۵ پاسخ

هیشکی بهتر از خودت نمیتونه بهترت کنه تا وقتی خودت نخوای حتی داروها که میخوری هم خوب عمل نمیکنن برو پیش یه مشاور نمیتونی به خودت تلقین کن حالت خوبه خوشحالی به جای اینکه افسردگی بهت غلبه کنه تو بهش غلبه کن نشین یه جا بگو افسرده م یاعلی بگو پاشو آرایش کن با پسرت برو بیرون بگرد وضع مالیتون خوبه قشنگ بیرون غذا بخور یا خرید خونه رو خودت انجام بده با عشق غذا بپز صب پا میشی نگو هر روزم تکراریه امروز هم مثل دیروز بجاش بگو یه روز خوب می‌سازم چن بار قراره دنیا بیای که اینجوری زندگی رو به خودت و خانواده ت زهر میکنی همین یه بار دنیا اومدی وسلام نه قرار دوباره دنیا بیای نه دوباره زندگی کنی من همیشه میگم زندگی یه باره پس اون یه بارم با عشق زندگی میکنم یه روز اتاق و تمیز کن یه آهنگ بزار یکم برقص با پسرت نشنیدی میگن زن قلب تپنده ی خونه س تو حالت بد باشه حتی دیوارهای خونه مثل زندان میمونه برا خانواده ت از این حال و هوا بیا بیرون نگو پنج سال افسرده م بگو ۵ سالی انقد خوش میگذرونم تا این ۵ سال سختی از یادم بره زندگی کن فقط زندگی کن

شوهرت اومد دنبالت یا خودت برگشتی ؟

عزیزم چاره اش فقط دکتر رفتن و قرص خوردنه .جوری که قطع نکنی و ادامه بدی خوبه خوب میشی

رفتی پیش پسرت کی اومد دنبالت

به جز خودت هیشکی نمیتونه کمکت کنه

سوال های مرتبط

مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۵ سالگی
سلام مامانا خیلی چیزارو نمیشه به کسی گفت و درد دل کرد اما لااقل اینجا میشه گفت الان یخورده شرایطمون سخته میدونم شوهرم درگیر فکر و استرس و بدهی درک میکنم پسرم از اول بد تربیت شد و بد بار اومد کلا ۵ سال با مادرشوهر نشسم ی سالیه جدا شدم الان پسرم میزنتم حسابی گریه داد و بیداد بهونه لجبازی خرابکاری که هر روز ۵۰۰ باید سر چیزایی که خراب میشه بدیم الان دوباره ی بچه دیگه منم اینجا تنها فقط دو تا خواهرشوهر که اونام درگیر زندگیشونن پسرم فقط همینجارو داره بره الانم بخدا من خودم از زایمان اول به اینور عصبی کم تاب افسردگی خودمو کنترل میکنم دکتر رفتم دارو هارو ی ماه خوردم ول کردم موندم چیکار کنم الانم شوهرم هوار شد رو سر من که همه چی تقصیر تو هس تو گفتی ماشین بخر تو این بچرو بد بار آوردی تقصیر تو هس هر کسی بخدا ی چیزی بهم میگه این از شوهر خودمم که چاق به خودم صورتم نمیرسم ی جورایی از خودم بدم میاد هم هیکلم هم اخلاقم خودم از خودم زده شدم خیلی وقته کنار هم نمیخابیم شاید دو سه سالی هس موندم چیکار کنم وقت مشاوره گرفتم برا پسرم هنوز نوبت نداد از نظر روحی داغون جسمی همیشه مریض بدن درد کسل البته شوهرمم رفت برا مفدش دکتر بهش دارو افسردگی و خواب داد دو ساله داره میخوره با این حال درکش میکنم اما اون نه دو روز تو خونس از دست بچه روانی شد از من واقعا چه توقعی دارن