الان بهترین روزاته😅😅😅😬😬😬دلتو خالی میکنم اما بعد بدنیا اومدنشون روزی صدبار میگی غل.ط کردم
البته خدا کنه بچه هات ارومباشن هی من تا یکسالگی تاخوودصب یکساعت خاب نداشنممامانم تا۷ماه بکوب شبانهروزخونم بود بعد اونم روزا میومد شبا تنها با شوهرم فقد روپامونبودن تاگهواره اینا اصلا نخابیدن اصلنا .بعد یکسالم تا ۱۵ماهگی طول کشید کی شب خوب بخابن همش روپامون بوون اما بعد ۱۵ دگکم کمخوب شدن حاالا بماند مریضو واکسنو شیر نخوردن پسرم ک کشت منو و رفلاکسش کهی فقد بشین از الان قرانیخون برای ارامش بچه هات
اصلا نترس عزیزم ولی یه ماه آخر خیلی سخته ولی زایمان کنی بهتر میشه همه چیز
من یه ماه اول خیلی سختم بود تا قلق بچه ها رو پیدا کنم الانم دو ماهه خونه مامانمم ولی ۹۰ درصد کارای بچه ها رو خودم میکنم اما باید بگم اصلا با بارداری قابل مقایسه نیست بارداری واقعا فاجعه بود
10 روزه زایمان کردم از اون سنگینی راحت شدم بخدا گرچه الانم خواب ندارم ولی اون روزای آخر بارداری خیلی وضعم داغون بود دوس ندارم برگردم
چرا همه ته دلتو خالی کردن😕دوقلو داشتن سخته سخته سخته ولی خییییییلی شیرینه خیلیا هر سن ی چالش داری اما چشم بهم زدنی میگذره.منم واقعا خستم بعضی شبا دیگه جونی برام نمیموند الانم اینقد شیطون شدن فقط در حال ریختن و خرابکاری و منم پشتشون جمع کردن.ولی خیلی خوشمزه ان 😍
چقدر همه مثل همین🥴منم واقعا کم آوردم دیگه خیلی سنگین شدم کل بدنم درد میکنه نه میشه بخوابی نه میشه غذا بخوری نه میشه حتی بشینی 😑خدا فقط کمک کنه به سلامتی زایمان کنیم و این روزا رو دور تند باشن فقط بگذره🤕
منم واقعا روزام به سختی میگذره. لحظه شماری میکنم.
از شدت درد کشاله ران واژن لگن. کمر زیرشکم نمیتونم راه برم.نمیتونم بخوابم.. خسته شدم.
این روزات بهترینه عزیزم بعدبه دنیا اومدنشون دیگه خداحافظ خواب پر از مسئولیت روزای سختی درراهه من تا ۴ ماه اول باوجود دوقلوها خونه مامانم بودم خیلی سختع ماهایی که دوقلو داریم باید دوبرابرقوی باشیم از بقیه گاهی انقد فشار رومه تحملم کم میشه گریه میکنم میگم چه غلطی کردم
زیادراه نرو اگه زودترازموقع خودشون بیان دنیا خیلی دردسردارن
تنهاکاری که میکنی استراحت کن سرموقع خودشون به دنیا بیان نارس نباشن
منم مثل تو😢
وضعیتم نرماله خطری ندارم همه سونو و آزمایش هام اوکی هست
ولی نگرانم میترسم
مخصوصا چون اخراشه
دکترمم بخاطر آمپول بتامتازون منو ترسوند بیشتر نگران شدم و و ترسیدم الان ی دکتر جدید پیدا کردم برا آمپول و عمل
خدا کنه صحیح و سالم زایمان کنیم به وقتش بدنیا بیان من از شیشه رفتن بچه خیلی میترسم😢😢😢
برا من آمپول نمیزنه میگه اگه بزنیم بچه زود بدنیا میاد
تحمل کن 36 هفته آمپول بزنیم 37 هم عمل کنیم
خیلی میترسم زودتر بدنیا بیان
چقدر کامنتای این تاپیک حالمو خراب کرد
هنوز اول راهم تن و بدنم لرزید واقعن😩
منکه ۳۳ هفته دیگه زاییدم نتونستم ادامه بدم ولی بعد زایمان تازه سختیا شروع میشه
روزای سختی در پیش داری
استراحت کن من ک دیونه شدم
اسماشونو میخوای چی بذاری🥰
خیییلی زود میگذره دلت برای این روزا تنگ میشه🥹
ان شاءالله بسلامتی بغلشون کنی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.