بچه هام خواب بودن نامه ای نوشتم برابچه بزرگم ک مواظب ماهان باش مامان الان تو مردخونه ای قران خوندم ایت الکرسی خوندم،ساکم ک اماده بود برداشتم زنگ زدم آژانس حدود ساعت ۸ بود آژانس جواب نداد صبر کردم تو حیاط ،دوباره زنگ زدم آژانس اومد و علی یارت رفتم بیمارستان ساعت ۸ونیم نوبت عمل داشتم ولی چون کسی نبود برام پرونده تشکیل بده رفتم دنبال کاربارم تو بیمارستان تا ساعت ۱۱ونیم رفتم بخش زایشگاه برا سرم وفشار کارام ساعت ۱و ۲۰ ،،۲۵ دقیقه صدای جوجم شنیدم😍😍😍
وای من برعکس بودم همه کار کردم که اماده باشم به خیال خودم برای طبیعی
تو ۴۰ هفته بودم دهانه رحمم باز که نشده بود هیچی کاملا هم سفت بود با وجود همه کاری
از اونورم دور سربچه بزرگ بود وزنشم همینطور داشت میرفت بالا
اگ صبر میکردم تا دردم بگیره خیلی میترسیدم از اینکه پارگی زیاد داشته باشم یا مشکلی برای بچه بیاد چون شنیده بود اگ سرش زیاد از حد بمونه تو واژن ممکنه اکسیژن بهش نرسه و مشکل مغزی پیدا کنه
خلاصه دکترم گفت بستریت میکنم با امپول فشار
از ۱۲ شب تا ۴ عصر فردا هرررکاریم کردن باز نشد که نشد کیسه آبمون با دهانه رحم بسته زدن شکممو فشااااار میدادن جیغ میزدم که بچممممم چیزیش نشه
تازه چون بیمارستان خصوصی بود بعد از جیغ های فراوان بردنم سزارین دولتی بودم باید همچنان درد میکشیدم
آخرش سزارین شدم🚶🏻♀️
من انقد زایمانم افتضاح بود که فراموشش کردم🙂
حالامن برعکس ۴۰ هفتم تموم شد هیج دردی نداشتم رفتم بیمارستان چون وزنم بالا بود ورم زیاد داشتم بستری کردن ساعت ۱۱ بستری شدم بهم سرم وصل کردن آمپول زدن تا ساعت ۵ ۶ هیچ دردی نداشتم بعداز دردام شروع شد هرنیم ساعت یه ساعت معاینه میکردن خلاصه خیلی درد کشید ساعت ۱ ۴۵ دقیقه پسرم به دنیا اومد الان یادم میاد موهای تنم سیخ میشه
منم دقیقا یک هفته بعد زایمانم تاریخ سزارینم بود و سزارین اختیاری بودم تا صبح ساعت ۶ و نیم کیسه آبم یهو ترکید و سریع رفتم زایشگاه اینجا طوریه که دکتر شیفت فقط حق دخالت داره و هیچ دکتر دیگ ای نباید بیاید زایشگاه نمیدونم بقیع جاهام همینه یا نه خلاصه کلی به دکترم زنگ زدم و پیام دادم تا آخر جواب داد و بهش گفتم زنگ زد به دکتر شیفت هماهنگ کرد بردم اتاق عمل برای سزارین
ولی خب من خداروشکر چون شیاف و آمپول پروژسترون استفاده میکردم چون بچم میخواس ۳۴ هفته بیاد دیگ😂واسه همین دهانه رحمم زود باز نشد و به طبیعی نکشید فک کنم تا ۳ سانت کلا باز شد
با این حساب بفکر دومی میفتی 😂
من برعکس شما
ورزش پیاده روی کلا خودمو خیلی اذیت کردم طبیعی بشه
از صبح حرکتش کم شده بود رفتم ان اس تی
دکترم بستری کرد و سزارینم کرد
از صبح تا ۱۰ شب ک سزارین شم خیلی استرس کشیدیم و روز خیلی سختی بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.