بعدش گفتم زنگ به دکترم بزنید خلاصه زنگ زدن دکتر گف یه هیوسین توی سرم بزنه ولی یه ساعت بمونه زیر سرم که وضعیتش چک شه زدم دوباره رفتم بخش زایشگاه چک بشم فایده نداشت انقباض بود گفت باید معاینه شی هرکاری کردم نشم فایده ای نداشت معاینه شدم گفتن دو فینگیر شدی با دکترم مجدد تماس گرفتن گفتن شب بستری شه تا صبح سولفات بگیره اونم ده سی سی
کسی که سولفات زده می‌دونه چقد دردناکه تزریق شد تا ساعت یازده شیفت عوض شد به پرستارا گفتم زنگ به دکتر بزنین خندیدن بهم گفتن یلدامونو خراب کردی تنها فرد بستری من بودم 😐
خلاصه دوباره ان اس تی و معاینه که بعد سولفات به دو و نیم فینگر رسیدم و انقباض منظم هر یه دقیقه تماس با دکتر گرفتن
دکتر گف اول دستمزد باید پرداخت شه من میام
درجا دستمزد واریز شد رسید دادم
تا بردنم اتاق عمل و دکتر اومد شد ساعت دوازده و ده اینجوریا دیگه بی حسی و کارای عمل
بله یک دی ۱۴۰۴ ساعت دوازده و بیست و پنج دقیقه شب آقا لیام ما هم دنیا اومد

۴ پاسخ

مبارک باشع عزیزم

ان شالله که کوچولوت سلامت باشه مبارکت باشه

به سلامتی عزیزم بچه دستگاه نرفت؟ امپول ریه زده بودی؟

سزارین شدی

سوال های مرتبط

مامان قلب خونه ❤️‍🔥 مامان قلب خونه ❤️‍🔥 ۸ ماهگی
مامان علی 🩵 مامان علی 🩵 ۹ ماهگی
مامان آراد و دینا مامان آراد و دینا ۸ ماهگی
سلام و وقت بخیر عزیزان
تجربه سزارین دوم به فاصله ۳سال و میخواستم براتون بگم،من ۲دی ماه نوبت سزارین داشتم ۲۵ آذر ترشحاتم خیلی زیاد و بد بو شد و ۲۶ ام ساعت ۱۰ شب درد عجیبی گرفتم که اصلا نمیتونستم دراز بکشم یا بشینم به مامانم زنگ زدم چون راهش ازم دور بود خودشو بهم برسونه تو اون فاصله هم رفتم دوش گرفتم و شیو کردم و به دکترم زنگ زدم گفت صبح بیمارستان باش اول وقت تا مامانم برسه و کارامو انجام بدم ساعت ۵؛۳۰ رسیدم بیمارستان ازم ان اس دی گرفتن گفتن انقباض ندارم،ازمایش ادرار دادم گفتن عفونت نداری گفتن باید برم سونو تو این فاصله دکترم برام ۲تا سرم نوشت رفتن زدم تا ساعت ۹:۳۰ صبح دکتر سونو اومد سونو دادم دکتر گفت اب کیسه کم شده رفتن به بلوک زایمان دادم زود به دکترم زنگ زدم گفتن باید اورژانسی عمل شم من و گذاشتن رو برانکارد و ۳تا سرم و سوند و وصل کردن ساعت شد ۱۰:۵۰ رفتم اتاق عمل دکترم ساعت ۱۱:۱۰ رسید داخل و بی حسم کردن و ساعت ۱۱:۱۵ بچم به دنیا اومد و بعد هم ساعت ۱۲ ریکاوری و بعدم بخش و تمام
باید بگم درد داشتم از دیروز تا حالا ولی بدون پمپ درد با شیاف و امپل برام کنترلش کردن و اینکه سرویس بهداشتی که میرم یکم نفس گیره و راه رفتن که قابل تحمل هست
مامان 🐣ʜɪʀᴀᴅ🐝 مامان 🐣ʜɪʀᴀᴅ🐝 ۷ ماهگی
پارت ۳
رسیدیم بیمارستان ان اس تی گرفتن حرکت هاش خوب بود ضربان قلب عالی خداروشکر ولی باز خونریزی داشتم نگاه کردن گفتن باید دکترت بگیم بیاد زنگ زدن به دکترم سریع ی دستوراتی داد تا خودش میرسه من با سرم و دارو خونریزی هام کم شد رو به قطع شدن رفت دکتر اومد نگاه کرد و ی کارایی کرد بعدش رفت سر عمل هایی ک داشت من دیگ داشتم سرم میگرفتم
تا ساعت ۱ نصف شب دکتر اومد از اتاق عمل بالا سرم گفت در چ حالی گفتم خونریزی باز شروع شده و درد هامم داره میاد درد پریودی داشت شروع می‌شد گفت باید معاینه کنیم من ترسیدم و خجالت کشیدم چون خونی بودم دیگ معاینه کرد اصلا هم درد نداشت
گفت ۳ سانت بازی من ریسک نمیکنم حتی تا فردا بمونی اینجوری هی دردات بیشتر میشه خونریزی هم داری خطر داره رفت اتاق عمل آماده کرد و گفت امپول ریه بزنین سوند وصل کردن ک اونم اصلا نفهمیدم
بعدش رفتیم اتاق عمل اونجا فقط هی بی حس نمیشدم ساعت ۲ ۱۰ دقیقه شب اتاق عمل رفتم ۲۰ دقیقه طول کشید تا بی حس بشم
پارت ۴ بعد