۱۱ پاسخ

کلا گهواره جدیدا خیلی دیگ رو مخ شده
چندروز پیش منم با احترام و خیرخواهی ی کامنت گذاشتم برای ی نفر
بعد ب من برگشته میگ تو چجور ادمی هستی
ی لحظه خودتو بزار جای من این چ رفتاریه

باور کن هی بالاپایین کردم کامنتمو دیدم من اصن چیزی نگفتم ک این انقد گندش کرده😐😐😕😕
همون باید ببینی رد شی هیچی نگی

دقیقا بچه دوساله چی می‌فهمه بعضی مادرا سریع میان تو دعوا بچه ها خودشون میندازه وسط یا میگن زدیم اون بچه رو واقعادلیل این حجم از خشونت رو نمی‌فهمم😐😐😐😐

اسن از اون ماماناست که بچه خودش همه بچه هارو بزنه عیبی نداره فقط بچه بقیه نباید دست به بچش بزنه و طلبکاره مثل همسایه ابله ما ک بچش ۸ سالشه هر غلطی دلش میخاد میکنه ولی تا بچه من چپ نگاش کنه فورس ننه هر جایشو میاره دم خونه که چرا بچه تو چپ نگاه بچم کرده حالا ضربشو میخوره لا این کارش

دیگه عزیزم اینجام یه نمونه از جامعست، نمیتونی توقع داشته باشی همه باشعور و با فرهنگ باشن. ولش کن. هرجور ادمی همه جا هست

من پسرم بردم امامزاده بعدش خیلی دوس داره دنبال بچها بره باهاشون انگلیسی صحبت میکنه دست بردارشون نیست، متوجه شدم یه دختر بچه که تقریبا یکم بزرگتر از پسرمن بود اومد با دستاش تو سینه پسرم هولش داد پسرمنم رفت جلوتر بیشترباهاش صحبت کرد تنها کاری ک من کردم رفتم کنارشون و گفتم عزیزم نی نی هارو بوس میکنن نمیزنن ک حالا باهم بازی کنین، اخه وقتی اینا زبون حالبشون نیست بگیری بزنیشون خب مامان اونم پامیشه بچه تورو میزنه

عه عه منم قرار بود مشابه کامنتت رو براش بزارم 🤣🤣🤣 بخدااا هرکاری کردی پیامم ارسال نشد خطا زد

کلا گهواره شده لات خونه
فقط فضا نیست بشینیم سرکوچه زنجیر بچرخونیم دور انگشتمون
همه دارن باهم فحش میدن و دعوا میکنن
یه مامانی پست گذاشته بود از خستگی بچه داری یه طومار نوشته بود ، من پیشنهاد دادم بزارش مهد چندساعتی .
نمیدونی چجوری به من پرید که مهد چیه . مگه دیوانه ام بزارم مهد و....
انگار تو مهد همه بچه ها رو میزارن دم گیتونین ، استغفرالله
خب خودت دست تنها بچتو بزرگ کن دیگه اینجا طومار ننویس .

واخوب اون موقع کسی بابچش بازی نمیکنه که خودش هم میشه یه بچه افسرده خوب من چارتاخونه دارم همشم مال خودم بچه هادوساعت باهم خوب بازی میکنن یه لحظه میزنن توتوپ تاب هم
اگه هم میبینی یکی خیلی اذیتش میکنه بایدنزاری زیادپیشش بمونه همین

لابد خودش فکر میکنه پسر عمو رو بکوبه دیوار خیلی مادر خوبیه😐 مادر وحشی

بعضیا فک میکنن عشق مادری اینه که همش بزنی و بکوبی و هیچی سد راه بچه ات نباشه..شوهر منم همینه تازه بچه راه میره میخوره زمین با من دعوا میکنه.ولی من میدونم بخاطر خلا بچگی و عدم اگاهیشه.

اعصابم رو خووووورد کرد این مامان بی ادب 😤

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
خانما تو رو خدا حتما این تجربه تلخی که داشتم رو بخونید و درس بگیرید
اسهال به هر دلیلی که باشه باید بیشتر از دو یا سه روز دیگه طول نکشه و فوری معالجه بشه تو رو خدا با جون بچهاتون بازی نکنید یکی میگه دندونه یکی میگه مال شیر خشکاست یکی میگه ویروسه یکی میگه انگل گوارشیه هر چی که هست باید تا قبل از این اب بدن از بین بره معالجه بشه بچه من خودم همیشه گوارشش حساسه معمولا با کوچکترین میکروبی ویروسی این بچه اسهال شدید میشه چون که تو سن هفت ماهگی نمیدونستم ناخاسته و از سر نادانی بچه من با اینکه اشتهاش خوب بود شیرشو مرتب میخورد ولی چون شدت اسهال زیاد بود این بچه تشنج کرد بر اثر بی ابی بدن بچم سدیم خونش افت کرد تشنج کرد والان همش تحت نظر دکتره دارو مصرف میکنه توروخدا به حرف اینو اون گوش ندید هر چی که هست حتما فوری درمان کنید مخصوصا الان ویروس گوارشی پخش شده خیلی خطرناکه جدی بگیرید مرتب شده با سرنگ به بچتون او ار اس بدید که اب بدنش از دست نره و مثل من یک عمر پشیمون نباشید و منم ندونسته و اینکه تجربه اول بچه داریم بود این اتفاق پیش اومد خواهش میکنم شما مواظب باشید خیلی خطرناکه
مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت ۱۴_ زایمان زودرس
#فرزند_پروری
دیگه داشتم ترخیص می شدم و مجبور بودم بچه هام رو توی بیمارستان بذارم و برم و این حس برای مادر یه حس خیلی بده ولی خب چاره ای نبود بچه ها رو بیمارستان گذاشتم و رفتم خونه از این به بعد داستان من خیلی سختتر می شد یک مادر تازه زایمان کرده با شکم پاره قرار بود از این به بعد هر روز کلی شیر بدوشه و بده که همسرش ببره بیمارستان برای بچه هاش
چجوری قرار بود بدون مک زدن یه بچه بتونم شیر بدوشم ولی سعی می کردم که مرتب این کار رو انجام بدم با استفاده از شیر دوش شبانه روز بیدار می شدم و هر دو ساعت شیر می دوشیدم تا یک هفته گذشت
خیلی امیدوارتر شده بودم به زنده موندن بچه هام ولی هر روز دکترا ناامیدمون میکردن و میگفتن بچه های به این زودی معلوم نیست بمونن یا نه و شاید بمونن و هزاران مشکلات دیگه براشون پیش بیاد اصلا به ما حس خوبی نمی دادن ولی من اعتقاد داشتم بچه هام خوب میشن و میارمشون خونه
صبح روز بعد روز سوم زایمانم زنگ زدمnicu و معجزه دوم خدا رو با چشم دیدیم بچهای من بدون اکسیژن دیگه نفس میکشیدند(اکثر بچهایی که انقدر زود بدنیا میان حتی ممکنه تا ماه ها وابسته به اکسیژن باشند)
و گفتن شرایطشون بهتر بشه از بخش پرخطر میبریم nicu2
مامان دلوین و رادین مامان دلوین و رادین ۲ سالگی