کار خوبی میکنی که اینارو میزاری ولی من واقعا میترسم و نمیدونم میتونم از پسش بر بیام یا نه بعضی وقتا از خودم نا امید میشم نمیدونم مادرمم ایران نیست تک تنهام واقعا میترسم
فاطی هستی
انشاالله که سلامت باشی ولی خواهر زایمان سوم من وحشت ناک تر بود ۹ ساعت روی تخت زایشگاه بودم
عزیزم دقیقا تعریف کردی اشک ریختم یاد خودم افتادم منم بیمارستان هفده شهریور زایمان کردم این دانشجو ها ریختن تو سرم هر کدوم یک بخیه میزد من فقط جیغ میزدم تو رو خدا تموم کنید واقعا مرد و زنده شدم تازه بچمم کوچیک بو 2800
ولی به معنایی واقعی پارم کردن الآنم دو ماه شده هنوز موقع مدفوع گریه میکنم
تجربه قشنگی بود
ولی کلی بغض کردم انگار ک اونجا بوده باشم با هر متنی ک میخوندم بغضم بیشتر میشد
واقن خداقوت بهت
من ک نتونستم طبیعی بیارم وحشت داشتم شدید
ب درخواست خودم و زیر میزی ب دکترم سزارین شدم
ولی واقن طبیعی آوردن سخته 🥺
یاد زایمانم افتادم دقیقا منم دو روز درد کشیدم خدا قوت دلم بوس به روی ماهت پا قدمش برات خیر برکت باشع 🫂💋
بیمارستانهای دولتی همینجورن متاسفانه فقط دانشجوها برای یادگیری پدر طرفو میارن جلو چشمش معاینه میکنن و بلد نیستن راهنمایی بدن به مامان
کدوم بیمارستان رفتی عزیزم
اصلا چرا باید موقع زود زدن اونا دستشونو فروکنن داخل؟
دوران بارداری ورزش کرده بودی؟
زایمان اولم یاد اومد چقدر گریه کردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.