۶ پاسخ

مائده جون معمولا چه بازی هایی باهاش میکنی؟؟

اتفاقا کار خوبی میکنی ، درسته تازش بهتره ولی برای زمانایی که خیلی کار داری یا بچه ها بعضی روزا بهانه گیر میشن و نمیشه چیزی درست کرد خوبه.

کی راه افتاد دخترت؟

سلام عزیزم یه کانال داریم با عشق برا شما و کوچولوت ساخته شده اگه اینجا خیالتو از غذای کوچولوت راحت‌تر کرد با یه عضو شدن و معرفی ما به دوستاتون دل مارو شاد کنید .❤️❤️
@food_babyy
کانال در اپلیکیشن روبیکا .💕

اخی چه قشنگ گفتی
نقشم به عنوان همبازی
حالا که فکر میکنم منم نقشم به عنوان همبازی کمرنگ بوده این مدت با اینکه همش دارم دنبالش میدوم

نوش جونش
ماست و چ موقعه میدی

سوال های مرتبط

مامان مهدیس خانوم🌕🐥 مامان مهدیس خانوم🌕🐥 ۱۵ ماهگی
به سری دوم‌اماده کردن میان وعده با مایی خوش اومدین😂

از اونجایی که دیگه فهمیدین قندک‌ما چشمشو باز میکنه دنبال بَهه🥞 و من صبحا شیر نمیدم 🍼و‌از قبل صبحونه اماده‌میکنم و‌ترجیح میدم‌موادی رو اماده داشته باشم‌که اگر درخواست کرد سریع تنورو بچسبونم ،برای همین یه سر‌ی مواردی که ماندگاری بهتری داره رو‌ اماده میکنم. این سری تنوع کمتره ولی خب همینم الهی شکر دست باباش درد نکنه😂
اوتمیل ساده که روش پودر نارگیل و‌پودر بادوم‌و کنجد ریختم که موقع سرو احتمالا روش شیره یا کمی‌دارچین‌میزنم🫕
کیک‌موزی که فرقش با پنکیک اینه که میزان ارد و‌بکینگ پودر بیشتری داره و بافت سنگینتر🍌🍰
و توپک‌خرمایی که داخلش پودر پسته،کنجد و پودرنارگیل زدم. بمب برای وقتایی که اعلام گرسنگی میکنن. 🫘🥥
مواردی مثل پودینگ🍮سیب زمینی تخم‌مرغ🥔🥚 و یا حتی تست کره بادوم‌زمینی و‌پنیر‌واین‌موارد هم عالیه🍞🥜

شما دیگه چه گزینه هایی به ذهنتون‌میرسه برای پیش اماده داشتن؟
مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱۷ ماهگی
از صبحا بخوام بگم..
ساعت ۸/۳۰ دست و رو نَشُسته و چشم باز نکرده با صدای قشنگ و آواهای بانمکش میفهمم که دیگه تایم خواب تموم شده..
اول یه دل سیر شیر میخوره و وقتی از بیدار شدنِ کاملِ من خیالش راحت شد، شروع میکنه به بابا بابا گفتن تا باباشو از اتاق کار برای بغل صبحگاهی که روتین هرروزشونه، بیرون بکشه..
توو همین گیر و دار من سریع چاییمو دم میکنم نون گرم میکنم و صبحونه رو اماده میکنم و میخوریم و بابا برمیگرده سرکار..
من میمونم و دخترک شیطونی که اینروزا از صبح تا شب بیداره و اگه خیییلی بخواد به مامانش آوانس بده نهایتش بیست دقیقه تا نیم ساعت بعد از ناهار میخوابه.
ناهار و شام هم با کلی داستان برای اناهیتا خانوم و ریخت و پاش توو کل خونه اماده و نوش جان میشه…
از پروسه غذا خوردن مستقلشم که هیچی نگم بهتره!😅
برای خودش کتابیه حقیقتاً..
ناهار پختن و خوردن یساعت طول میکشه اما جمع کردن سفره و غذاهایی که همه جای خونه ریخته دوساعت!
به هر سویی که باشه بالأخره هرروز به این ساعت هم میرسیم و اناهیتا بعد از سرویس نمودن‌های فراوان مامانش، راضی به خوابیدن و استراحت میشه.
راستش این روزا و شبا خیلی خستم
خیلی روحیه‌م حساس شده و خیلی احساس نیاز به کمک و البته تنهایی دارم…گفتن این حرفا خجالت نداره! اینا نیازهای یک انسان سالم و در شرایط نرماله.. ولی یک مادر…
همه ثانیه‌های زندگیشو میذاره تا بچش از همه نظر توو حال و هوای خوبی باشه.. از همه چیزش میگذره تا بچش شاد باشه..
و منی که وقتی خنده هاشو میبینم روحم تازه میشه انگار دوباره جون میگیرم…
با همه اینا دلم نمیخواد حتی برای چند ثانیه دوری منو احساس کنه و ازش رنج ببره..
خدایا خودت سایه همه مادرارو بالاسر بچشون حفظ کن..
مامان آقا
هیرمان مامان آقا هیرمان ۱۶ ماهگی
یه توصیه برا مامانایی که بچشون تازه بدنیا اومده یا کوچیکه هنوز تا وقتی خودش بهتون نیاز نداره نرید کنارش نازش ندید باهاش صحبت نکنید بزارید آروم بمونه تو خودش باشه خودش بازی کنه من چون تنها بودم و پسرم رو خیلی دوست داشتم نمی‌خواستم یلحظه هم تنهاش بزارم حتی ساکت بود من میزاشتمش رو پام قربون صدقه اش میرفتم و الان انتظار دارم بچه خود به خود یاد بگیره که دیگه نمیتونم کل روز با اون باشم قربون صدقه اش برم و کار نکنم کلا با اون باشم من این مسیر رو با یک باور که بچم خجالتی نشه بچه ساکتی نباشه اشتباه رفتم و الان یکسالو نمیشه هرروز بهم چسبیده تقریبا هیچ بازی به تنهایی نمیکنه و من همش باید کنارش باشم یه آشپزی برا خودش رو با عذاب انجام میدم چون همش گریه که من برم پیش اون با اون باشم کاش من میدونستم که نباید انقدر بهش بچسبم که الان اون بهم چسبیده آرزومه بچم یکم با اسباب بازی هاش سرگرم شه بازی کنه فک میکردم کار من درسته الان بهش رسیدم که باید ولش میکردم برا خودش صدا دربیاره و دست و پا بندازه و ..... کاش من هم یه پیام اینجوری می‌دیدم...