۲ پاسخ

دیشب ماشین ما ی جا کنار پارک بود ک حتی پرنده پر نمیزد
ما بیرون بودیم ساعت یک شب داخل مغازه
یهو ی دنا پلاس میاد میزنه ب پشت گلگیر ماشین داغون میشه اگزوز میپره وسط‌خیابون

پسره کم سنو سال بود دوس دختر باش بود دختره اروم بر داشت رف
بش میگم کوری میگه ابجی ی لحظه رف
سرم تو گوشی

بیا برو تاپیکم رمان بدون سانسور گزاشتم بخون

سوال های مرتبط

مامان سامیار👧🏻سلین مامان سامیار👧🏻سلین ۱۴ ماهگی