بیمارستان نیکان غرب بیمارستان افتضاحه در حد بیمارستان های دولتی ۴۰ سال پیش است. برخورد نگهبان ها با مریض ها طوری که شبا می اومدن سرشماری طوری که تمام پنج شبی را که پسر من بستری بود نذاشتن باباش پیش اش بمونه، با اینکه تو اتاق فقط خودمون بودیم. کترینگ اشون هم که اصلا تعریفی نیست. غذا نیمه آماده را میارن دوباره تو بیمارستان پخت می کنند، طوری غذا سرو میشه که من چند روز بیمارستان بودم دچار معده درد و سوزش شدم. غذاها خشک و به زور از گلو میره پایین برنج بی کیفیت. صبحانه ها را حتی هتل های در جه ۴ و ۵ اینجوری سرو نمی کنند.
بخش کودکان با کمبود ملافه و پتو مواجه بود. کمک پرستارها می اومدن میگفتن که از دراپ شیپ استفاده کنید ملافه نداریم تعویض کنیم. در زمان بستری ملافه ها لک دار و کثیف بودن میگفتن مواد شوینده مون نمی تونه این لکه ها را ببره والا ملافه ها تازه شسته شده اند. سوپروایزر اصلا حضور نداشت. چندین مورد دیگه که از حوصله این نوشته خارجه.
البته ناگفته نماند لابی شیک، نما خوب باطن بی کیفیت و نابسامان.
پرستارها یک شب در میون یکی میخوابید و فقط یکی شون سرویس میداد به همه اتاق ها انگار یه جوری بین خودشون

۴ پاسخ

منی که بچم بیشتر بیمارستان ها بستری بوده

فقط میگم عرفان نیایش عالیهههه

نیکان غرب و لاله از همه بدتر بودن

این بیمارستانا فقط اسم در کردن

این چیزی که تو تعریف کردی از یه بیمارستان خصوصی من تو ذهنم یه بیمارستان دولتی داغون رو تجسم کردم. بیمارستان های دولتی شهر ما قشنگ برابری میکنه با بیمارستان خصوصی. اینقدر که همه چی رو نظم و ترتیبه چه برخورد پرسنل چه نظافت چه فراوانی پتو بالشت هرچقدر میخوای بهت میدن اصلا اخم هم نمیکنن. غذا هم که اصلا نگم برات بخدا در حد رستوران خوب

ان شاءالله هیچ وقت سر وکارتون به بیمارستان نیفته.

سوال های مرتبط

مامان آقا نویان مامان آقا نویان ۳ سالگی
سلام مامانای گل. خدا قوت. می دونم نق زدن اذیتتون می کنه ها، ولی واقعا کلافه شدم. پسرم تا خرداد ماه خیلی بهتر بود. حداقل نیم ساعت چهل دقیقه خودش بازی می کرد. از بعد سی ماهگی جونمو به لبم رسونده. روزی سه ساعت چهارساعتم باهاش بازی کنم، باز ولم نمی کنه بره ده دقیقه خودش بازی کنه. یه سره ازم اویزونه. با گریه بیدار می شه. با گریه غذا می خوره. تا از اسفند که شیرشو قطع کرده بودم تازه یه مقدار میل به غذا پیدا کرده بود. از اردیبهشت دیگه نمی ذاشت من بهش غذا بدم. انقد تمیز خودش می خورد کیف می کردم. الان دست به قاشق نمی زنه یک ماه و نیمه. تا سفره بیاد گریه آقا واسه نخوردن شروع می شه. خونه مامانم اینا میام بدتر می کنه. انقد بهشون بداخلاقی می کنه لگد می زنه دلم براشون می سوزه. انقد بهش محبت می کنن. نزدیکش نمی شن که غریبی نکنه. در صورتی که وقتی با اونا بود قبلا، اسم منو نمی آورد. با مامانم بازی می کرد. با بابام بازی می کرد. الان یا به من چسبیده یا در طی روز داره برا باباش گریه می کنه. باباشم که دیر وقت میاد. کلافه م. حتی وقتی دلم گرفته نمی تونم دو دقیقه بشینم گریه کنم. حتی دستشویی. انقد دستشویی نرفتم تنبلی مثانه شدید گرفتم ببخشید اصلا ادرارمو حس نمی کنم. نمی دونم چرا بزرگتر شد بدتر شد. انقدم پرخاشگر شده. اصلا هل دادن بلد نبود. لگد زدن بلد نبود‌ الان تو پارک هل می ده. کسی بخواد زودتر سوار سرسره شه لگد می زنه. پریروز که دستشو گرفتم گفتم چون اینکارو کردی باید بریم خونه. و رفتم از پارک. کتاب دست برا زدن نیست می خونم. داستان می گم که اینکارا خوب نیست. اصلا یه چالش عجیبی شده که تمومی نداره😭😭😭😭😭
مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
وقتی تو شکمم بود خیلیی اذیت بودم از ۸ تا ۴۰ هفته ویار شدید به تمام انواع مواد غذایی و حتی آب و بوی خونه و تمام آدما😐 یکسره بالا میاوردم شدیددددد در حدی که ظرف یک هفته ۴-۵ کیلو وزن کم کردم روزی ۵ تا ضد تهوع می خوردم اثر نداشت🥲 مامانم‌می گفت دنیا بیاد راحت می شی😏 دنیا اومد😁 شب تا صبح جیغ می زد کولیک داشت مامان می گفت ۴۰ روزش بشه خوب می شه راحت می شی😁 ۴۰ روزش شد رفلاکس شروع شد شب تا صبح ترش می کرد هر نیم ساعت بیدار می شد شیر می خورد گفتن غذای کمکی شروع کنی راحت می شی کمکی شروع شد بدغذا شد قابلمه قابلمه غذا درست کردم نخورد ریختم دور. مامانم گفت غذا سفره بخوره خوب می شه😬 خلاصههههه دیگه نگم براتون که اینجا جا نمی شه😭 .... و حالا در آستانه ۳ سالگی به زور می خوابونم به زور بیدار می کنم به زور پوشک می پوشونم به زور عوض می کنم به زور لباس می پوشونم به زور می برم بیرون به زور میارم خونه و....
اگه روز اول کسی بهم می گفت این همه مدت باید تحمل کنی و بازم امیدی به بهبودیش نیست درجا سکته می کردم🥴
حالا جاریم بهم گفته یک سال دیگه تحمل کن از ۴ سالگی خوب می شه😭😭😭
مامان همتا❤️ مامان همتا❤️ ۲ سالگی
مامان روزبه و تودلی🩵 مامان روزبه و تودلی🩵 هفته سی‌ودوم بارداری
از پوشک گرفتن کودک یک فرآیند مهم و حساس است که نیاز به صبر، حوصله و هماهنگی بین والدین و کودک دارد. مراحل کلی 👇

1⃣ آماده سازی (قبل از شروع فرآیند)

🔸 شناخت نشانه های آمادگی کودک:
✖️ توانایی کنترل ادرار و مدفوع برای حداقل ۲ ساعت
✖️علاقه به استفاده از لگن یا توالت
✖️ توانایی درک و اجرای دستورات ساده
✖️ ناراحتی از پوشک کثیف و تمایل به تعویض سریعتر
✖️سن مناسب (معمولاً بین ۱۸ تا ۳۰ ماهگی، اما هر کودک متفاوت است).

🔻خرید وسایل لازم:
📍 لگن کودک (ترجیحاً طرحدار و جذاب برای کودک)
📍 شورت آموزشی (در صورت نیاز)
📍کتاب یا قصه های مرتبط با آموزش توالت

✅ آموزش غیرمستقیم:
📍کودک را با مفهوم دستشویی رفتن آشنا کنید.
📍 از کتابها یا انیمیشن های آموزشی کمک بگیرید.

2⃣ شروع فرآیند از پوشک گرفتن

✅ انتخاب زمان مناسب:
📍 بهتر است در فصل گرم سال شروع شود تا شستشو راحتتر باشد.
📍 دورانی را انتخاب کنید که استرس کمتری در خانه وجود دارد (مثل مسافرت یا تغییرات بزرگ دیگر).

✅ معرفی لگن به کودک:
📍 لگن را در محل بازی کودک قرار دهید تا با آن آشنا شود.
📍 تشویق کودک به نشستن روی لگن (حتی بدون نتیجه).

✅ برنامه ریزی برای نشستن روی لگن:
📍 بعد از بیدار شدن، قبل و بعد از
خواب، و بعد از غذا کودک را روی لگن بنشانید.
📍اگر موفق شد، او را تشویق کنید
(با کلام، آفرین گفتن یا جایزه کوچک).

✅ کاهش تدریجی استفاده از پوشک:
📍ابتدا در طول روز پوشک را بردارید و
فقط در خواب یا بیرون از خانه استفاده کنید.
📍 از شورتهای آموزشی کمک بگیرید تا
کودک تفاوت بین پوشک و لباس زیر را درک کند.

#مــامــامـــصیر|عضو شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3064004999C0e2188af76