۱۹ پاسخ

بستگی ب اعتقادات خودتون داره من ب بچه هامشیر نمیدادم غسل میکردم بعد
این خرافات یا مزخرف یا چرت بستگی ب نظر شخصی و اعتقادات شخصی خودتون داره

چه چرت وپرتهایی

اره منم نظرم همینه
بعد از جنابت، بدن بخشی از انرژی حیاتی رو تخلیه می‌کنه.

به همین خاطر هاله انرژی (که همون میدان احساسی و روحی اطراف بدنه) برای مدتی ضعیف‌تر یا تیره‌تر میشه.

وقتی غسل می‌کنی یا آرام می‌گیری، آب و نیت پاک باعث بازسازی و شفاف شدن هاله میشه.

از نظر علمی هم این تغییر ناشی از تغییر هورمون‌ها و میدان الکتریکی بدنه — پس هم در عرفان معنی داره

وضو بگیر به بچه ت شیر بده تا غسل کنی

خب یه سوال سر بچه اولم همینطور شنیدم اما وقتی وسط رابطه یهو بیدار بشه شیر بخواد چی

منم شنیدم ولی بستگی به موقعیتش داره بچه خواب باشه چه اشکال داره غسل کنی

بپرس از دفتر مرجع تقلیدت ببین چه حکمی دادن

اگ شرایط غسل نداشتی حتما حتما دستاتو سینه هات تمیز بشور لباس تمیز هم بپوش بعد برو

والا اینو هیچ دینی مذهبی تایید نمیکنه آدم ی چیزایی از بعضیا می‌شنوه شاخ در میارهههه 😂😂

من مقلد رهبرم
پرسیدم گفتن مشکلی نیست بدون غسل به بچه شیر بدیم
بچه گناه داره تا غسل کنیم و بیایم گریه کنه

منم شنیدم وقتی ادم رابطه داره بخاطر سطح هورمونای بدن ک ترشح میشه هیجان این چیزا شیر مادر خیلی شل میشه ک میگن اول اونو بدوشی بره بعد ب بچه شیر بدی بعد باهمون بدن ب بچه شیر ندی ..یوقت میبینی وسطش بچه بیدار میشه نمیشه ک یساعت بری حموم و غسل کنی بچه تلف میشه ..ولی بدنتو باید اب بزنی سینتو بشوری بعد ب بچه شیر بدی ..هرکی بنا ب اعتقادش کاری میکنه منم خودم اعتقاد دارم

وقتی بچه به دنیا بیاد که خونریزی هست چه چوری رابطه داشتی

😐 اعتقادات مضخرف بابا دهنتونو با این چیزا مسموم نکنین لذت ببرین از زندگیتون مگر اینکه خودتون خیلی مقید باشین🤷🏻‍♀️

خرافات

نه بابا دلت صاف باشه

وا نمیشه که بچه گریه کنه تا بری حموم بیای

واقعا مردم این چرت و پرتا از کجا میارن بخدا عجیبن

ن بابا

چه چیزا نشنیده بودم همچین چیزی رو

سوال های مرتبط

مامان پسته شور🤰🩵 مامان پسته شور🤰🩵 ۱ ماهگی
پارت۱۰،بچه ی من از همشون بهتر بود کم کم تو نینی سایت میخوندم فلان بیمارستان خصوصی بچه منو الکی نگه داشت..تو دلم آشوب بود میگفتم بیهوده بستری شدیم.بخاطر پول بستری کردن اسیر راه دور شدیم.همسرم وقتای غذا میومد صدام میکرد میرفتم.باهم غذا میخوردیم.زیاد روش نمیشد بره خونه فامیلشون.بااینکه نزدیک بود.بمن گفتن برو دوش بگیر اصلا قبول نکردم گفتم بیمارستان دوش داره اما هرروز لباس عوض میکردم اما دلم نمیبرد دوش بگیرم پرستار گفت بهتره پانسمان رو باز نکنی چون باز کنی مراقبت میخواد ممکنه عفونت کنه.قرصامو یکی در میون میخوردم و اصلا اهمیت نمیدادم،شیرم حسابی راه افتاده بود یه مامان دیگه اونجا بود که شیرش کم بود و بچش گریه میکرد نمیذاشتن شیرخشک بده میگفتن سینه بده شیرت بیاد.گفت والا بچه اولم شیر نداشتم.اخر سر بعد ۵ روز رفت شیشه شیر خرید بهش شیرخشک داد بچه اروم شد اما بچه من انقدر شیر میخورد که یبار حسابی بالا آورد انقدر ترسیدم که زود بالا گرفتمش پرستار گفت کج بگیرش شیر نپره به بینیش و نترس فقط پرخوری کرده،