سوال های مرتبط

مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...
مامان دیلای نازم مامان دیلای نازم ۳ سالگی
بارداری بارداری زایمان زایمان بارداری زایمان

خانما بیاین یه لحظه.دختر من عاشق شانسی خریدنه.سوپری روبه روی خونه ی مامانم داره.منم هفته ای یه بار میام و از همون لحظه ای که میام و پیاده میشیم دیلا به شدت کریه میکنه و بهونه میگیره تا بریم.مقاومت میکنیم که نخریم اما در نهایت موفق نمیشیم.شانسی هایی هم که داره از ۱۵۰ به بالاس و خدا وکیلی هیچی توش نیست حتی یه دونه شکلات.دو‌ تا اسباب بازی پلاستیکی.مثلا یه کامیون پلاستیکی کوچولو توی یه جعبه ی بزرگ.بحث پولش نیست این پولو خوراکی بخریم بهتره تا یه جعبه پلاستیکی بزرگ با یه اسباب بازی پلاستیکی ۲۰۰ تومن.نمیدونید چجوری گریه میکنه و جیغ میکشه هر راهی هم بگید امتحان کردم در نهایت موفق شده بازم بخره.امشب داشت غش میکرد دیگه.باباش هم به شدت عصبی و بی حوصله اس و فقط استرس میکشم از کوره در نره بزنتش.نمیدونم دیگه چکار کنم.مغازه هم جوری نیست که قایمش کنیم نبینه خیلی بزرگه.شما تجربه دارید؟راه حلی دارید؟
مامان ماه گل مامان ماه گل ۳ سالگی
مامان حلما نمک مامان حلما نمک ۳ سالگی
سلام وقت بخیر کسی میتونه کمک کنه ؟ من یه پسر 6 ساله دارم که کلا از نوزادی ترسو بود و خیلی وابسته یه مدت قبل عید خیلی روش کار کردم مثلا در حد نیم ساعت با خواهر 4 ساله اش میموند خونه من تلفنی میگفتم کجام دارم خرید میکنم الان میام. میرفت تواتاق خودش می‌خوابید خودش میگفت شما نیاید شبا هم خودش میرفت دستشویی ما عید اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید ار وقتی اومدیم اینجا با اینکه اتاق مجزا دارن بچه ها نه با خواهرش تو اتاق می‌خوابه مدام میگه بابا بیاد پیشم نره بیرون شبا برای دستشویی و آب مارو بیدار میکنه گریه الکی میکنه که چرا هیچکس پیشم نیست خواهرش هم از خواب انداخته و حتی پنج دقیقه هم نمیمونه من برم انباری پایین بیام . چیکارش کنم دارم با گریه مینویسم روانمون رو بهم ریخته شب به زور ساعت 10 میریم تو رختخواب خواهرش پنج دقیقه ای می‌خوابه این تا یک الکی بیداره یک می‌خوابه 9 صبح بیدار میشه نمیزاره خواهرش بخوابه دخترم تا 12 می‌خوابه ولش کنی ظهرا نمیخوابه شبا قبل خواب به هربهانه ای الکی گریه میکنه حتی اگه کلا دل به دلش هم بدی گریه میکنه اسم خواب میاد انگار میخوان جونشو بگیرن . خسته ام از دستش دیوانه ام کرده بد اخلاقه برای کم خوابی ولی باز هم نمیخوابه چیکار کنم کسی راه حلی داره؟