۱۱ پاسخ

واااای نه شیرین ترین دوران بود
خیلی تحویل میگرفتن همه منو😁

چون قرار نیس دیگه بچه بیارم میگفتم نح
هایت لذت و ببرم

واییی من عاشقشم دوتا بارداریامم لذت بردم ..یع هفته مونده بود به زایمانم گریه میکردم چرا رسید ..چرا انقدر زود

نه خیلی خوب بود شاید چون من ویار نداشتم😁

همه تحویلم میگرفتن
حالم خیلی وقتا بد بود مع ه درد اسید معده ترشی معده و ...
ولی بیشتر از همه سرد بودن همسرم اذیتم کرد
اذیتایی که بهم کرد تو ذهنم موند
درد طبیعی رو کشیدم آخرم سزارین شدم چند روز بعد عفونت کردم ۲ ماه دستم بند بود دست تنها بودم ۲۰ روز تو خونه حبسم کرد فقط بخاطر اختلافی که با خانوادم پیدا کرده بود نذاشت دیگه بیان اونجا تا ۱ماه و خورده تکو تنها بودم مادرشم نبود روزی هزار بار آرزوی مرگ کردم ولی خوشحالم که همش گذشت دلم به بودن بچم خوشه همسرم یکمی خیلی کم رفتارش تغییر کرده و بهتر شده اولین زایمانم بود ولی خاطرات تلخی تو ذهنم موندذسه بار تو بارداریم زد تو گوشم هر وقت یاد تمام اینا میوفتم قلبم به درد میاد گریم میگیره من سر همین چیزا شیر ندارم بچم از اول شیرخشکیع ولی خوب بازم گذشت

۵ ماه اول ک هر چی میخوردم ببخشید بالا می‌آوردم
بعدش خوب شدم خیلی دوران قشنگی بود
شوهرم خیلی اخلاقش خوب بود
بعد زایمان یهو همه چیز تغییر کرد

اتفاقا من دوست دارم برگردم😂😂

ن اصلااااااا چون خودم چاق بودم و ۹۸کیلو شده بودم سنگین وحس خفگی و شب ها معده درد و اسیدمعده ام میزد بالا البته تهوع و هیچی نداشتما راحت بودم برام زودم گذشت ولی دوس ندارم برگردم بیشتر دلم برا قبل حاملگی تنگ میشه 😂

شوهرم میگه یکی دیگه هم میخوام میگم اصلا حرفشم نزن میگه از زایمان میترسی
میگم نه از خود بارداری میترسم انقد بارداری و ویاراش ترسناک بود که در برابرش زایمان اصن ترسناک‌نبود😂

من گاهی دلم تنگ میشه واسه حس تکوناش زیرِ پوستم🥺

دقیقا🤣😂🤦🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان 💗💗🩵 مامان 💗💗🩵 هفته سی‌وهشتم بارداری