میگم چقدر بعضی خانما مشکل روحی دارن توو برنامه گهواره واقعا هسته کننده شده این فضا بلانسبت خیلیاتون .یه مامانی تاپیک گذاشت که دلتنگ دوران بارداری هستم و اینا من واسش نوشتم خوشبحالت که دلتنگ این دورانی حقیقتش من آنقدر توو این دوران مشکلات زیادی داشتم و دارم همچنان فکر نکنم هرگز دلتنگش بشم بماند که کلی واسم نوشت منم فلان مشکل رو داشتم و مشکلاتم از شما بیشتر هم بود و کلی حرف دیگه همشون کمش بود رفت واسه من یه تاپیک جدید گذاشت که من دلتنگ بارداریم بودم یکسریا واسم نوشتن خوشبحالت کلی مجددا از بدبختیاشون گفت آخر سرم باعث شد یه عده اومدن زیر پستش حرف بی ربط بهم زدن خدایی تازه دارم با واژه بهم خوردگی هورمون بعد از زایمان آشنا میشم چرا آنقدر توهین میکنیم بهم دیگه یه کلمه خوشبحالتون به نظرتون توهینه؟؟اتفاقا بزرگ تربن چیزی که باعث شد بگم خوشبحالتون آرامشی بود که الان دارن و خیالشون راحته با تمام سختی‌ها نی نی بغلشونه آنقدر که حتی دلتنگ همون شرایط سخت میشن من خودم الان هر روزم پره استرسه چون دهانه رحمم بازه سونوم اصلا خوب نبود ممکنه زایمان زودرس کنم بچه بره توو دستگاه خیلی نگرانم .قلبم شکست واقعا از حرکت این خانم من
چیز بدی بهشون نگفتم که😭

۱۷ پاسخ

عزیزم اهمیت نده اصلاااااا فکر خودت باش
فضای مجازی همینه دیگه ولی شما به چشم شوخی و گذرا بهشون نگاه کن و رها کن بره

من ایشالله از این مرحله ک عبور کنم فقط و فقط برای یه چیز دلم تنگ میشه اونم تکون هاش که هربار یه جون ب جونم اضافه می‌کنه🥲

خودتو درگیر نکن خیلیا غیر از بهم ریختگی هورمون کمبود توجه هم دارن و اینطوری جبرانش میکنن

میفهمم عزیزم خودت رو درگیر نکن
دوران بارداری خیلی سخت و استرس زا هست
منم دلتنگ این روزا نمیشم بلکه هر روز ارزو میکنم ایشالا این روزا به سلامتی بگذره و نتیجه ی خوبی داشته باشه

درسته راه سخته اما شما هم ایشالا بهترین نتیجه رو بگیری و نینی خوشگلت رو بغل کنی به سلامتی
البته که شما خداروشکر اخر های راه هستی انشالله دیگه😍


منم شده شنیدم کسی گفته دلتنگ این روزا میشم
تو دلم گفتم خوش ب حالش ( با این که میدونم واقعا بارداری هیچ کسییییییی راحت نیست)
اما بعضیا چالش و استرس بیشتری دارن

عزیزدلم شما بارداری ناراحتی برات خوب نیست🫂❤️ بعضیا چقدر بیرحم اند با حرفاشون دل یک خانم باردار میشکنند..... شما ناراحت نباش بیخیالش . به آدمای خوب زندگیت فکر کن اونایی که دوست دارن مثل پدر ومادرت همسرت و تو دلی قشنگت که ناراحتی هات درک میکنه و اونم ناراحت میشه 🥲 😘

عزیزم ولش کن

فضای‌مجازی همینه
یکی بود هی بهمون توهین میکرد الکی
ب بچه ی تو شیکمم رحم نکرد از توهین
بیخیالی بزن
یکی از تجربه هام توی گهواره این بود ب هرکسی جواب ندم و بعضی حرفارو نادیده بگیرم

اصلا اهمیت نده عزیزدلم
کلا ملت خوششون میاد بگن من از تو بدبخترم
نمیذارن ادم منظورشو برسونه درجا خودشونو به موش مردگی میزنن و طلبکار میشن و ناله میکنن

بیخیال منم یکبار ب یکی از کاربرا گفتم خوشبحالت 🥴🥴یکی ج داد چرا میگی خوشبحالت من ج دادم خیلی ریلکس که ادامه دار نشه واقعا منظوری نداشتم ولی اصلا ادامه ندادم اینجور مواقع از تاپیک بیا بیرون 😂😂😂

والا تصور کن بچت جلو چشمت باشه صحیح و سالم خیالت راحت باشه دیگه بعد بیای دلتنگ دوران بارداری بشی ک همش فک‌میکنی میگی خدایا بچم سالمه راحت ب دنیا میاد مشکلی نداره اصلا الان داخل شکممه چرا تکون‌نمیخوره و از این حرفا..من ک هرکی بهم‌میگه دلتنگ دوران بارداری میشی یا میگه باخیال راحت الان بخواب بعدن خواب نداری شدیدن جوابشونو میدم..اخه اون موقع دیگه بچه جلو چشمته خیالت راحته خواب چیه

اینجور آدما عقده ی حقارت و دیده شدن دارن اونم با خراب کردن بقیه... بعضیام تا ثابت نکنن که از همه بدبخت ترن دست از سرشون برنمیدارن... اینارو فقط بایدبه حال خودشون رها کرد

تنها زمانی ک تو حاملگی من اگه دلم براش تنگ بشه ماه پنجم و ششم هسش از بقیش دل خوشحالی ندارم😂😂😂ازبس سخت گذشتن دگ بارداریه دوممه یبار این راهو طی کردم بنظرم نه بعدش راحتی نه توحاملگی😂😂وقتی نیت مادرشدن میکنی باید باچیزی به اسم راحتی خداحافظی کنی

منم ب این کت بارداری سختی نداشتم اما حاضر نیستم برگردم به این دوران به استرسش نمی ارزه

بعضیا مریضن بخدا ولشون کن

بعضیا همینن کلا دوست دارن بگن ما از همه بدبخت تریم از هر مرحله اش نه لذت میبره و تو سر بقیه هم میزنه که خودشو بکشه بالا به دل نگیر تو بارداری ما به اندازه کافی داریم با هورمونامون و دردامون میجنگیم این ادمارو نادیده بگیر بخاطر خودتم شده❤️🌹

عزیزم تو واقعیت کم اینچیزا پیش نمیاد چه برسه مجازی، اینجا مجازیه هیچیو نبایستی جدی گرفت

بیخیال دلش از جا دیگ پر بوده ندونسته چیکار کنه
شمام نگران نباش خدابزرگ انشاالله نی نیتو صحیح و سالم بغل بگیریش 🌺

سوال های مرتبط

مامان مهربُد مامان مهربُد هفته سی‌وششم بارداری
میگم خانما امروز رفته بودم سونوگرافی و مطب دکتر واسم دارو نوشته بود توو لابی ساختمون پزشکان نشسته بودم که همسرم داروهامو بخره و بریم یه خانم خیلی سن بالایه چادری از در اومد داخل رشت بارون بود اون تایم شدید در حدی که ببخشیدا سگ صاحبشو نمی‌شناخت منم بخاطر یکسری مسائل خیلی ناراحت بودم همینجور نشسته بودم توو خودم بودم مستقیم اومد جلوم وایساد گفت شکمت زده بیرون بهش گفتم خانم شکمم بزرگ شده کاپشنم بسته نمیشه واسه همون گفت نه شکمت کامل زده بیرون گناه داره پوست شکمت مشخصه گفتم مادر جان این کمربند بارداریمه رنگش کرمه شکمم نیست که گفت خلاصه گفتم بهت بگم گناه داری میکنی شکمت معلومه منو میبینی آنقدر که غصه داشتم بابت سونو دلم میخواست این پرونده هامو با کیفمم وردارم آنقدر بزنم توو فرق سرش همونجا بترکه من دارم توو درد خودم میمیرم از شکم درد و کمر درد نمیتونم بشینم این بهم میگه شکمت زده بیرون بعدم که فهمید کمربنده بگفت ببخشید من اشتباه متوجه شدم نمی‌دونم چرا یه عده کلا کلشون توو زندگیه بقیه هستش .مامانم بغلم بود گفت حاج خانم توو این سرما و سوز آدم مگه مغز نداره شکمشو اونجوری بریزه بیرون اونجوری که بچش یه می‌کنه توو شکمش چی میگی شما😐😐😐
مامان 🌙لین مامان 🌙لین ۹ ماهگی