۱۴ پاسخ

وای اولش یه جوری نوشته بودی ترسیدم .فکر کردم خدای نکرده اتفاق بدی افتاده

چقدر قشنگگگگ منم کلی حس خوب گرفتم از پیامت خدا حفظ کنه گل دخترتو

دختر ناز منم اینجوریه انگار داره حرف میزنه و درمورد همه چی نظر میده قربونش برم

ای جانمممم از این به بعد از این اتفاقا زیاد میافته 🥹من میگم یه لحظه بچه رئیس میشه بعد برمیگرده🥹

خدا حفظ تون کنه واسه هم😍🥰😍

نینی منم چند روزه ب چشمم خیره میشه نازش میدم میخنده و عکس العمل نشون میده بغل کسی باشه منو ببینه با نگاهش دنبالم میکنه و من فهمیدم تازه فهمیده من مامانشم و از قشنگی این حس میخوام قربونش بشم

نینی منم چند روزه ب چشمم خیره میشه نازش میدم میخنده و عکس العمل نشون میده بغل کسی باشه منو ببینه با نگاهش دنبالم میکنه و من فهمیدم تازه فهمیده من مامانشم و از قشنگی این حس میخوام قربونش بشم

نینی منم چند روزه ب چشمم خیره میشه نازش میدم میخنده و عکس العمل نشون میده بغل کسی باشه منو ببینه با نگاهش دنبالم میکنه و من فهمیدم تازه فهمیده من مامانشم و از قشنگی این حس میخوام قربونش بشم

نینی منم چند روزه ب چشمم خیره میشه نازش میدم میخنده و عکس العمل نشون میده بغل کسی باشه منو ببینه با نگاهش دنبالم میکنه و من فهمیدم تازه فهمیده من مامانشم و از قشنگی این حس میخوام قربونش بشم

عزیزززم😘😍💋خدا حفظش کنه برات الهی همیشه قلبتون پر از،عشق و حال خوب باشه

خدا حفظش کنه برات عزیزم

عزیزم🥹🥹😭
منم پری روز پسرم چنین حرکتی انجام داد و قند تو دلم آب شد
اما از امروز سینمو نمیگیره و به شیشه عادت کرده
قلبم داره آتیش میگیره😭

خداحفظش کنه 🌹پسرمنم بعد شیرخوردن همین کارو انجام میده دورش بگردم😍😍😍

ای خدااااا😍😍😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان محیـــا جان💗 مامان محیـــا جان💗 ۱۱ ماهگی
اولین حموم دو نفره تو ۵۴ روزگی من و قلبم🥹💗
امروز برای اولین بار این ریسک قشنگ رو کردم و تنهایی بردمت حمام🤭
اخه تا بابایی بیاد شب میشه😶‍🌫️
و شبا بهتره ک نینی جون ها رو نبریم دوش بگیرن چون ممکنه دل درد بیاد سراغشون🥺

خونه مامانجونم که دوره بهمون 🙃بالاخره باید از یه جایی شروع کنیم مگه نه؟!
صدای آب رو که شنیدی با دقت داشتی گوش میدادی و من از تو آینه محو تو شده بودم🥲❤️
یهو فکرامو بلند بلند به زبون آوردم:
قربون اون خدایی که تورو برا من آفرید و لایق دونسته برات مادری کنم😭
با بسم الله شروع کردم و تو تمام مدت خیره بودی به صورتم و من داشتم برات توضیح میدادم که چیکار میکنم…
کلیم صلوات فرستادم که همه چی خوب پیش بره شنیدی؟!😂
چیه این مادر که تماااام قدرت دنیا تو دلش جمع میشن برای پاره تنش…؟
الان حس توانمندی و استقلال میکنم و خوشحالم باهم داریم خودکفایی های جدید رو هی فتح میکنیم🤭💗😂
خدا حفظت کنه واسم روحُ جونم محیایِ من🤍

روزی همه آرزومندا بشه به حق شش ماهه امام حسین جانم🥹🤲🏻
مامان جوجه کوچولو😍 مامان جوجه کوچولو😍 ۹ ماهگی
چند تا زور بانهایت‌ جونم زدم که بچه نمونه اونجا که دخترم پرت شد بیرون😍 بهترین‌ لحظه‌ی دنیا بود شروع کردم با دخترم صحبت کردن که فاطمه نورا جانم گریه نکن و مادر اینجاست .....🥲 بازم گفت زور بزن که جفتتم‌ بیاد بیرون با یه زور زدن‌ جفتمم‌ مثل یه بچه‌ی دیگه سر خورد اومد بیرون بعدش شروع کرد به بخیه زدن که نامرد فکر کنم زیاد برش زده بود ۴۵ دقیقه فقط بخیه زد هم داخلی هم بیرونی بعدشم‌ ماماهمراهم لباساشو‌ پوشوند‌ و فسقلم‌ و آورد گرفت شیرش دادم‌. ماماهمراهم کلی ازم تعریف کرد و گفت افرین همه‌ی دهه‌ هشتادیا‌ همینقدر زبل‌ و زرنگن‌ به اسونی‌ بچه رو به دنیا میارن حتی رفته بود بیرون به شوهر و مادر شوهر و خواهر شوهر اینامم‌ گفته بود که عروستون خیلی وروجکه😃😂 هیچکدوم از پرستارا. و ماما ها باور نمیکردن که زایمان کردم‌ میومدن‌ با تعجب میگفتن زایمان کردی؟ آخه من اصلا کوچکترین‌ دادی‌ نزدم و گریه‌ای نکردم فقط ماماهمراهم‌ و یدونه ماما‌ رو سرم بودن‌. وقتی که رفتم بیمارستان‌ همه یه شکلی با ترحم‌ نگام میکردن که با این سن کم‌ اینجا چیکار میکنی وای این قراره خیلی اذیت بشه و ما رو اذیت کنه ولی بهشون ثابت کردم‌ که بزرگ‌ بودن و تحمل داشتن‌ به سن و سال نیست. پارت بعدی