۲ پاسخ

چ برعکس😐😐😐حالا پسر من بشدت احساس ریاست و قلدری میکنه هرچی رو خونه مامانم اینا میبینه فک میکنه برای اینه به برادرزاده ۴ ساله و حتی ۷ سالمم نمیده روزگار اونا رو سیاه کرده😐😐😐😐😐😐😐😐😐
به همه زور میگه همه باید تحت فرمان ایشون باشن
من واقعا اعصابم خرابه از این موضوع

این حس منم دارم
هفته قبل مجبور شدم برم کمک همسرم فروشگاه
خیلی شلوغ شد پسرم رفت بیرون با پسر همسایه روبرویی بازی کنه دیدم بعد چند دقیقه یکی از ماموران حراست اومد گوشیش داد به همسرم پشت خط مامور حراست طبقه بالایی بود گفت اون کیه داره باارس بازی میکنه ارس میزنه ؟
همسرم دوید دید احمدرضا بچه روبرویی پسر من گذاشت رو زمین خوابیده با لگد میزنه تو شکمش ارس هم میخنده نمیدونه چیه دردش میاد فقط میگه درد درد
منم عصبی شدم تنعا دفاعم این دیگه بچش نمیزارم نزدیک پسرم بشه و اینکه شلام علیک تعطیل

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۲ سالگی
خونه مامانم بودم ،خواهرمم بود با بچش،بچه اون ۴سالشه ،یه دو دیقه نگاهم از بچم رفت دیدم با ابپاش اب ریخته تو دوتا گوش بچم سریع با گوشپاک کن و دستمال پاک کردم گوش بچمو،بچم گریه میکرد دستمال رو رو گوش بچه اجیم گزاشتم و به بچم گفتم ببین گوش مهرادم پاک کردم که بچه اروم بشه ،مهراد بچا اجیم شروع کرد گریه کردن ،اجیم تو جمع که خاله ها و خواهرا بودن یه دفعه با اخم گفت چیکار کردی بچه منوووو ،گفتم کاری نکردم فقط دستمال رو دو طرف گوشش گذاشتم و به بچم گفتم ببین گوش اونم پاک کردم که آروم شد بچه ، خیلی ناراحت شدم از برخودش تو جمع ،دلم شکست یهو ،سریع لباس پوشیدم زنگ زدم تاکسی اومدم خونه ، هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی به خاطر بچه با من اینجوری حرف بزنه تو جمع،اصلا دلم نمیخاد مادرا خودشونو دخالت بدن تو بحث و دعوای بچه ها، ولی من فقط خواستم بچه اروم بشه فقط دستمال گذاشتم دو طرف گوش اون و گفتم مامان ببین گوش اونم پاک کردم ، تبه نظرتون کار من اشتباه بوده یا کار اون ؟؟ من باید چیکار میکردم؟ میخاستم بغضم نشکنه که سریع اومدم خونمون ،اومدم اینجا یه دل سیر گریه کردم ،شوهرمم امشب شیفت تا فردا صبحه،من تازه رفته بودم بمونم امشبو