سلام خانوما.خانواده شوهرم کل خاندانشون چاق هستن
بچه هایی هم که توشون متولد میشن چاق میشن
مگر مثل منو جاریم یا عروس خاله اش که لاعریم بچه هامونم لاغرن
البته بچه اخری جاریم به پدرش رفته چاقه.
این وسط دختر من رفلاکس داره وزنش یکم کمه اما رو نمودار داره میره جلو ازمایش اینام دادیم مشکل نداشته
چند نفر تو خاندان اینا بچه دارشدن بشدت تپل و اینا غش و ضعف میرن برا اون بچه ها
و من ته دلم خوشحالم که دخترم به باباش نرفته چون بزرگ بشه مطمعنم چاق میشد اگه به پدرش میزفت
ولی ایناها جوری رفتار میکنن که انگار بچه ی من خیلی داغونه
و اون تپلی ها خوبن
درحالیکه چند نفرشون کارشون به عمل معده و اینا کشیده و وزناشون اقاها ۳رقمی خانوما حدود ۸۰ ۹۰ به بالا .
واقعا دخترم بینشون انگار سوتغذیه اس
راستشو بخاین خیلی لجم میگیرع از این طرز تفکر که بچه ی تپل خوبه
الان بچه های اونا فقط نشستن بلدن ازبس تپلن تنبل میشن
ولی بچه من داره دوماه میشه که راه میره .
چه کنم وقتی نگاه ترحمی دارن به بچم؟؟همش میگن بهش برس

۱۰ پاسخ

متاسفانه اکثرا این رفتارواخلاق گندو دارن فکرمیکنن بچه چاق باشه سالمه ولی همین که زیرنظردکترهست و سالمه و پرجنب وجوش کافیه. اصلا اهمیت نده بهشون. بعدشم چاقی و لاغری ژن نیست که بخاد به ارث برسه بچه میبینه میخورن اونم میخوره. بخوری چاق میشی نخوری نمیشی. مگر بیماری داشته باشه یه آدم.

دختر منم تپلی نیست، کمتر از سن خودش نشون میده ولی ماشالا جنب جوش داره و‌حیغ جیغو و شیطونه

بگو بچه چاق باشه در آینده خطر بیماری دیابت و قلبی عروقی داره

یه تاپیک جدید میزنم اصلا🤣

خب بگن چه ارزشی داره حرف اونا جرا باید لجت بگیره کار درست خودت میکنی همینا فردا دخترت چاق بشه در آینده مسخرش میکنن بیخیال اتفاقا ما خودمون ارث چاقی داریم ولی نمیزارم دخترم تپلی بشه میگم مثل من عزاب نکشه سر لاغر شدنش😁 قصد دارم باشگاهم بفرستم بزرگتر بشه از بچگی تو رشته های ورزشی میزارم منم لاغر بودم ب شدت مامانم اینقد شربت های خارجی ریخت تو حلقم برای اشتهام ک چاق شدم مجردی همش باشگاه بودم بهد زایمان باز ترکیدم چون باشگاهم نمیتونم برم الان همش رژیمم حرف بقیه ببخشید ب ماح..تت بگیر کار خودت بکن

نگاه عزیزم کلا ناخودآگاه بچه های تپلی یکم دلبرو ترن
بچه هارو میگم ن بزرگا
همه جا اینجوریه
ولی واست مهم نباشه بجه ب عشق و توجه پدر مادرش نیاز داره ولاغیر

والا اینجور آدما هیچی حالیشون نیس هرچی بگی کار خودشونو میکنن
مگه اینکه یه دعوای درست و حسابی راه بندازی ک دست از سر بچت بردارن یا شوهرت پشتت باشه و باهاشون دعوا کنه و با اینکه انقد پررو باشی ک هرچی گفتن جوابشونو بدی وگرنه باید بیخیالشون شی

بزار بگن ولی تو کار خد بکن بچه ن چاقش خوبه ن خیلی لاغر متوسط

منم همین مشکلو دارم گلم.. ولی اصلا ب نظرشون اهمیت نمیدم ب هیچ وجه... تا چیزی میگن در جواب میگم منو آقام اینجوری دوست داریم بچه ریزه میزه دهنشون بسته میشه

اینم بگم چیزی به عنوان شکر و فند زیریکسال ممنوعه ندارن
منو مسخره میکنن که حساسم
میگم ذائقش با شیرینی عادت میکنه قندمیگیره طرف شوهرمم ۹۰ درصدشون قند دارن
ولی میگن چه چیزا
اینا رو شماها مد کردین

سوال های مرتبط

مامان فرزندم مامان فرزندم ۱۷ ماهگی
مامان سامیار مامان سامیار ۱۶ ماهگی
سلام خوبین
سامیار الان تو سنی هستش که فقط با من پدرش یا نهایت عمو و خاله و اینا ارتباط میگیره و دوستشون داره ینی فقط با خانواده خودمو همسرم اوکیه و گریه نمیکنه
ولی وقتی آدمای دیگ بخصوص مردا رو میبینه دیوونه میشه باز به مرور تو مهمونی تا پایان مهمونی با خانوما ارتباط میگیره و میره بغلشون ولی با مردا نه
امشبم خاله ی همسرم شام دعوت کرده همه جمعن من چیکار کنم با این بچه.مخصوصا که دایی شوهرم خیلی میاد سمت سامیار اینم وحشتناک از اون میترسه و منو سفت بغل میکنه جیغ میزنه نفس نفس میزنه اونم همش از دور با این حرف میزنه این بدتر گریه میکنه
تا جایی که میتونم رفت و آمدم رو حذف کردم تا بچم یه کم بزرگ تر شه بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیگ وقتایی که دعوت میکنن نمیشه نرم
چیکار کنم امشبو راحت بگذرونم
بعد مثلا مادرشوهرم یا زندایی شوهرم بچه رو از من میگیرن که ببرن پیش اون بگن که ببین این فلانیه تو رو دوست داره بچه دیوونه میشه من سریع ازشون میگیرم اوناهم منظوری ندارند ولی خب وقتی بچه اینجوریه نباید اینکارو کنن هرچقدرم محترمانه میگم انگار نه انگار یه دور بچه رو گریه میندازن بعد میدن به خودم😐
مامان ایلیای من🫀 مامان ایلیای من🫀 ۱۳ ماهگی