۱۸ پاسخ

عزیزایی ک میگید از سرکار میاد خستت …خب مادرم علاوه بر بچه داری خونه داری ام میکنه اونم خستس نیازه پدر پدریشو بکنه

بهتره با یه مشاور در این رابطه حرف بزنی بچه رو‌شما تصمیم گرفتید بدنیا بیارید باید توجه لازم رو شما و شوهرتون بهش داشته باشید بچه‌چه میفهمه فشار اقتصادی چیه یا مشکل دیگه چیه یه بچه با کمبود‌محبت بزرگ‌نکنید مخصوصا دختر که نیاز شدید به محبت و‌توجه پدر داره

پسر من انقد ک گریه می‌کنه کسی بغلش نمیکنه😂😂

همه ذوقشونو گذاشتن واسه بچه بقیه واسه همین واسه خودشون دیگه ذوق ندارن

به قول شوهر من میگه دیگه انقد می بینمش برام عادی شده ولی اونی که ذوق میکنه هفته یه بار می بینش🤣🤣

شوهر منم اینطوریه
پسرم کلا با چشماش و ذوق دنبالش میکنه اما اون خیلی کم صداش میکنه

همسر منم این طوریه
الان یک هفته رفته سفر احوالش رو هم نمیپرسه میگم دلت تنگ نشده نمیخوای ببینش تصویری تماس بگیریم میگه وقتی برگشتم میبینمش🙁

من‌با شوهرم دعوام‌میشه میگه نمیذاری من بچه نگه دارم شبا میاد میخوابونتش ندم قهر میکنه دعوامون میشه

شوهر منم همینه زیاد بغلش نمیکنه

یکم حق بده شرایط سخته اما بهش بگو با لحن آروم نه دعوا بچه حس میکنه گناه داره

شوهر من برعکسه🫠🫠🫠

شوهر من وقتی میاد خونه کلِ تایمشو میذاره واسه پسرمون
از ناراحتیت و چیزی که تو سرته براش بگو شاید بهتر شه رفتارش

به روش بیار بگو بچه بقیع عزیز بود
بچه خودتو مجبوری
اصلا نذار بچه رو پیشش شام ناهارتم هول هولکی و چیزای مسخره درست کن و برو پیش بچه

شوهر منم دقیقااااا همینه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️😒

شوهر منم اینجوریه همشون همینن بحث نکن باهاش

خسته ان ازسرکارمیان تواین وضع مملکت فشار ریادی دارن تحمل میکنن یکم بابد درکشون کنیم

عزیزم خستههع آن شوهر منم همینه

بزن تو دهنش، بدم میاد با بچه خواهر برادرشون رفتاراشون فرق داره

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۴ ماهگی
سلام خانم من ی دختر ۸ساله دارم که ب شدت ب خودم وابسته هستش اون موقع که حامله بودم آزمایش قند دادم قندم بالا بود چند روز بستری شدم دخترم با این حال که پیش مامانم این بود ولی خیلی عزیت شد وای نمیستاد بعدشم که برا زایمان رفتم دیگه بدتر شد پیش دختر عمویش ی سال از خودش بزرگتر گذاشتمش ولی بازم خودش می‌گفت وقتی بچه هارا می‌دیدم با ماماناشون منم دوست داشتم تو پیشم باشی اون موقع ها که حامله بودم تا خودم پیشش نمی‌خوابیدم خوابش نمی‌برد ولی از وقتی زایمان کردم پسرم ب شدت نق نقو هستش یعنی جوری که تمام وقتم میگیره و اصلا وقت نمیکنم ب اون برسم یعنی اینکه مثلاً برم بخوابونمش یا باهاش بازی کنم یا اینکه بغلش کنم رابطشم با باباش اصلا خوب نیست حالا از وقتی زایمان کردم همش پیش خودمون میخواب اصلا نمیره تو اتاقش میگه میترسم خواهشن راهنماییم کنید چکار کنم که بره تو اتاق خودش بخواب یا اینکه فکر نکنه من داداشش بیشتر دوست دارم ب خدا تا جایی که میتونم بهش محبت میکنم ولی دیگه نمی‌کشم پسرم الان ۵ماهش تنهام باباشم ب جا اینکه ب اون محبت کنه همش پیش دخترم قربون صدقه پسرم می‌ره هرچی بهش میگم بیشتر ب دخترم محبت کنه گوشش بدهکار نیست