۹ پاسخ

میشه بگی این چیه که پختی

منم همینم همه چیز ب موقع و مرتب بعد اطرافیان میگن ول کن بابا خودت پیر میشی و فلان اون بچه بزرگ میشه ولی ب شوهرم میگم الانه ک این بچه بنیه اش شکل میگیرع اونم پشتمه

از غذاهای بچها بذار تا مام ایده بگیریم

چقدر خوبه اینجوری،من که هرچی باشه میزارم جلوش بخوره

دقیقاموافقم باحرفات، احسنت بشما عزیزم فداسرمون ک دورمون ریخت وپاش باش هرچند ک تلاشمون میکنیم ب کاراخونه هم برسیم ولی واقعا بچهادراولویتن

افرین عزیزم منم همینم واقعا خیلی مهمه

همه چیز ب روش اعتدال

منم کیف میکنم از دیدن همچین مادرهایی که به خوراک بچه هاشون رسیدگی میکنن البته از همه لحاظ چه وقت گذاشتن چه لباس

خدا قوت

سوال های مرتبط

مامان دلبندای مادر مامان دلبندای مادر ۲ سالگی
روزی که بچه هام به دنیا اومدن رفتن دستگاه پرستار اومد سینه هامو چک کرد گفت خالیه 🥲 من واقعا ناراحت بودم و آگاهی نداشتم گریه میکردم که پس بچه هام چجوری شیر بخورن( نارس بودن و باید حتما شیر مادر میخوردن)
خیلی ناراحت بودم مامانم گفت خدا بنده ای رو میده روزیشم میده نگران نباش
فرداش که مرخص شدم تو خونه سبنه هام شروع کرد به درد گرفتن و متورم شدن به حدی که قرمز شده بود و خیلی درد داشت از بیمارستان زنگ زدن که شیر بدوش براشون بیار 🥲 و منی که بغضم گرفته بود
اون تایمی که شیر نداشتم چون بچه هام نیاز نداشتن وقتی بچه هام دیکه باید شیر میخوردن خدا برام قرار داد
بماند که دوماه بیشتر شیر خودمو نشد بدم بعدش شیرخشکی شدن ولی ما ادما چقدر از رحمت خداوند و رزاق بودنش غافلیم
دنیای اطرافمون پر شده از آدمایی که ناشکری میکنن غافل از اینکه روزی دهنده خداست ولی ما به بنده رو می‌زنیم خدا رو از یاد میبریم
ان شاءالله خدا روزی بی حد و حساب قستمون کنه و لحظه ای مارو به حال خودمون رها نزاره رفیق یادت باشه ناامیدی از شیطانه 🙂
مامان عزیزکم💙 مامان عزیزکم💙 ۱ سالگی
واقعا چرا مادربزرگا اینطورین😐😐
من همه تلاشمو تا حالا کردم که برای پسرم بهترین مادر باشم بعدبدنیا اومدنش سرکار نرفتم همه وقتمو همه زندگیمو براش گذاشتم تا حالا حتی یکساعت هم به کسی نسپردمش حتی کارای ارایشگاهمم دوستم میاد خونه برام انجام میده ولی مادرم معتقده من بچه داری بلد نیستم 😐😐😐😐اصلا به بچه نمیرسم بهش غذا نمیدم درصورتیکه من خونه زندگیمو ول کردم، مدام درحال پخت و پز غذا برای پسرمم ، میان وعده و بازی و شستن و پاک کردن اصلا غذای مونده تا حالا بهش ندادم آنقدر با صبر و حوصله کاراشو میکنم عشق میکنم ولی همین که مامانم یه جمله میگه انگار خستگی به تنم میمونه درحالی که وزن پسرم ۱۴۵۰۰ قدش ۹۱ دندوناشو روزی دوبار مسواک میزنم صحیح و سالمه آنقدر باهاش حرف زدم و کتاب خوندم جمله میگه همه کلمات رو میگه ولی مادرم معتقده پسرم لاغر و ریزه میزست🥲🥲دوبار عصری اومده پسرمو ببینه پسرم خواب بوده امروز میه این بچه مدام خوابه من ندیدم تاحالا یه بار بهش غذا بدی بچه رو گرسنه چطور میخوابونی😐😐 ادامه تو تاپیک

#فرزند پروری
از شیر گرفتن
دخالت دیگران در بزرگ‌کردن بچه