هم تمام نگرانیمون بخاطر آینده بچه هامونه.
اگه تمام این حالتهارو دارین به خودتون حق بدید. مهمتر از همه اینه که خودمون با خودمون مهربون باشیم اگه همش خسته ایم و حوصله نداریم به خودمون اینروزها سخت نگیریم.
اگه نمیتونیم مثل همیشه بگیم و بخندیم به خودمون انگ افسردگی نزنیم.
واکنش طبیعی هر انسانی به این شرایط همینه.
ولی تنها کاری که میتونیم در حق خودمون و بچه هامون بکنیم اینه که بیشتر وقتمونو با بچه هامون بگذرونیم. اگه حوصله اشپزی نداریم مهم نیست با یه غذای ساده سر کنیم ولی همون تایم رو با بچه ها وقت بگذرونیم. کمتر سمت اخبار ناراحت کننده بریم هرچند خیلی سخته دنبال نکردن ولی مهم اینه که ما مادریم و مسئول.
زمانی که کنار بچه ها نشستیم و به هیچی جز بازی با اونها فکر نمیکنیم هم حال خودمون بهتره هم بهانه گیری و شیطنتهای کوچولوها کمتره چون اونا هم اینجوری حس ارامش بیشتری دارن.
یه مدت به خودمون کمتر سخت بگیریم. کمتر به کارهای خونه فکر کنیم. سعی کنیم آرامش رفته مون رو با نقاشی کشیدن و عروسک و ماشین بازی و کاردستی درست کردن با بچه ها به دست بیاریم.
به امید روزی که حال دل هممون خوب باشه. و بچه هامون در آرامش و حال خوب.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
امروز ایلیا با پدرش کلی نقاشی کشیدن و آبرنگ کار کردن.
میدونم با شرایط اقتصادی این روزها و فشاری که روی آقایون هست واقعا گاهی توقع زیادی هست که بتونن باوجود خستگی خیلی زیاد خصوصا اگر ساعت کار طولانی دارن با بچه ها وقت زیادی بگذرونن. ولی بچه ها واقعا نیاز دارن که با پدرشون هم بازی کنن. گاهی یادگیری خیلی چیزها وقتی از سمت پدر آموزش داده بشه بیشتره.
درخصوص کودکانی که مادراشون نگرانن که بچه مون دو سالش شده ولی کلمات کمی رو میگه. من بهشون توصیه میکنم که یه مدت پدر بیشتر با بچه معاشرت کنه و پدر بیشتر حرف بزنه با بچه.
چون پدرها از واژه های متنوع تر و کمتر تکراری در صحبتهاشون استفاده میکنن و بچه هایی که با باباهاشون وقت بیشتری میگذرونن اغلب دایره لغات بیشتری دارن.
مادرها آهسته تر صحبت میکنن. گفتار کودک محور دارن. کلمات یکسانی رو در طول روز دائم تکرار میکنند. تعامل چهره به چهره بیشتری با کودک دارن و تایم بیشتری با کودک هستند برای همین شروع و استارت حرف زدن بچه ها بیشتر با کمک و همکاری مادر هست ولی از یه جایی به بعد نقش پدر پررنگ میشه.
خصوصا بچه های دوساله نیاز به دامنه لغات بیشتری دارن که سریعتر زبانشون تکمیل بشه حتی اگر کلمات کمی رو به کار میبرند و هنوز ابتدای صحبت کردنشون هست.
پس در نتیجه پدر و مادر در یاد دادن زبان و به حرف اومدن بچه ها نقش مکمل دارن. و نمیشه با تکیه بر یکنفر انتظار عالی داشت( در پرانتز اضافه کنم استثنا در تمام موارد میتونه وجود داشته باشه.)
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
سلام مامانا
سرگرمی بعدی که پیشنهاد میکنم خریداری کنین کتابهای ردیابی جادویی یا کتابهای کنترل قلم هستن.
این سرگرمی برای توسعه مهارتهای حرکتی بچه ها و هماهنگی چشم و دست عالین.
کتابی که من تهیه کردم هر صفحه طرحهای مختلف داره به همراه ماژیک که بچه باید جهت حرکت خطوط رو با ماژیک بکشه.
**
یه نکته ای بگم که هربار تاپیکی درمورد سرگرمیها میذارم کامنتهایی میگیرم که گاهی تعجب میکنم.
دوستان بچه ها بینهایت خلاق و بااستعداد هستند انقدر با تفکرات محدود خودمون اونهارو دست کم نگیریم.
مثل بازی قبلی که معرفی کردم و دو سه نفر گفتن این زوده بچه ها هنوز رنگهارو بلد نیستن!! دوستان باور بفرمایید بچه ها بینهایت آموزش پذیرن هرچی به اونها یاد بدید و براشون وقت بذارین اونها یادمیگیرن.
بچه ای که زود به حرف میفته یا در دوسالگی جمله بندی صحیح داره و شعر میخونه و تمام رنگها و اعداد تا ده رو بلده اینها اتفاقی نیستن خیالی هم نیستن اینها به دنبال تلاشهای خانواده و وقت گذاشتن و آموزش پدر و مادر شکل گرفتن.
(دیر به حرف افتادن بچه ها بعضی اوقات بخاطر کم کاری خانواده نیست و صرفا ژنتیکی هست یا به دنبال عوامل بیرونی مثل زیاد تماشاکردن تلویزیون به صورت نادرست) ولی قطعا پیشرفت های بچه ناشی از زحمت و تلاش والدین هست.
(هوش و تمرکز و دقت بچه بی اهمیت نیست ولی آموزش درست و به موقع معجزه میکنه)
این بازی که الان معرفی کردم. از سن بچه های ۲ساله خوبه تمرین بشه تا سن های بالاتر.
اوایل خطا ممکنه زیاد داشته باشن ولی با تمرین تسلط پیدا میکنن. مهم اینه تلاش کنن قلم روی خطوط حرکت بدن.
من این رو از ایران تهیه نکردم ولی با سرچی که داشتم دیدم تو شهرکتابها و سایتهای آنلاین ایرانی از این دست کتابها به وفور هست.
مامان رایان مامان رایان ۲ سالگی
احساس میکنم بعد دو سالگی خواب ظهر بچه ها کم شده و به سختی می‌خوابه درست فکر میکنم آیا ؟؟؟؟؟
قبلا ظهر ها خیلی راحت می‌خوابید ولی الان سرویس می‌کنه 🥴🥴
قبلا تا میذاشتم سرجاش پیشش دراز میکشیدم می‌خوابید
ولی الان نه پا میشه می‌ره با اسباب بازی هاش بازی می‌کنه میبینی من یهویی دراز کش خوابم برده وسایلاشو ک از ویترین برمی‌داری میوفته از خواب میپرم
با من کاری ندارم ها بازی می‌کنه خودش ولی خب میخوام ی ساعت بخوابه با مکافات می‌خوابه ،
حتی دیروز من و باباش می‌خواستیم بخوابونیمش خوابمون گرفته بود رایان هم پیش ما تو اتاقش بازی میکردم ک پاش گیر می‌کنه تو نرده تختش گریه میکرد گیر گیر ما دوتایی از خواب پریدیم 😩😖 خلاصه به نظرم بچه ها هر چقدر بزرگ میشن چالش هاشون بزرگ و بزرگتر میشه
حالا بچه آن دغدغه مون فقط خواب و غذاشونه وای باحالی ک وارد جامعه بشن 😩😖
اصلا نمی‌خوام به اون زمان و چالش های فک کنم باید خیلی رو تربیت بچه ها کار کنیم که تو نوجوونی آسیب پذیر نباشن