۲ پاسخ

عزیزم سزارین خوبع
من طبیعی بچه اورذم خیلی عذاب کشیدم

رسیدیم و
دوباره سنو شدم اونجا چون گفتن ممکنه بچه چرخیده باشه سنوم کردن و بچم نچرخیده بود خداروشکر😅🥲❤️
هیچی دگ سرتون بدرد نیارم خلاصش کنم ساعتای ۵ونیم صبح اینا بود اومدنو بمن گفتن لباساتو بپوش و آماده شو کم کم وای منو میگید مثل چی عررر میزدممم از ترررسس خیلی میترسیدم خیلی خلاصه لباسامو پوشیدم و روی ویلچری ک برام آورده بودم نشستم منو بردن تو اتاق عمل سوند وصل کردن خیلی میترسیدم از سوند ولی اونقدرا هم دردناک نبود فقط باید شل بگیری و تمام

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۱۷ ماهگی
بچها باردار که بودم ۳۰هفتگی رفتم سنو گفت جنین بریچه و من انگار دنیا رو بهم دادن چون پول نداشتم زیر میزی بدم برم سزارین زایمان قبلیم ۴سال پیش بود با اینکه بچم ۲کیلو بود ولی خیلی در وحشتناکی داشتم و خیلی از زایمان دومم میترسیدم یعنی وقتی بیبی چکم مثبت شد تا اخرش ترس زایمان داشتم خدا خدا میکردم بریچ بمونه دکتر نیگفت بعید میدونم و من هر روز دعا تا روزی که۳۷هفته بودم گفت فکنم چرخیده برو سنو گفتم خانم دکتر من سر بچمو میفهمم بالاس نچرخید بچم تا رقتم سنو و اومدم بریچ بود و انگار دنیا رو بهم دادن خلاصه رفتم بیمارستان امین یه بیمارستان معمولی دولتی سزارین شدم خیلی ازم مراقبت کردن همه چیز عالی خیلی بهم سر میزدن انگار خصوصی بود خیلی خدارو شکر میکنم که اذیت نشدم چون ماها که دستمون خالیه نمیتونیم هزینه و زیر میزی و بیمارستان خصوصی بریم واقعا دردناکه و خیلی خوشحالم هنوز از بابتش خداروشکر میکنم همش به پسرم میگم افرین مامان که نچرخیدی تا لحظه اخر🤣🤣اینجا ۶ماهه حامله بودم
مامان کارن مامان کارن قصد بارداری
میخام اینجا از اول بگم که چیشد که سزارین اجباری شدم و کی قطعی شد
من از اول تصمیم داشتم سزارین کنم هفته ۳۱ بارداریم رفتم اهواز همه سونو ازمایشاهای بارداریم و قبل بارداریمو بردم باخودم نشون دکتر دادم ایشون نامه بستری منو برای ۱۰ خرداد دادن و گفتن دو روز قبل تماس بگیرم که شماره کارتی بدن ویه مبلغی که طی کرده بود دکتر باهامون براش واریز کنم تا نوبت عملم اوکی بشه یک سونو برای هفته ۳۶ واسه من نوشتن که بچه به پا بود و نچرخیده بود دکترهای دزفول گفتن اگر تا پایان هفته ۳۷ نچرید اول هفته ۳۸ اینجا سزارین میشی که دکتر من دزفول منو ۳۷ هفته فرستاد سونو و گفتن بچه نچرخیده و دکترگفت ۳۷ هفتت داره تموم میشه بچه نچرخیده به من نوبت داد برای ۸ خرداد سزارین اجباری دزفول نامه رو از روز یکشنبه بردم بیمارستان به همراه تمام سونو گرافی ها و ازماشاتم که اونجا تایید کردن من باید اجباری سزارین بشم یک نامه بیمارستان داد که سونوگرافی معرفی کردن که من برم اونجا و چک کنن وضیت بچه رو ببین چرخیده یا ن که نچرخیده بود روز سه شنبه رفتم دکتر بیهوشی و بی حسی از کمر انتخاب کردم که خیلی راضیم پمپ درد هم گرفتم و پسر قشنگم روز جمعه ۸ خرداد به دنیا اومد و تنها هزینه ای که بردن ازم بیمارستان برد ن دکتر زنان ازم پول برد ن بیهوشی دکتر گفت سزارین اجباری که هستی خلافه ازت پول ببریم
من اگرهم اجباری سزارین نمیشدم باز هم میرفتم سزارین اهواز چون طبیعی نمیخاستم
اما هرکس با هرروشی چه سزارین چه طبیعی بچه شو دنیا اورده یه قهرمانه
مامان نی نی گلی مامان نی نی گلی ۶ ماهگی
دکترم گفت هفته ۳۶ دیگه باید ختم بارداری باشه ابه بچه شده بود ۶ منم چندتا سونو رفتم گفتن بچه کامله دیگه خطری نداره زایمان منم با خودم گفتم دیگه سختی هام سر اومد با شور و شوغ اومدم کل خونه هامو تمیز کردم و ساک بستم که فردا میرم زایمان روز نیمه شعبان بود ۳۶ هفته ۲ روز بودم چون خیلی تو بیمارستان دولتی سختی کشیده بودم از شوهرم خواستم خصوصی برم که دکتر خودمم بالا سرم باشه اون بنده خدا هم قبول کرد ۱۵ بهمن صب ساعت ۵ راه افتادیم چون دیابت بارداری داشتم اولین نفر تو صف عمل سزارین من بودم کل عمل استرس داشتم بابت تیغه دماغ تا دکتر از شکمم اوردش بیرون بلند گفتم دکتر فقط بگو سالمه گفت اره دخترم سالمه نگران نباش بچمو اوردن پیشم و گذاشتنش رو قفسه سینم انگار کل دنیا واسه من بود از خوشحالی داشتم میمیرم کل عمل بچم پیشم بود تو ریکاوری هم بچم پیش بود برف میومد برف قشنگی بودی منم میخندیم و خوشحال بودم حتی بهم میگفتن سرتو تکون نده ولی من چون خوشحال بودم مدام سرمو تکون میدادم و دخترمو میدیدم پرستار بچه ها اومد کنارم و گفت بچه خوبه خوبه فقط چون سینه هات شیر نداره و دیابت بارداری داشتی من بچه رو میبرم شیر بدم منم قبول کردم بردن و خودم تو ریکاوری موندم وقتی اورونم بخش شوهر با گل شیرینی بود مامانم مادرشوهرم تا اومدم تو بخش پرستار به شوهرم گفت برو بچه رو بیار پیش مامانش شوهرم رفت و اومد
بقیش تو تاپیک بدی