تواین تقزیبا یکساله ونیمه ی مادرشدنم یه جمله رو خیلی میشنوم از اطرافیانم ک وای چقدتوحساسی یا تو دیگه زیادی حساسی بعضی وقتامیگم ینی عکس العمل من زیاده؟من واقعاحساسم؟؟پس بقیه مادرا توشرایط مشابه چجورین؟؟مگه همه مادرا اینجوری نیستن؟؟واین حرفو اکثرا مادرایی بهم میزنن ک بچه هاشون دیگ الان بزرگ شدن یکیش مادرشوهرم یاحتی مادرخودم.مثلا من ازاینک پسرم دستشو ب پاها یاحتی جوراب کسی بزنه بدم میاداگ اینکارو انجام بده درجاب طرف تذکرمیدم ودستاشومیشورم چون بنظرمن پرازمیکروبه.یامثلا هروسیله ای رونمیذارم بکنه دهنش مگروسیله بازی خودش ک مطمئنم تمیزه یامثلا تاکیددارم جایی ک کسی مریضه بگن مانریم یامثلا خونه ی مادربزرگ همسرم یاخونه ی مادرشوهرم اگ مهمون باشه قبلش من زنگ میزنم میپرسم کسی مریض هس یانه چون واسه بچه نگرانم دوس ندارم خدایی نکرده مریض بشه فصل سرما مخصوصااینک استان ما هواش سردوخشکه بچه رو بیرون نمیبرم مگراینک با ماشین بریم تاجایی و برگردیم وخیلی چیزای دیگه
الان بنظرتون من خیلی سخت گیرم؟؟دارم خودمواذیت میکنم؟؟اذیت ک میشم دروغ چرا ولی خب واسه بچمه دیگه من پذیرفتم ک اینم جزوی از مادرشدنه ک بایدمراقب یه چیزایی باشم حداقل تا سنی ک بدونم پسرم میتونه ازخودش مراقبت کنه

۱۶ پاسخ

سلام عزیزم میشه بپرسم فریتین بچه شما چطور شد؟

وای تو چقد منی 😔
منم همینم واطرافیان هم همین طور میگن تو خیلی حساسی
با اینکه همیشه حواسم به بچم هست بازم داءم مریضه🤕🤒

من چقدر حرفاتو میفهمم♥️
خودمم دقیقاااا مثل توم

اتفاقامن اعتقادم اینه بچه بایدادمای مریض روببینه وایمنیش بره بالا بایدب بعضی چیزادست بزنه بازم ایمنیش میره بالا

بعضي موارد مثل نرفتن به جايي كه كسي مريضه طبيعيه و حق داري ولي اينكه ب هرچيزي اجازه نميدي دست بزنه يا بچه رو بيرون نميبري يخورده سخت گيريه

نه واقعا کارت درسته منم همینکارو میکنم. وسیله ای ک میخوام دستش بدم قبلش می‌شورم زیاد بیرون نمیبرم اخه بچه چقدر جون داره ک بخواد بخاطر یه شب مهمونی ما سرما بخوره و درد بکشه تب کنه.

درستشم همینه عزیزم،بچه ها سیستم ایمنی ضعیفی دارن یه میکروب میتونه باعث اسهال و استفراغ بچه بشه آدم مریض که دیگه هیچی دکتر دخترم میگه مهم ترین کاری که باید بکنی اینه که از آدم مریض بچه رو دور نگهداری،حالا مگه اطرافیان میفهمن
منم مشکل شمارو دارم و حرصم میگیره مثلا مادرشوهرم از روز اول که دخترم به دنیا اومده بمن میگه کم لباس میپوشونی باید۵لایه لباس تنش کنی وگرنه مریض میشه بعد اگر خودش یا یکی از فامیل ویروس داشته باشه رعایت نمیکنه و میاد بچه رو میبینه تا الان ۲ بار بچه رو مریض کردن

اره منم همینجوریم اما خیلی به زبون نمیارم مثلاخیلی جاها نمیرم اما اونجوری که میگی زنگ بزنم بپرسم مریضین نه چون بعضی ها درک ندارن
کارت درسته اما جوری نباشه که اذیت بشی
یکم کنترل کن خودت

منم دقیقا همینطوریم و تمام اقوام میدونن ک چقدر حساسم و خیلی مستقیم میگم چرا نگفتی مریضی ک ما نیایم یا اگ مریضی لطفا نزدیک نشو
ولی بخدا بعضیارو میبینم اصلا مهم براشون نیست و بچشونم اصلا مریض نمیشه
ولی منی ک انقدر رعایت میکنمو حساسم بچم همیشه مریض میشه
بعضی وقتا میگم بزار منم بیخیال باشم
ولی نمیتونم اصلا دست خودم نیست
یا بچم غذا نمیخوره عذاب وجدان میگیرم و گریه میکنم میگم چرا باید نخوره الان گشنشه و.‌.‌.
واقعا مامانا همه ب یه مشاوره نیاز داربم بنظرم🫠🥲

منم اینجورم و میگن چقد حساسی ولی اینجوری احساس آرامش بیشتری دارم

تو بعضی موارد خیلی حساسی
ولی اینکه نمیبری جایی مریض هست عادیه منم اینجوریم همیشه قبلش میپرسم

نه اصلا کار درستی میکنی جایی که مریض هست نبر. حالا خانواده شوهر منم خیلی باشعور هستن و درک متقابل دارن.و میگن مثلا مریض هستیم.البته خانواده خودمم رعایت میکنن ولی خانواده همسرم سخت گیر هستن

دقیقا منم تمام رفتارای تو‌رو دارم فرقت با من اینه ک‌من هفت ساله اینجورم چون دخترم‌هفت سالشه.منم همینا رو ازهمهههه شنیدم‌ اوایل اصلا برام‌مهم نبود بهم سخت می‌گذشت و میگذره ولی خب بقول شما پذیرفته بودم....اما بعداز گذشت هفت سال میبینم بچم ایمنی بدنش انگاری پایینه توفصل سرما ومدرسه یکسره مریض میشه‌چون‌با میکروبا آشنا نیس بدنش و مادرای دوستاش ک اصلا اهمیت نمیدن ماشاالله بچه هاشون همیشه سالمن.منکه نتونستم ومتاسفانه سر پسرمم همینم ولی از من ب شما نصیحت...از سخت گیریات کمتر کن‌ چون رفته رفته تبدیل ب وسواس و حساسیت میشه هم خودتو پیرمیکنی هم بچه رو سیستم ایمنیش میاری پایین

آخی. به منم خیلی میگن
مامان عزیزم ببخشید اما بعضی موارد که گفتی ، نشونه اینکه نیازه به یک مشاوره حتما صحبت کنی

اره عزیزم سخت مبگیری
اگر بچه اولته طبیعیه
ولی سعی کن راحت بگیری
من بچه اولم وسواسی شد
حتی یادمه رفتیم شمال دریا اصلا حاضر نشد پاسو رو ماسه ها بذاره فکر میکرد کثیفه
سختی کشیدم تا خوب شد

کار شما خیلیم درسته
قدیم همین جوری راحت میگرفتن الانم توقع دارن اونجوری باشیم

سوال های مرتبط

مامان آراز و دنیز
👧🏼👶🏻 مامان آراز و دنیز 👧🏼👶🏻 ۱ سالگی
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
من ب این مادرشوهر چی بگم ک انقد رو بچه من غیب میذاره( رو وزنش البته) چپ میره راس میاد میگه این بچه چرا لاغره با این ک از بدو تولد تا الان خداروشکر روی نمودار بوده قدشم ک کمی بالای نموداره من خودم راضیم از وزنش اصلا لاغر دیده نمیشه ولی نمیدونم این زن انتظار داره بند بند بشه دستو پای بچه تا بهش بگه چاق اینم بگم ک خودم اصلا بچه درون حد تپل واقعا دوس ندارم ولی واقعا با خرفاش خس ناکافی بودن بهم میده همش میگم لابد من بهش خوب نمیرسم یا میگم لابد از نظر من خوبه از نگاه بقیه ضعیفه و فلان....یا مثلا بچه من خیلی پرترکه مثلا زود چهاردستو پا رف یا زود راه رفتنو شروع کرد از هشت ماهگی تاتی میره میگه اگه تپل بود تا یه سالگیم نمیرف چون لاغره زود راه افتاده با این ک بچه دوستم همزمان با پسرم دنیا اومدن تو ی روز اونم اتفاقا تپل نیس و تازه راه میره اصلا منظورم مقایسه ی بچه ها نیستا و این ک هی میگه اگه یکم بشینه زیاد بالاپایین نپره وزن میگیره یجا نمیشینه ک اخه یکی نیس بگه بچه باید بازی کنه دیگه بچه ای ک یجا بشینه مگه بچسسسس ... 😑 انقد این حرفارو ک میزنه واقعا کلافه میشم از دستش