۱۸ پاسخ

تولدش مبارک ❤️ دلبر خانم😍😘

تولدش پرتکرار عزیزم

الهی تنش همیشه سلامت باشه زیر سایه پدر و مادر بزرگ باشه عزیزم تولدش مبارک 😘

سلام عزیزم تولدش مبارک باشه
در کنار پدرو مادرش همیشه شاد و خوشحال باشه

عزززیزم مبارک باشه الهی تولد 120 سالگیش

تولدش مبارک زیر سایه پدر مادر بزرگ شه

ای خدا عزیزم مبارکش باشه جوجه

ماشالاه مبارکش باشه😘😘😘

مبارک باشه عزیزم. به سلامتی. عاقبت بخیر بشن همه بچه هامون.

تولدش مباررک عزیزم 👏🎂❤

خدا حفظش کنه انشاا...
چشم بد دور

الهی مبارک باشه تولد ۱۰۰ سالگیش

تولدش مبارک باشه عزیزم تنش سالم

تولدش هزاران بار مبارک😍عزیزم دخترت راه میده

سلام به روی ماهت عزیزم ، ما هم دلمون تنگ شده برات نبودی 🫂🤍
تولد خوشمل خانومم خیلی مبارکه 😘❤️

عزیزدلم😍
تولدت مبارک دخمل گلم♥️😘

الهیییی❤️🥺😍
مبارکش باشهههه💗

تولدش مبارک عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دلسا💞 مامان دلسا💞 ۲ سالگی
مامان مَهوا🌝 مامان مَهوا🌝 ۱ سالگی
دختر قشنگم آذر ماهی جانم
۹/۹/۹(۱+۴+۰+۴)به دنیا اومدی از اون به بعد دنیای من جوری قشنگ شد که زندگیم به قبل و بعد از تو تقسیم شد
یکسال پر از خستگی اما عشق، نخوابیدنا اما نفس، بدو بدو های بی وقفه اما ، جان ، تو برام هم عشقی هم نفسی هم جانمی
لحظه ای نمیخوام برگردم به زندگی قبل از وجود نازنینت
امروز عمیقا حس غریبی داشتم هم شاد بودم هم پر از بغض ، یاد روزی که زایمان کردم افتادم یاد لحظه ای که به جای خودت فیلمتو نشونم دادن یاد لحظه ای که بعد از ساعتها گذاشتنت تو بغلم فقط چند دقیقه شیر خوردی و بازم بردنت 🥹🥹
تو مثل یه تیکه از گوشت و خونم از وجودم جدا شدی و تا ساعتها من تو آی س یو مثل مرغ پرکنده التماس میکردم که منو ببرن بخش تا بغلت کنم ، خیلی روز سختی بود ،شبی که تا صبح تو بیمارستان گریه کردی و من و عزیز جون نخوابیدیم ،با همه این بغض ها ،شادی این لحظه که یه دل سیر نگاهت کردم و شکر کردم که تو هدیه خدا برای منی، وقتی اومدی خونمون ديگه همه چیز تغییر کرد ، در کنارمون زندگی رو آغاز کردی و بزرگ شدی ،و حالا قدم زنان تلاش میکنی که راه بیفتی و دنیامون رو زیباتر کنی
ناز دلم تولدت مبارکمون باشه
بماند به یادگار از آغاز دوسالگی و پایان یکسالگی
[[[تزئینات رو من و بابایی و خاله جونی درست کردیم ،همه ذوق و تلاشمون برای دیدن ذوق و خنده های تو بود 😍😍]]]
مامان سیدعلیسان👼🏻💙 مامان سیدعلیسان👼🏻💙 ۱۳ ماهگی
تو این لحظه ای چشام پر از اشک شده و دلم کلی گرفته خواستم بنویسم...
ساعت ۳ونیم صبحم گذشته من نشستم با کلی خستگی و بی خوابی دارم خورده ریزای تولدتو درست میکنم🥲
یهو یادم افتاد کیلیپی ک درست کرده بودمو پست نکردم رفتم پستش کردم از اولش مرور کردیم دوباره
یک ماهگی
دوماهگی
سه ماهگی و‌‌‌......رسیدیم به ۱۲ ماهگی ک میشه گفت یک سال
خیلی خیلی خوب یادمه پارسال همین روزو تا صبببب نخابیدم از ذوقم همش میگفتم ینی چه شکلیه خدایا ینی بعد ۹ ماه دوری قراره بغلش کنم بوش کنم شیرش بدم تموم مدت تو تصور و ذهنم بود این چیزا حتی تو ریکاوری چشمش همش ب ساعت بود میگفتم بچم گشنه مونده کاش زودتر میرفتم میدیدمش
🥺🥲با اینکه اونروز نه دیدمت نه بغلت کردم نه شیرت دادم

بعد کلی سختی و دلتنگی بالاخره رسیدم بهت هیچوقت یادم نمیره اولین باری که بغلت کردم و شیر دادم بهت هنوزم یادم میوفته گریم میگیره مثل الان بخدا ک باورم نمیشه یک سال گذشته نمیدونم چرا مثل سال پیش نمیتونم امشبم بخابم.... مثل دیوونه ها نشستم گریه میکنم گلوم پر از بغضه
تنها ارزوم اینه فقط تو زندگیت بخندی همیشه از ته دلت دنیا همیشه روی خوششو بهت نشون بده همیشه نگاه خدا تو زندگیت باشه پسر عزیز تر از جونم من تورو با هیچی تو دنیا عوضت نمیکنم...🥺❤️آرزوی براورده شده ی من تولد یک سالگیت مبارکمون باشه قلب و جونم❤️❤️❤️🫀🫀🫀🫀😍😍😍🐣🐣🐣🐣