سوال: شما هم شوهرتان زیادی حساسه رو بچه قبل بچه دار شدن زوم بود رو من ولی خب خوشم میومد ک مثلا میگفت فلان جا نرو فلان جا نمون و خیلی چیزای دیگ ولی الان حساسیتش رو بچه ها داره کلافم میکنه همش داستان داریم تو همه چیزشون دخالت میکنه وای اینو نده پای اینو بده وای بغل نکنید وای بوس نکنید وای دست نزنید وای سرما نخورن من تو این ۱سال و خورده ای بچه هامو جایی نزاشتم چون همش میترسه ک اتفاقی واسشون بیوفته این مسئله باعث شده همه با احتیاط میان سمت آراز و دنیز اگ جایی بخوایم بریم مامانم باید بیاد خونه ما البته ک ترجیح اینه همه جا باهامون باشن دیگ دارم خسته میشم واسه کارای خونه کمکی می‌گیره ک مثلا نگم نمی‌تونم به کارا برسم ولی خب بعضی وقتا دلم تنهایی می‌خواد میگ هروقت کارداشتی میام کمکت ولی بچه هارو جایی نزار به نظرتون میتونه منشاء این حساسیت تو بچگی خودش باشه؟کسی مثل من هست شوهرش اصلا؟
تب
بچه
نوزاد
پوشک
بی بی چک

۲۲ پاسخ

بعد شوهر من رو هیچی حساس نیست
من ب نسبت حساسم مخصوصا رو بچم

دقیقا شوهر منم همینه عزیزم، تو این یکسال خیلی سر این موضوع بحث کردیم ولی فایده ای نداشته🤗بنظرم مردا ۲مدلن یا اینشکلی یا کاملا بیخیال و بی توجه

بله بله عزیزم من

اره عزیزم بعضی وقتها هم مادرا اینطوری حساس هستن. همه رو تحمل کن یه سال هم بگذره بچه هات بزرگ میشن و مستقل تر

وای دقیقا مثل شوهر من 🥴
دیوانم کرده پییییر شدم از دستش انگار من بلد نیستم هیچی
مرد تو برو به کارت برس چیکار بچه داری آخه😮‍💨

ما در حد نرمالیم هم من هم شوهرم حساسیت زیاد بچه اسیب میبینه

بله روانشناس برید
بچه هارو پیش ادم امن برای یکی دوساعت گذاشتن هیچ اسیبی نداره
وگرنه شما فرسوده میشی

ما برعکسیم من حساسم همسرم میگه حساس نباش
هی نگو بوس نکنید فلان نکنید بچه از چشم میوفته
الان یکم بهتر شدم البته

سخت نگیر
شوهر منم همینه
بخاطر عشق زیادشون به بچه حساس شدن

شوهر من اصلا عین خیالش نیس ک دوتا بچه شیر ب شیر داریم خیلیییی کم کمک میکنه در حد یکبار بیرون بردن بزرگتره ک من ب کارام برسم و خودمم زیاد حساس نیستم مثلا عید بچم ۸ روزه بود بردمش بازار عید دیدنی سر بچه اولم منم خیلییی حساسیت ب خرج دادم اما اشتباهه دارم اشتباهات قبلمو رو این یکی درست میکنم مثلا دخترم تا ی نق کوچیک میزد بغلش میکردم باعث شد بشه لوس و هرلحظه بغلم باشه موقع پختن غذا شستن ظرف حموم دستشویی حتی !!
اما اینبار نکردم ک پسرم نسبی بهتره وو بغلی نشده
کلا سعی کنین سخت نگیرید خودتون اذیت میشید

حالا شوهر من نمیدونه بچه ها چطوری بزرگ شدن😂😂

شوهر منم همینه و مدام باهم بحث داریم از نوع شدید! تو کوچکترین امورات بچه دخالت میکنه

رو من اینحوریه🫥غذاخوردی نرو اونجا الان اون کارو نکن مواظب باش بشین بیا نرو خسته میشم🥲
رو بچهام نرماله

متاسفانه همسر من هم خیلی حساس. رفته بودیم مهمونی بچه تو اتاق خواب بوده کل مهمونی و پیش پسرم نشسته بود ک اگ بیدار بشه و بخواد بیاد بیرون یوقت میخوره زمین یا میره رو تخت و همش افکار منفی و حساسیت😐

من خودم این طور هستم. و خیلی اذیت میشم

الان بخاطر اینکه مهلا بغلم بود خوردم زمین قهر کرده پشت کرده خوابیده😂

خواستم مهلا رو بزارم تو تابش پام گیر کرد بین پایه تاب و مبل همونجا سر جا خودم اروم افتادم
حالا ایشون قهر کرده

سعی میکنم خودم ببرم بیرون یا پیش دوستاش وگرنه همش میگه نیاین نزدیکش، نخوره زمین، ای وای دست اون بچه به مهلا خورد، اگه هولش بدن یا......

تو فامیلا جمع نمیزارن بچه هاشون به مهلا نزدیک شن میگن باباش حساسه

سلام عزیزم شوهر من از شوهر شما حساس تره 😭 برای همین من گفتم اصلا دیگه بچه دار نمی شم

واقعا خوشت میومد منعت میکرد فلان جا نرو و اینا ؟😶

من جونمو واسه پسرم ميدم ولي امااااااان از شوهرم كه پيرم كرده و روانيم كرده ي روز خوش نديدم تو اين ي سال بخاطر حساسيته بي خودش....همش بحث و دعوااا ....

همین زندگی تو ارزو منههه
شوهرم کلا هیچی حالیش نیس بیخیاااااال

عزیزم خیلی خوبه که هوای تو و بچه ها رو داره و کمکت می کنه ، آدم بچه اش رو دست خدا هم نباید بسپاره ، شوهرت درست میگه

والا خوش به حالت که هواسش هست من شوهرم برعکسه مثلاً میگم وای نریم بیرون هوا سرده بچه ها مریض میشن میگه تو زیادی حساسی این حرفا اصلا توجهی نداره

سوال های مرتبط

مامان مامان توت فرنگی🍓 مامان مامان توت فرنگی🍓 ۱۷ ماهگی
اول عکس و بخونید بعد اینو …. خلاصه ک شوهرم رف پایین گف بابا این چ کاریه این چ حرفیع تو با این دختره می‌زنی و فلان … باباشم گف اره تو و زنت برید و اگه شما باشید اون دختر نمیاد و این حرفاااا …… از اون جایی ک همون شب خییییییییلی بد سمت ما رو زدن همسرم اومد بالا گف ببین دندون رو جیگر بزاریم همین جا بمونیم بریم خونمون امشب تو و بچه زهره میترکونید و میمونیم رو دستم و منم حوصله ندارم و فلان ، آقا خلاصه کنم براتون الان کار ب جایی رسیده ک مادرشوهر منم شاکی شده از دست شوهرش ولی میگ تو خونه ما مرد سالاری ( ترک هستن ) و من نمیتونم از این بیشتر ب حاجی حرف بزنم نگو چن روز بعد از اون قضیه پدرشوهرم برای اینکه از دل دختره دربیارع برش میداره میبرتش مسافرت البته با مادرشوهرم و اینکه مادرشوهرم میگه ۲۴ساعتع با هم بیرونن و در حال حرف زدنن…. دیشب گریه می‌کرد میگف بنظرتون چیکار کنم !!!!!









بچه
بچه
بچه
گهواره
سرلاک
پوشک مولتی
آهن
دکتر دکتر دکتر دکتر خواب شیر شیر شیر پوشک
مامان آرشام مامان آرشام ۱ سالگی
تواین تقزیبا یکساله ونیمه ی مادرشدنم یه جمله رو خیلی میشنوم از اطرافیانم ک وای چقدتوحساسی یا تو دیگه زیادی حساسی بعضی وقتامیگم ینی عکس العمل من زیاده؟من واقعاحساسم؟؟پس بقیه مادرا توشرایط مشابه چجورین؟؟مگه همه مادرا اینجوری نیستن؟؟واین حرفو اکثرا مادرایی بهم میزنن ک بچه هاشون دیگ الان بزرگ شدن یکیش مادرشوهرم یاحتی مادرخودم.مثلا من ازاینک پسرم دستشو ب پاها یاحتی جوراب کسی بزنه بدم میاداگ اینکارو انجام بده درجاب طرف تذکرمیدم ودستاشومیشورم چون بنظرمن پرازمیکروبه.یامثلا هروسیله ای رونمیذارم بکنه دهنش مگروسیله بازی خودش ک مطمئنم تمیزه یامثلا تاکیددارم جایی ک کسی مریضه بگن مانریم یامثلا خونه ی مادربزرگ همسرم یاخونه ی مادرشوهرم اگ مهمون باشه قبلش من زنگ میزنم میپرسم کسی مریض هس یانه چون واسه بچه نگرانم دوس ندارم خدایی نکرده مریض بشه فصل سرما مخصوصااینک استان ما هواش سردوخشکه بچه رو بیرون نمیبرم مگراینک با ماشین بریم تاجایی و برگردیم وخیلی چیزای دیگه
الان بنظرتون من خیلی سخت گیرم؟؟دارم خودمواذیت میکنم؟؟اذیت ک میشم دروغ چرا ولی خب واسه بچمه دیگه من پذیرفتم ک اینم جزوی از مادرشدنه ک بایدمراقب یه چیزایی باشم حداقل تا سنی ک بدونم پسرم میتونه ازخودش مراقبت کنه
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل
لپ بچه رو میکشه یا پای بچه رو نیشگون میگیره مثلا فکر میکنن خیلی کار بامزه ای انجام میدن
مثلا الان میام میخورمتا یا فلان کارو میکنم و بچه با این حرف ها می‌ترسه اذیت میشه و به شدت روی بچه تاثیر منفی داره(فکر کنید تو بچگی های خودتون چند نفر این کارهارو باهاتون میکردن و چقدر شماها اذیت می‌شدید.)
پس حواسمون به ارتباط بچه با دیگران باشه و نداریم هر حرفی بهش بزنن
یکی دیگر از عامل هایی که میتونه باعث بدرفتاری بچه ها بشه اخیرا اتفاقی در زندگیشون افتاده باشه و اون اتفاق به کودک تنش وارد کرده و باعث ایجاد یه سری مشکلات شده باشد
مثلا یه بچه ای بوده که خانوادش بعد مسافرت وارد خونه میشن و میبینن خونه رو آب برداشته و این بچه از ترس لکنت پیدا کرده
پس اگر بچه ای خوب بوده و یکدفعه اینطوری شده باشه باید ببینیم اتفاقی افتاده که بچه بهش تنش وارد شده
مثلا مرغ یا جوجه داشته باشید و مرگ اون باعث بشه حالش بد بشه
مثلا مادربزرگش پیش شما زندگی می‌کرده و الان نیست
یا مثلا میخواد بره مهد و بهش فشار زیادی اومده پس مهمه که ما شرایط زندگی کودک رو هم بررسی کنیم و ببینیم اخیرا چه اتفاقی برایش افتاده و حالا اگر هیچ کدام ازین ها نبود اونموقع باید با یه روانشناس کودک صحبت کنید