تجربه👇👇👇👇
از شدت درد وزجر عاجز شده بودم حتی کارهای شخصی وکارهای بچمو نمیتونستم انجام بدم نمیتونستم راه برم انگار یه فلج به زور میخواستم راه برم
تا اشکم دراومد متوسل شدم به بانو فاطمه زهرا به یک ثانیه نکشید دردم آروم شدش بعدش متوسل شدم به آقا امام رضا گفتم آقا من غریبم تو غربتم کسی ندارم به پهلوی شکسته مادرت زهرا سلامتیمو بهم برگردون بتونم به بچم خدمت کنم گفتم من حتی مادر پدر خودم دلسوزم نیستن تو برام مادری کن بزار روی پاهام باشم 😭😭😭😭😭😭
قربون مادرم زهرا برم از اون لحظه دردم ساکت شده آروم شدم منی که یک قدم تا ببخشید دستشویی نتونستم از صبح برم
گفتمش کمکم کن بتونم برای ظهر برای بچم ناهار آماده کنم 😭😭😭😭😭😭
خدایا همه مادر پدرها سالم وسلامت نگهدار به حق مادرم زهرا
که عجیب گره باز میکنه ودستمون رو میگیره
عجیب من غربت زده رو نگاهم کرد الهی نگاه ائمه وخدا رو داشته باشیم😭😭😭😭😭😭😭
برای سلامتیم دعا کنید

۷ پاسخ

خداروشکر عزیزم ، همیشه سلامت باشی الهی♥️😘🥺

انشاءالله خدا بهت سلامتی بده منم خیلی وقتا به خانم حضرت زهرا سلام الله متوسل میشم ،عجیب خانم دستمونو میگیره

واقعا منم هر وقت از ته دل واعتقاد قلبی از خدا وائمع خواهش. کردم کمکم کردن

خدابه سلامتی بده عزیزم
من بارها تواین شرایط قرار گرفتم و واقعا جواب گرفتم از ائمه
خداروهزارمرتبه شکر ک داریمشون

الهی هممون سلامت باشیم

درکت میکنی غریبی سختامنم بارها بودا تو این وضعیت بودم

تنت سلامت الهی گلم

🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹

خدا بتنت سلامتی بده عزیزم نگاه ویژه خانم حضرت زهرا همراه همیشگی زندگیت انشاالله


ای کاش بدل منم یه نگاهی بکنن بد داغونم هرروز اشک میریزم

سوال های مرتبط

مامان دختر مو خرمایی مامان دختر مو خرمایی ۶ سالگی
مامانا لطفا از پیامم نگذرید...امروز من برای دخترم یک جفت گیره گرفتم که از طرف فرشته مهربان بابت اینکه دارو هاش رو سر موقع میخوره و اذیت نمیکنه به مدیرشون دادم....بعد تو مهد دخترم گیره هارو آورده بیرون داده بالا خورده به صورت یکی از بچه ها مدیرشون گفت زخم شده صورتش پایین چشمش بوده، بعد موقع رفتن پدر بچه اومده آوینا رفته از دوستش و پدرش معذرت خواسته و دوباره پدرش منتظر مونده که من برسم منم بهش توضیح بدم منم معذرت خواهی کنم که من هم دیر رسیدم رفته بودند ....بعد مدیرشون به دخترم گفته گیره هارو به دوستت بده به جای کاری که کردی و معذرت خواهی کن و آشتی کنید ......حالا مدیرشون به من میگه دوباره گیره بگیر بیا بهش بدم یا اینکه خودم میگیرم باز دوباره گفت خودت بگیر از همون مدل من پولش رو میدم ......از این ناراحتم که چرا از آوینا خواسته گیره های رو بده...آخه یک بچه چندبار باید بازخواست بشه،جلو دوستاش شده،جلو‌پدر بچه شده ،تازه منتظر بودن من برسم یکبار دیگه جلو من و پدر بچه هم بشه،اخه باز جایزه فرشته مهربان رو چرا ازش خواستم بده به بچه.....می‌تونید این موضوع رو بهم بگه من هم تو خونه به دخترم پیشنهاد میدادم بک کادو کوچولو به دوستش بدیم نه اینکه جایزه ای که بچه خودش ذوق کرده رو بده به یکی دیگه....تنبیه ش خیلی زیاد بود
مامان آقا اهورا مامان آقا اهورا ۶ سالگی