۵ پاسخ

اره عزیزم ... منم میگم زود گذشته....
واقعا سخت نگیرین

منم پسرم خودش شیشه شیرشو نمیخاد یکماه دیگه میشه سه سالش، اصلا اذیتش نکردم ازش بگیرم، برای پوشکم اذیت نکردم ، الان خودش به منم نمیگه میره خودش جبششو میکنه ، واقعا نباید اذیت کنید

سلام بچه با بچه فرق داره دختر من ک سخت تر شده

چ خوب ک ب این نتیجه رسیدی،من ک هنوز از پوشک نگرفتم چون اصلا همکاری نمیکنه و خودم این جمله ک هنوز وقتش فرا نرسیده اروم کردم

عزیزم دخترت متولد چند دی هست

سوال های مرتبط

مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 ۳ سالگی
یهو حواست پرت میشه داری راحت زندگیتو میکنی برای چند لحظه شرایطو یادت میرع
که ی دفعه صدای یه چنگنده ک داره از بالای سرت رد میشه عین پُتک میخورع تو سرت و با بی رحمیِ هر۰ی بیشنپتر یادت میاره ک نه هنوز همه چی عادی نشده آروم نباش من هنوز هستم🙃
و تو از ته دلت دلی ک از ترس کم‌مونده بترکه و از استرس کم مونده خفه کنت لعنت میفرستی بهش ک لعنتی زودتر رد شو دیگه
در حالیکه از استرس چشاتو میبندی ک نکنه یهو هدفش جایی باشه ک تو هستی و صدای انفچار باز در و پنجره. های خونتو ب لرزه دربیاره و تمام بدنت از عمق وجود بلرزع😔

میبینی نه رد شد‌..نفس عمیق میکشی میگی خداروشکر
اما نه..خداروشکر واسه ی تو ولی تو خبرگذاریا یهو میزنن فلان انفچار در فلان جای شهر اینجاست شکر گذاری ک کردی یهو زهرت میشه 🙃 درسته هدف تو نبودی اما خیلی دیگه از هموطنات بودن🙃 بنی آدم اعضای یک پیکرند 🙃مگه میشه دلت نسوزه و از جاش در نیاد واسه هموطنت ک حتی یکبارم ندیدیش😔

این حالی بود ک توی این چند دقیقه ای ک صدای اون لعنتی اومد بهم دست داد 🙂
و بچه بچه بچه اون پاره ای از وجودت ک ۱۰۰۰درصد نگرانیت بخاطر اونه ک نترسه استرس نگیره اون چشم امیدش ب منه وقتی با دوتا چشای کوچولو و پر از سوالش ک این چ صدایی بود داره ب من نگاه میکنه🥲


فرزندپروری
بچه های معصومِ بیخبر از همه جا😊
تب..دلدرد..اسهال...بچه دلدردش خوب شده😊خداروشکر

لعنتی باز داره میاد....من و بچه تنها تو خونه....🥲

ترک پوشک
ترک پستونک
شیرخشک
شیر مادر
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ سالگی
من پسرم رو یه هفته ای هست از پوشک گرفتم.
قبلش استرس داشتم بیشتر برای کم صبر شدن خودم.
دنبال شورتهای آموزشی و پوشک شورتی بودم. پوشک شورتی یا پوشک میپوشوندم به پسرم میگفتم بگو جیشت رو یا حتی اگه جیش کردی بگو اما نمیگفت... براش داستان میگفتم. نه از دستشویی می‌ترسید نه از پی پی. ولی به زور گاهی میو اومد دستشویی.
شبها جیش نمیکرد و فاصله جیشهاش هم نسبت به قبل بیشتر شده بود.
تمام آمادگی ها رو داشت . اما وقتی پوشک تنش بود اصلا نمیگفت .
هفته پیش دیگه پوشک رو در آوردم. روز اول سه بار جیش کرد اما از روز بعد خودش گفت. استرسی که داشتم کاملا بی جا بود.
اگه زمان از پوشک گرفتن درست باشه دیگه درگیر نمیشید یه ماه .
همه چیز به آمادگی جسمی هست. توی گهواره کارشناس. میگفت دختر ۳۳ ماهگی و پسر ۳۵ به آمادگی میرسن البته تقریبی هست باید چند تا مورد رو داشته باشن.
یکی مهارت‌ صحبت کردن و گفتن جیش و پی پی
مهارت درآوردن لباس و ....
جیش نکردن شبانه در خواب
و حداقل دو ساعت خشک بودن.
مامان زینب مامان زینب ۳ سالگی
سه سال پیش
۴/۳ رفتم بیمارستان ک دکترم گفت باید برم واسه پیاده روی و فردا حتما بیام واسه زایمان
رفتم کوه صفه تا ظهر پپاده روی کردیم عصرشم رفتم کوه سفیده
چه دورانی بود چه عکس و فیلم هایی از اخرین لحظات بارداری
بااینکه تابحال نه اتاق عملی دیده بودم نه بخیه ای
اما عجیب دیگر لحظات اخر استرس و دلشوره ای نداشتم دلم برای دیدن دخترم تنگ شده بود...دختری ک فقط با دستانش به شکمم مشت میزد ...خودم را به خداوند سپردم
و ساعت ۵ روز یکشنبه ۴/۴ راهی بیمارستان شدم
خداروشکر بااینکه در حد نیم ساعت درد کشیدم اما زایمانم سزارین بود..ومن بالاخره دخترم را در اغوش کشیدم...حتی شب اول توی بیمارستان همش حواسم ب دخترم بود و پلک روی هم نزاشتم...حالا بعد از ۳ سال این اتفاق را برای خودم یاداوری میکنم‌..خداروشکر ک خدا مرا لایق مادری کرد ..‌بااینکه گاهی زود عصبانی میشم ولی انشالله بتوانم در حد بندگی ام تربیت کنم


بماند به یادگاری
البته جشن تولد امسال به احترام عاشورای حسینی با تاخیر انجام میشه💞