خیلی گرفته میخام یکم درد و دل کنم 🥲
من از اول بچه اروم و با درک خونه بودم از ۱۶سالگیم مستقل شدم و همه هزینه هامو خودم دادم جهیزیه خریدم حتی همه خریدای داماد اینا رو خودم کردم پدر‌ومادرم کار زیادی نکردن برام هیچ وقت هم گله نکردم براشون تا الان هم مهم نبود برام واقعا ولی نمیدونم از هو مون هاس یا چی این روزا خیلی خستم با اینکه بارداری سخت و ویار سختی داشتم حمایت نشدم از هیچ طرف فک میکردم ندارن یا همینجوریع اخلاقشون تا اینکه بعد من زنداداشمم باردار شد اون بچه دومش من بچه اول هر دو پسر الان یجوری برای اون محبت میکنن ارزش میدن چرا برا من نمیکنن پس بخدا منی که شبو روز کار میکردم الان کم اوردم خیلی ناراحتم احساس میکنم از با درک بودنم سو استفاده میکنن ولی اخه اون مادر خودمه و من تنها دخترشم😔مثلا برا من سیسمونی کم گرفتن در حد‌توانشون بخدا دور از چشم همسرم خیلیاشم‌خودم پولشو دادم اللن مامانم میگه برا بچه داداشمم میخان بگیرن اخه لامصب برا من خیلیاشو خودم گرفتم تو داری برا بچه دوم پسرت بازم میگیری بچه اول هم کلی خرید کردن براش چرا چون میگن برا تو خریدیم اون ناراحت میشه😂
یه ذره بیشتر فک کردم دقیقا مادرشوهرمم همین رفتارو بامن داره جاریم ۹ماه بارداری خونه مادرشوهرم خورد‌خوابید من از اول بارداریم تا الان ۵بار هم نهار یا شام دعوت نکرده حتی دریغ از یه کیلو میوه حتی باهم میریم باغ من جلوش خم راست میشم انگار اون حاملس واقعا از اینهمه قوی بودن و دم نزدن خیلی ناراحتم میخام یه تغییر اساسی تو رفتارام بدم تا حالا انقدر دقت نکرده بودم

۳۴ پاسخ

حقیقتا همیشه همینجوریه که اونی که قانع تره و دم نمیزنه بیشتر نادیده گرفته میشه ولی اونی که همیشه طلبکاره همه واسه درست رفتار کردن با اون محتاطن و هواشو دارن.اشتباه بوده رفتار خودتم

تصمیمت درسته موافقم

خواهر انقد که خودمون اجازه ندادیم نازمون کشیده بشه همین شده دیگه

هر چي بیشتر فکر کني بیشتر عذاب میکشي

حالا خوبه بارداری من بعد چندسال شد ارزشم اینه همون اول میزاییدم کسی ادمم حساب نمیکرد خوبه همه دست به دعا شده بودن برام اینه رفتارشون😂
البته عوض همه اونها یه همسری دارم که میارزه به همه نبودنها خداروشکرنزاشته تاحالا این فکرارو بکنم که من بعد اینهمه سال الان میفهمم چی به چیه بعضی وقتها حس میکنم از حسادت به همسرم با من این رفتارارو میکنن هردوطرف با اینکه همسرم زیاد پولدار نیس ولی چیزی کم‌ نمیزاره برام اما خب ادم یجاهایی هم انتظار داره اینم بگم که ایکاش سلیطه بودم انگار واقعا سلیطه بودن جوابه تو این دنیا
مثلا الان من به کمک نیاز دارم تا بچم بدنیا بیاد الان کسی نیس ولی بعد اینکه بچه اومد شیرینیاشو دیدن زود زود‌اومدن به دیدنش یا محبت کردن بهش من چه رفتاری بکنم باهاشون واقعا حرصم میگیره از الان شما جای من باشین چیکار میکنین واقعا باید خودمو عوض کنم اینطوری نمیشه

عزیزم خودتو آنقدر نادیده گرفتی همه نادیده گرفتنت دیگه بنظر من برای خودت ارزش قایل شو به خودت برس هرکاری براشون نکن ...

بنظر من تمام کاراشونو روی یک کاغذ بنویس هرچی دلت میخواد بگو اصلا بدو بیراه بگو خودتو خالی کن وقتی خودتو خالی کردی از ته قلب نه همینجوری ببخششون و خودت رو هم ببخش که تو این شرایط قرار گرفتی بعد توقعت رو کلا از بین ببر اونوقت آسوده بدون فکر زندگیتو با همسرت و پسرت ادامه بده به همین راحتی

عزیزم منم تک فرزندم هم جهیزیه هم سیسمونی خودم خریدم
حتی موقع جهیزیه چیدن تک و تنها بودم
الانم برای خونه تکونیمم خودمم و خودم ..
گله ای از کسی نیس درسته دلت میگیره ولی دعا کن خدا بهت انقد قدرت و سلامتی و پول بده که هیچوقت محتاج کسی نشی
چیزی که خودت به سختی ب دست بیاری لذتشم بعدا برات بیشتره این قدرت تورو میرسونه ..رو سیاهیشم میمونه برای بقیه یه جایی جواب کوتاهیشونو پس میدن

خدا بزرگه عزیزم همینک دستت جلوشون دراز نیس خداروشکر ولی خوب حق داری

سلام عزیزم.چقد به حرفات فکر کردم و چقد تو،منی.منم انقد خودمو قوی نشون میدم و همیشه باسیلی صورتمو سرخ میکنم که همیشه همه منو بی نیاز میبینن از همه چی.مثلا یخچالم خالی باشه کارتام خالی باشه یجور خودمو نشون میدم انگار دختر بیل گیتسم ووقتی اینجوری هستم دیگران مارو بی نیاز میبینن مثلا الان ک باردارم هرچقد مادرشوهرم گفت تو اصلا نروپای گاز خودم غذا برات میارم چون کارکسیو قبول ندارم میگم نه نمیخاد خودم اینطوری راحت ترم حالم خوبه بعد باکلی خستگی وپادرد وکمر درد میرم ظرف میشورم وکارخونه میکنم اونا هم فک میکنن من نیاز ندارم به کمک این چیزا از سر بی محبتی بقیه نسبت به ما نیست ما دیگرانو اینطوری عادت دادیم پس ناراحت نباش عزیزم جنبه مثبتشو ببین.مثلا بابام منو برد سیسمونی بگیرم انقد گرون بودن باوجودی ک دلم میخاست همه چی بردارم ولی فقط واجباشو برداشتم میگفتم فشار نیاد بهش.سخت نگیر گلم هرکس اخلاقی داره.اخلاق ماهم اینه که مستقل بار اومدیم.من تو سن کم طلاق گرفتم وبرگشتم خونه پدرم برا همین دیگه سعی کردم مستقل بشم و برا ازدواج دومم خودم همه جهازمو خریدم.اینجوری خیلی بهتره عزیزم.

عزیزم یه وقتای تقصیرخودمونه ک.همیشه قوی بودیم ونازوعشوه زنانگی بلدنیستیم یه بلد نیستیم ناز بیایم ک یکم حالمونو خریدارباشن،اگریکم شل بیایم یا عشوه بیایم خودمون میگیم اه اه این چ رفتاریه،عزیزم دیگه باهاشون سر سنگین شو،دیگه رفتارتو تغییر بده،ادم کم میاره تاکی میخوای قوی باشی؟؟تغییربده خودتویاخودتوبراشون محدودکن،پرسیدن چرا بگو شما ک ب من محبت درحدفلانی وفلانی نمیکنید پس دلیلی نداره من بخوام هی بیام برم وبیشترازاین خودمو کوچیک کنم
والا

عزیزم هرجوری اولش رفتار کنی تا آخر باهات همون‌جوری رفتار میکنن . چه خانواده خودت چه خانواده شوهرت . منم زیادی مراعات خانواده شوهرمو میکردم دیدم اصن زنگم نمیزنه دیگه نه زنگ زدم نه چیزی . حتی روز مادرم زنگ نزدم بهش برخورد پیغامش دادم تویی که احوال نوه تم نمیپرسی منم گفتم زیاد برات زنگ زدن مهم نیست اخلاقت نیست تلفنی حرف بزنی 😂😂 باورت نمیشه چقد بهش برخورد اولش زنگ نزد بعدش دید من بازم محل نمیزارم پدرشوهرم زنگ زد گفت میخایم بیایم پیشتون . اومدن کلی سوغاتی و خوراکی و کلی رفتارشون فرق کرده بود . بی محلی همیشه جوابه

سلام منم دقیقا مث شمام همیشه احترام بقیه رو نگه داشتم از خودگذشتگی کردم ولی همیشه بی ارزش شدم هم خودم هم کارام بخاطر همین چند مدتیه دیگه فقط به خودم فک میکنم هرکی احتراممو نگه نداره کلا باهاش قط رابطه میکنم اینجوری خودم راحتترم، مثلا همیشه خواهر شوهرم بیشتر از جاری ها خونه من میومد نیششم میزد ولی من باهاش راه میومدم ولی آخرین بار خودمو کشیدم کنار الان دوساله خونمم نیومده

بنظرم اگه میتونی با هرکسی ک با رفتارش اذیتت میکنه و فرق میزاره بینتون قطع ارتباط کن تا میتونی خودتو دور و کمرنگ کن تا بفهمن ک ناراحتی ازشون هم انتظار نداشته باش دیگه

من دقیقن مث جاری توام خودمو عزیز میکنم پیش مادرشوهر کل خاندان شوهرمم دوسم دارن حتی زیاد احترامم نکنم بازم میگن این عروسمون یدونس چون شوهرم کنارشون خیلی ب من احترام میذاره ب نظرم تو خودتو پیش خانواده خودت و همسرت خیلی آوردی پایین سعی کن برای خودت ارزش قائل شی

تو بارداریم هم کلا دوبار برا من ناهار درست کردن ، اینم زمانی بود که همسرم سرماخورده بود 😒😒
حالا هم که مادرشوهرم حالا یا با منظور یا بی منظور همش میگه ما حوصله بچه ندارم ، از بس بچه نداشتیم چون خانواده کم جمعیت هستن دور و برشون هم بچه و نوزاد نیست
تا یکی دوسال اخیر که برادرزادش دوتا بچه آورده🫩 دفعه اخر واقعا ناراحت شدم و یه لحظه بهم برخورد ک شاید از روی منظور میگه ،
نمی‌دونم بعضی از آدما چطور رفتار میکنن که اینقدر همه براشون ارزش قایل هستن
تصمیم گرفتم با اینکه حرفی بهم نمیزنن یا تکه بندازن یا بگن وسایل سیسمونی کم بوده یا هرچیزی
بازم خیلی کم لطفی میکنن
امیدوارم نگاه خدا همراهتون باشه و خودمون بتونیم پیشرفت کنیم و منتظر کمک اونا نباشیم

ما دخترای مستقل که از اول شاغل بودیم و خرج همه چیمون با خودمون بوده گاهی اوقات از این همه قوی بودن خسته میشیم
منم برا جهیزیه نمیگم بهترین چیزا برام گرفتن ولی خیلی چیزی کم داشتم که خودم به قول شما دور از چشم همسرم گرفتم
حتی برا خرج عروسی هم بابام یه تعارف نزد که مثلا شیرینی یا میوه من میگیرم نه که خرج شام هم من میدم
با اینکه من خودم وام گرفتم و ازش خواستم بیاد ضامنم بشه گفت نمیام ، خیلی دلم شکست
منم پنج ساله ازدواج کردم شاغل بودم تا فروردین که قصد بارداری داشتم دیگه سرکار نرفتم
یکبار تو این پنج سال که سه ساله اومدم خونه خودم ، خانواده همسرم نگفتن ظهر ناهار بیای اینجا ، همسرم تا عصر سرکار بود
به منم تعارف نمیردن یا بگه من ناهار درست کردم برات میارم
نمی‌دونم ما سیاست نداریم یا اونا کار خوب میکنن

یکی از بدی های قوی بودن همینه وقتی به خودت میای میبینی چقدر تنهایی من دقیقاً مثل شما شاید هم زودتر مستقلانه رفتار کردم الان آبجی هام آخ بگه داداشام میدون اما برا من حتی یک زنگ نمیزنن اهل شکوه وگلایه هم نیستم اما بعضاً با خودم میگم شاید شوهرم بگه چقدر بی کسم اما عوضش شوهرم چهار چشمی مواظب م هست هوا مو داره الان که ازشون خیلی دورم داداش ام مگر برا خونه پدری مسئله ای پیش بیاد زنگ بزنه نظرمو بخواد وگرنه بمیرم خبر نمیشه چهار ساله ازم خبر نگرفته بگه آبجی چطوری مگر کار داشته تنشون سالم باشه ازشون حمایت هم نمی‌خوام

وای چقد درکت میکنم خودمم هیچی بدرک یه وسیله نگرفتن برام اصلن مهم نیست ابجیم مصل شما از ۱۴ سالگی سرکار میرفت هالا بیشتر وقتا خرج مادر پدرمم میداد ولی هیچ وقت به چشماشون نیومد همیشه خواهرمو هیچ حساب میکرد ولی ازون طرف دادشمو خیلی دوستش دارن متاسفانه هرچی بیشتر زحمت بکشی کمتر به چشم میای 🙂

خودتو تو جمع خانواده همسر پیش شوهر بزن به غش و ضعف از پدر و مادرت هم فاصله بگیر راحت بگم اونا فقط واسه روز بدبختایی و مریضی که عروس تف تو صورتشون نمی‌نمیندازه کلفت میخان!
من مادرم یکم کم محلی کرد یه هفته قهر کردم حساب کار دستش اومد!

دیوانه باش غمت عاقلان خورند
عاقل مباش غم دیوانگان خوری😔

فقط براشون همون باش ک برات هستن بیشتر باشی ببخشید سوارت میشن

خوبی که از حد بگذردنادان خیال بد کند دیگه مادر و پدر و غریبه نداره فاصله ی خودتو باهمه حفظ کن با هرکی مثل خودش برخوردکن حرف دلتم به کس دیگه نمیگی به مادرت بگو

هرکسی خودش باعث میشه چجوری باهاش رفتار بشه.شما هر بار کوتاه اومدی هربار گفتی ولش کن هر بار مراعات کردی عادت کردن.یک بار صدات در میومد یک بار گله میکردی .وقتی نکردی فک میکنن نمیخوای.

سعی کن از امروز ورق زندگی رو برگردون عادت دادی
منم مثل تو بودم نمیخواستم توقع داشته باشم بعد دیدم اصلانم خوب نیست
توام مثل اونا باش بگو میخوام فلان چیزو به من ربطی نداره دارین یا نه
خیلی دقت کن عادت نده اصلا هرچقدر به خودت ارزش بدی همون قدر ازت حساب میبرن هرکاریم نکردن بزن تو سرشون

واقعا وقتی بقیه بدونن و حس کنن که ادم قویی هستی و از عهده کارات برمیای دیگه بهت اهمیت نمیدن و میگن این میتونه کاراشو خودش انجام بده .حالا درک ندارن که تو بارداری ادم حساس میشه دوس داره بیشتر درک بشه یا مورد توجه قرار بگیره .منم همینطورم همیشه همه میگن این میتونه همه کاراشو خودش انجام بده ، تو این مدت هیچ کس هیچ کاری برام نکرد و تنها بودم 🥲

سلام عزيزم به نتيجه خوبي رسيدي خودت بليد خودت رو تغيير بدي 🙏گاهي از خود گذشتگي و فدا كردن خود به ضرر خود ادم تموم ميشه چون وقتي زبادي خوب باشي بعد ناديده گرفته ميشي 🙏ايشالله به سلامتي زايمان كني و فقط و فقط خودت فرزندت و همسرت ألويت هاي زندگيت باشن

اینقد قوی نباش
تظاهر کن نیاز داری
ناز داشته . زن قانع هیچوقت ب چشم نمیاد میدونم توخواستی هوای همه رو داشته باشی ولی برعکس شده
زیادم زوم نکن رو این مسائل منم اخلاقم مث توعه یجورایی

هرچقدر بیشتر درک از خودت نشون بدی همونقدر ادمای اطراف براشون مهم‌نیس ک چ حسی داری
تهشم‌میگن مگه خواستی از ما ک‌نکردیم؟ مگه ما چیکار‌میتونستیم ک نکردیم
عوض‌هم بشی البته ک‌تصمیم درستیه ولی اینم میگن ک کسی‌یادت داده چون خودت اینجوری نبودی...

عزیزم منم از خودم خیلی خیلی ناراحتم من بیش از اندازه صبورم خیلی صبور همین صبور بودن باعث شده یه حساب دیگه روی من بکنن خیلی دلم میخواد خودمو تغییر بدم فقط نمیدونم از کجا باید شروع کنم

ببین تا این چیزا میاد تو ذهنت خودتو بزن به علی چپ میدونم در حقت بی انصافی شده ها واس ارامش خودت و نینی میگم

منم خیلی از وسیله هارو خودم گرفتم ولی محبتی ک بابام به پسرای داداشم و کلا داداشم اینا داره بمن نداره...

عزیزم هرجا میدونی ناراحت میشی نرو
محدود کن رفت آمدتو

۲تا پارت هست دوستان😘

ناراحت نباش 🥲
واقعا نمیدونم چی بگم

سوال های مرتبط

مامان شاهان و آنیسا مامان شاهان و آنیسا ۱ ماهگی
بچه ها چی میشه که مادر پدر بین فرزندان این همه فرق میذارن من از اول بچه کم توقعی بودم خواهرم ازدواج کرد انقدر جهیزه براش خریدن بچش به دنیا اومد 40 روز موند خونه مادرم
ولی من چون فقط خودم همسرم رو انتخاب کردم همیشه تنها بودم همسرم نه سیگاری نه الکلی سر به زیره صبح تا شب سره کاره مثل داماد بزرگه زیاد پولدار نیست معمولی هست پدر مادرم برا من حنا نگرفتن ، یادمه وام گرفتیم یکم وسایل برا من بگیرن
یه لباس شویی و چند تا وسایل برقی میخواستم بگیرم
مادرم خودشو زد به پا درد و کمر درد بابام رو مجبور کرد که برا اونم برداره لباس شویی چند تا خرده ریزه از اینور اونور جمع کردن دادن
بچه اولم به دنیا اومد یه روزم پیشم نیومد اومدن بیمارستان سر هیچ دعوا راه انداخت مامانم من تو بخش زایمان بودم گذاشته بود رفته بود
الان هم سر اسن زایمانم دارن کم کم بهونه هاشون رو شروع میکنن که داداشت امتحان ترم داره اون موقع شاید نیام منم تهرانم غریبم دست تنها
نمیدونم از چی هست شانس ندارم از همه بیشتر غصه شون رو میخورم ولی همیشه دست تنهام میزارن
همسرم هم میگه اینسری هم مامانت نیاد دیگه نمیزارم باهاشون حرف بزنی