سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه روزهای ابتدایی تولد
سلام دوستان من ۳ روزه که زایمان کردم تو بیمارستان کلینیک اصفهان خواستم چند تا نکته رو بهتون بگم که بدونید همگی چون دیدم به شدت زیاد شده افرادی که راجب دکتر زهرا انصاری میپرسند من خودم ماه چهارم تا پنجم بارداریم رو پیش ایشون میرفتم و تصمیمم این بود که ایشون دکترم باشه تا وقتی که یه سری رفتار ها ازشون دیدم و دیدم چند تا چند تا می‌فرستند داخل و من واقعا حس بدی داشتم راجب این موضوع و اینکه خیلی هم واسم قرص مینوشتن اون هم چیزهایی که اصلا لازم نبود مثل قرص آسپرین واسه منی که هیچ مشکلی نداشتم اینکه این قرص رو هرروز می‌خوردم داغونم میکرد بعد زایمان
خلاصه اینکه چند روز پیش که بیمارستان بودم اونجا میگفتن ۷ نفر امروز زایمان کردن که همشون دکترشون زهرا انصاری بوده هر کدوم بچشون رفته تو دستگاه و مجبور شدن بچه رو بفرستن یه بیمارستان دیگه و کلا زمان زود میده واسه زایمان به یکی گفته بوده ۳۵ هفته بیا و همین موجب همچین اتفاقی شده صادقانه و خواهرانه بهتون میگم یا دکترتون رو عوض کنید یا اگر پیش ایشون رفتید بزارید ۳۷ یا ۳۸ هفته رو رد کنید بعد برید صرفا به خاطر زیرمیزی نگرفتن ایشون خودتون و بچتون رو توی خطر نندازید
مامان فاطمه مامان فاطمه روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان توی کلینیک اصفهان یا بیمارستان اصفهان( پارت دوم)
چیزهایی که راضی نبودم : اتاق های عمومی بیمارستان به شدت کوچیک بودن و فضای خیلی کمی داشتن تو هر اتاق ۲ نفر بود ما با اینکه از اول اتاق خصوصی میخواستیم و از روز قبل هم این موضوع رو گفته بودیم اما چون خیلی کم اتاق خصوصی داشتن اولش بهمون ندادن کلا ۲ تا اتاق خصوصی داشتن و یدونه اتاق خصوصی تزئین شده و به ما هرچی گفتیم بدین اتاق رو اون روز ندادن تا بلاخره انقدر پیگیری کردیم که دادن به زور بهمون ، من پمپ درد چندین بار گفتم از قبل که می‌خوام و بهم گفتن تو اتاق عمل بگو اونجا هم ازم پرسیدن و گفتم بهشون که میخوام اما در آخر هم بهم ندادن و من سر همین خیلی خیلی ناراضی بودم چون بعد عمل به شدت درد داشتم و پمپ درد واسم نیاوردن هیچی هم واسم جواب گو نبود تا در آخر یدونه آمپول عضلانی زدن تا آروم شدم، باید چندین بار به پرسنل می‌گفتیم یه کاری رو انجام بدن تا بلاخره بیان و انجام بدن، برای تمیز کاری اتاق ها فقط مرد بود و هربار مجبور میشدیم حجاب بگیریم، تخت داخل اتاق ها کاملا قدیمی بود و داخل دستشویی پدال گذاشته بودن برای باز کردن شیر و این فوق العاده اذیت کننده بود چون برای ماهایی که سزارین هستیم این خیلی اذیتم کننده هست که بخوایم پامون رو تا این حد باز کنیم تا برسه به پدال، اینکه همسرم بخواد بیاد پیشم رو خیلی سختگیری میکردن و قبلش گفته بودن مشکلی نداره تا قبل از رسیدن به بخش همسرم پیشم باشه اما همون پایین بهش اجازه ندادن بیاد بالا و دیگه به زور و با مخفی کاری پرسنل همسرم تونست بیاد بالا بچه رو ببینه وگرنه اصلا بهش اجازه نمیدادن تا زمان ملاقات و کلا همه آقایون هم سر همین از پله ها میومدن که جلوشون گرفته نشه