۹ پاسخ

عزیزم شما حکیم زایمان کردی یا قمر ؟ سزارین یا اختیاری ؟ هزینه چقد شد راحت بودی؟

منم همینم🥲هعی میرم خونم دو روز میمونم از بس گریه میکنم شوهرم باز منو میاره خونه مامانم
ولی دگ میخام قوی باشم اینجوری خیلی بده میترسم عادت کنم دگ از شوهرم دور بشم باید بتونیم باهاش کنار بیایم اگ ن بیچاره میشیم با این افسردگی

آره عزیزم چون منم دقیقا همینجوریم با اینکه دوسددارم مادر شوهرم از پیشم بره ولی تا یه ساعت میره بیرون گریه میکنمو دوس ندارم بره ، تکلیفم با خودم معلوم نیست ، بچمم نگاه میکنه دلم میسوزه الکی اوایل وحشتناک حالم بد بود الان باز بهترم

من خودم خیلی احساسیم حس میکنم اگه بچم گریه کنه منم باهاش گریه میکنم منم دلم برای بچها میسوزه

منم همینطورم نمیدونم افسردگیه یا نه

من دیشب خونه مامانم اینا خوابیدم از ۳ ظهر اونجا‌ بودم امروز که‌خونه خودمم عصر پسرم‌گریه‌میکرد نمیخوابید منم با اون‌گریه میکردم دوس داشتم دوباره برم بمونم خونه مامانم اینا

اره عزیزم 😂😂😂
من پسرم میخنده گاهی اینجوری میشم
بنظرم از ذوق زیادیه😂😂
❌عزیزم تاپیکمو جواب بده اگر میدونی❌

فقط باید از مامانت جدا بشی تا درست بشه. من تا وقتی تند تند مامانمو می‌دیدم حس خوبی به بچه داری نداشتم

نه عزیزم من هنوز نی نی مو ندیدم دلم براش خیلی میسوزه میگم چقدر اینا طفل معصومن و چقدر مظلومن تا ما بهشون نرسیم خودشون هیچ زبونی ندارن بهمون بگن من بعضی از شبا می‌شینم گریه میکنم میگم اگر گشنش باشه من نفهمم همونجا بمیرم که بهتره 🥹🥹

سوال های مرتبط