۶ پاسخ

عزیزم چرا میبری گفتار درمانی ؟

منم دیگه رددادم تازگیا دخترمم روزی ده بارگریه میکنه
دیگه اعصاب برام نمونده

😄😄😄😄

جدیداتوسن ۵واردشدن خیلی شلوفترشدن پسرمنم اینجوری شده وای افتضاح

نه اصلا حرف گوش نمیده دخترای شما پیش دبستانی میرن؟میتونن برن سنجش؟

حق داری داری عزیزم من دوتا پسر دارم شیطون به مرز دیوانگی رسیدم همه بهم میگن چقدر پیر شدی منم میگم یروز بیایین پسرامو نگه دارین علتشو میفهمین

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
بچه ها من چی کار کنم اصلا اصلا دیگه هیچ علاقه ای به بچه ندارم😥😥اگه برگردم به ۶ و ۷ سال پیش دیگه اقدام نمی کردم
والا به خدا دیگه کشش رو ندارم الان یکساعته فرستادم بخوابم فکر کردم خوابیدن بعد اومدم دیدم جفتشون رو یه تخت ان در حال مسخره بازی با دوتا زدم پس کلشون گفتم یک ساعته فرستادم بخوابید چرا هنوز نخوابیدید خیلی مقاوم به خواب شدن اگه هم ژهر نخوابن ساعت ۶ و ۷ بیهوش میشن چون عادت دارن حتما بخوابن بعد آخر شب مکافات داریم دوباره شبا هم به زور می خوابن ساعت ۱۰ می فرستم تو تخت خواب تا ساعت ۱۱ الی ۱۱ و نیم میبینم بیدارن صبح هم با زور اسلحه بیدار میشن اگه هم ظهر نزارم بخوابن تا شب قشنگ دیوونم می کنند غیر از شیطنت خراب کاری دارن شدید دیروز قالیچه ی منو تو اتاقمون با لاک یکی کردن مداد شمعی هاشون رو برمیدارن می کشن به میز تحریرشون لگوهاشون رو پخش اتاقشون می کنند لیوان لیوان آب برمیدارن می برن تو اتاق به گنده کاری میرن تو دستشویی هر چی مایع دستشویی خالی می کنند رو دستشون و کف سرویس 🤦‍♀️🤦‍♀️آخه من چه جور می تونم خونسرد باشم در برابر کاراشون کارهایی که می کنند در خور سنشون نیست اگه بچه های مردم ۷ سالگی عاقل میشن بچه های من ۱۰ و ۱۲ سالگی 😐از اون طرف این پی پی نگفتن ماهلین هم روح و روان منو داغون کرده این بچه هر چقدر کتک می خوره فایده نداره باز کارخودشو می کنه یعنی به قدری منو سیر کردن از بچه متنفرم از هر چی بچه اس😬😬
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
قرار شد شوهرم بره کافی نت اسم بچه هامو واسه سنجش بنویسه می دونم استرسم کاملا بیجا و الکیه چون واقعا وروجکن این دوتا یه کارایی می کنند به چیزایی میگن من شاخ در میارم یا می افتن رو اون دنده هر هر به من می خندن 😂تو گفتار درمانی قشنگ همکاری می کنند با درمانگرانشون جفتشون با هم همزمان کلاس دارن من میشینم پشت در میبینم چقدر قشنگ جواب میدن چون رو روایتگریشون داره کار می کنه بیشتر مکالمه می کنند با هم قصه می خونند ۳ تایی با هم و یه سری سوال می پرسه این دوتا وروجکم قشنگ جواب میدن برا همین ۹۰ درصد خیالم راحته ازشون فقط جون مت ازشون سوال بپرسم میرن تو کار مسخره بازی من یه خورده استرسی میشم مثل همین امشب داشتم فرستادم تو اتاق بخوابن بعد یهو ازشون نسبتا رو پرسیدم به دلوین میگم داداش مامان کی تو میشه مه نون و پنیر😐یا به ماهلین میگم خواهر بابا کی تو میشه میگه عمو میثم 😂حالا نی دونم بلد هستند بهشون یاد دادم هر دفعه هم یادآوری می کنم حالا می ترسم اون موقع هم بیافتن رو دنده لیم‌گیری پرت و پلا جواب بدن🫤ولی از لحاظ هوسی و دقت و تمرکز خیلی حواسشون هست مثلا من اشتباهی مسواک ماهلین رو دادم دست دلوین دیدم دارن هرهر می خندن بعد فهمیدم اشتباه دادم خودم اصلا نفهمیدم 🤦‍♀️
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
در ادامه با تاپیک قبل درآخر گفتار درمانگرشون گفت الان که فرستادی مهد خودتون متوجه نشدید که هنوز هم در حده همسن و سالاشون نیستن از این‌لحاظ گفتم به لطف آقای شبشه فروش که چپ‌و راست تعطیل می کنه با آنلاین شدن این ها متوجه شدم😀😀من به گفتار درمانگرشوم هم‌نگفتم که نخواد نسخه ی جدید بپیچه برامون ولی من خودم حس می کنم در رابطه با درک و فهمی هم هنوز در حده همسن هاشون نیستن که اونو هم‌میزارم پای تاخیر رشدی که دارن هم اینکه نیمه اولی ان و نمیشه مقایسه کرد پیش خودم‌گفتم‌اونو سعی می کنم تو اجتماع درستشون کنم واینم‌بگم‌اون یه کوچولو لکنتی هم که گه گدار سراغش میاد گفت چون تاخیر داشته و هنوز تمام‌کلمات رو کشف نکرده من اسمشو لکنت نمیزارم در آخر می خوام‌اینو بگم‌اگه واقعا بچه هاتون از این لحاظ ها مشکل دارن رسیدگی کنید یه بچه ی کلاس اولی اومده بود که درست نمی تونست حرف بزنه حتی بدتر از بچه های من‌می گفت تو مدرسه دچار مشکل شده و اعتماد به نفسش اومده پایین دقت و تمرکزشم پایین اومده می گفت تا کلاس چهارم‌شاید اهمیتی نداشته باشه ولی از اون جا به بعد وقتی بخوان درس هارو جواب بدن می مونند توش
مامان موچول مامان موچول ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک کودک پوشک فرزند فرزند پروری پوشک پوشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نوزاد نوزاد نوزاد بارداری بارداری بارداری بارداری اضطراب اضطراب
همسرم گفت من دیگه نمیتونم به اینجور زندگی پر از دعوا ادامه بدم بیا جدا شیم به پدرمادرش گفتم اونام اومدن هرکاری کردن همسرم راضی به ادامه زندگی نشد ،گفت من هست ساله دارم عذاب میکشم به روز خوش ندیدم با زنم همش دعوا بعد شروع کرد تک تک بحث‌هایی که باهم سر مادرش یا سر هرچیز دیگه ای رو میکردیم به پدرشپوهر مادر شوهرم گفت ،قشنگ منو سنگ روی یخ کرد اونقدر خجالت کشیدم پیششون و اونقدر دلم شکست که نگو .از اونطرفم پدرم به من اصرار که زود جمع کن بیا اینجا طلاق. راستش من فعلا شرایط طلاق ندارم واسه همون مجبورم بمونم اما جالبه برعکس همیشه اینبار همسرم پاشو کرد تو یه کفش که برو خونه بابات جدا شیم .منم قبل رفتن رفتم پیشش تو چشاش نگاه کردم گفتم بهم بگو دوسم نداری که راحت برم اونم برگشت گفت من دوست دارم تو منو دوست نداری همیشه بهم میگی به خاطر بچه باهات موندم .منم گفتم نه من دوست دارم هرچی ام گفتم از سر عصبانیت بود بعد همو بغل کردیم و قرار شد از این به بعد عوض شیم. می‌دونم افتضاح غرورمو لگد مال کردم مخصوصا منی که همیشه شوهرم همیشه موس موس کنان دنبالم بود برام سخت بود اینهمه خواهش برای ادامه زندگی.به نظرتون کارم اشتباه بود یعنی از این به بعد سوارم میشه؟ خودم دلم داره میترکه از این له شدنم
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
دیدید یه وقتایی آدم خواه ناخواه بچشو با بچه های دیگه مقایسه می کنه و احساس ضعف تو بچه هاش می کنه ولی بعدش می فهمه نه این خبرام نیست حالا نقل منه شما هم‌بارها بهم‌گفتید ولی من حرف تو گوشم نرفته🤭🤭اینکه ممکنه بچه هام تو یه چیزی ضعف داشته باشن ولی به جاش جاهای دیگه خیلی خوبن و خیلی خوب از پس یه سری سوال هایی که مربی مز پرسه بر میان 😍
دقیقا مثل امروز که آنلاین بودیم مربی یه کاربرگ شمارش اعداد رو صفحه که بچه ها بشمارن و بفهمن که مثلا چند تا هندونه تو تصویر هست بشپارید و زیر عدد مورد نظر خط بکشید که کار دومو مربی می کرد بعد یه کاربرگ گذاشت و هر سری یه نفر رو صدا کرد که شروع کنند بشمارن ۳ و ۴ نفرشون اشتباه شمردن و گفتن بعد این دوتا خیلی قشنگ دونه دونه شمردن و گفتن به مربیشون
بعد پیش خودم گفتم بیا ببین بچه رو دست کم گرفتم حالا اگه یه جا یه مشکلی دارن کچلیشون رو میزارم‌کم‌ آوازشون😀😀بچه های من از این‌لحاظ ها هیچ مشکلی ندارن چون خیلی باهاشون کار می کنم ووقت میزارم فقط گفتار توصیفی و روایتگریشون مشکل داره که اونم از فردا جلسات درمانیشون شروع میشه زنگ‌زدن بهم گفتن فردا اولین جلسشونه😍😍و منم خوش حال ترینم
گفتار درمانگرشون گفت گفتار زبانی و اصلیشون خوبه فقط توصیفی کار میشه که تو چند جلسه اوکی میشن
بازم شکرت خدا داره کم کم تمام تلاش هام نتیجه میگیره😍😍حالا شوهرم بدتر از خودمه دیشب تا بهش گفتم خیلی ناراحت شدم گفتم به من ایمان نداری ها یادت نرفته تا یک سال و نیم پیش چی بودن و الان به کجا رسوندمشون پس به من ایمان داشته باش من تمام تلاشمو می کنم از اینم بهتر بشم هیالت تخت تخت🤗
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
امروز روز اول گفتار درمانی بچه ها بود پیش درمانگر قبلیشون همه رودبراش توضیح دادم خودشم واسه هر کدوم نیم ساعت وقت گذاشت بعد گفت دلوین هم تلفظاتش مشگل داره هم مشکل واچی داره گفتم واچی چیه گفت یعنی حرف س رو روی زبونش میاره باید اتمامش روی دندون باشه لطفا و خواهشا در طول درمان هیچ مدقع بچه رو مسخره نکنید گفت روایتگری داره کم و بیش ولی به صورت تیگه تیگه نیاز به تمرین داره ماهلین رو گفت فقط روایتگری نداره اصلا ولی مابقیش چیزاش خوبه حتی دلوین رو گفت با. ولی . اما . این چیزارم تو جمله هاش نمیاره و بعضی کلماتم جابه جا میگه حرفاشو مثلا به دکتر میگه دتکر گفت طی ۳ و ۴ ماه اوکی میشه بعد گفت تمرینات ستجش رو هم باهاشون انجام میدم و تست سنجش امتحانی هم در نهایت میگیرم ازشون اگر اوکی بودن می تونی ببریشون ولی گفت یه مدت طولانی رو سنجششون کار می کنم گفت صد درصد بهشون گیر میدن خلاصه من یک ساعت اونجا بودم گفت ماهی ۷ ملیون هزینه ی درمانشون میشه هفته ای دو جلسه باید ببرم که البته ایشون به دوقلو ها تخفیف میده بعدش اومدم تاکسی بگیرم به بدبختی گیرم اومد چون مرکز شلوغیه هیچ اسنمی قبولم نمی کرد🥴🥴با بدبختی با دوتا بچه دوتا خیابون پیاده اومدیم‌پایین تر تا اسنپ گیرم اومده اونم با ۱۵ درصد شارژ اینقدر سلام و صلاوت فرستادم شارژم تموم بشه بدبخت دوعالمم😫😫بچه هامم حسابی شیطونی کردن هی ورجه وروجه هی می خواستن برن تو خیابون من همین جور هوار می کشیدم نرو خطرناکه دلوین می گفت مامان من که نمیرم 😀خلاصه که با این دوتا بچه رسما سرویس شدم ولی همه ی اینا می ارزه به نتیجه ی خوبش سختی هاشو به جون می خرم واسه بچه هام😍😍
الانم اومدم براشون مرغ سوخاری درست کردم جاتون خالی 😋😋