میگم که اونروز یکی میگفت همه بچه ها معصوم نیست راست میگفت واقعا
به چشم دیدم دختر خواهر شوهرم ۷سالشه یه کارای میکنه ک دوست دا م خفش کنم من از قبل اعتقاد دارم ک با بچه باید خوب رفتار کرد حتی با کسای ک حرف نمیزنم با بچه هاشون خوبم و مهربون بخاطر بچگی خودم ک بد بود و عمو هام کتک میزدن و از پنجره پرتمون میکرد خلاصه بگم از این رفتار خوبم سواستفاده کرد دختر خواهر شوهرم همش میاد اینجا خونم نزدیک مادرشوهرمه به وسایلم بی اجازه دست زده چند باری دیدم با لحن ملایم گفتم نکن امروز دیدم داره مسواک انگشتی دخترمو میزنه به دندونش دعواش کردم رفت دعوا ک چه عرض کنم فقط گفتم بزار بهش دست نزن
گذاشت رفت انقدر خودمو کنترل میکنم دفه دگ میخوام بیرونش کنم خستم
همش میان کمدو باز میکنه یا با پرروی به گردن بندم دست میزنه میگه طلاعه یا بدله؟؟ اخه بچه کوچیکو چه به این حرفا؟؟ چن بار هم پشت در خونم گرفتمش داشت فال گوش وامیستاد به شوهرم گفتم میگ چیکار کنم گفتم ب مادرش بگو
من بگم داستان میشه هر چی باشه خواهر شوهره
خستم از بچه های بی تربیتش چیکار کنم دفه دگ؟

*زایمان
بارداری
شیرخشک
کولیک
تربیت فرزند

۱۳ پاسخ

اره دختر همسایه ماهم اینجوریه 😒اونروز اومد درو باز نکردم روش با اینکه فهمید متوجه شدم باز نکردم
ولی خب از رفتاراشو فضولیاش بدم میاد پروووو

دخترای جاری منم همچین بودن به همه چی فضولی میکردن اوایل تو نامزدیمون انقد ادا بازی در میاوردن به همسرم یه بار به همسرم گفتم هربار اومدن بغلت رو نده بهشون بگو برن اونور دیگه اصلا نمیتونستن نزدیکش بشن الانم رفت وآمد نداریم انقد راحتم😂یکی دیگه هم هست بقیه رو بد میگه بچه خودش از اونا بدتر هست به اونم رو ندادیم وقتی میاد هم به هیچی دست نمیزنه بعضی موقعه ها مهمون اینا داشته باشم نبینم دست میزنه یا بدون اجازه بیاد اتاق کنار مادرش رک بهش میگم نیا اینجا یا دست نزن بهش الان دیگه اونم انجام نمیده یا بده مامانش ببینه من نگاه میکنم بهش خودش به بچش میگه😂😂

بنظرم درو باز نکن نزار بیاد یاهم یبار از دستش بگیر بیرونش کن دیگه غلط کنه دوباره میاد به همسرت بگو بهش بگه

اصلا اجازه نده وارد خونه ت بشه
خواست بیاد بگو بچه خوابه یا خودم میخوام بخوابم برم حموم برم بیرون و ....
اصلا نزار بیاد داخل

عشقم وقتی میاد در اتاق قفل کن
اتاق یه چیز شخصیه
اتاق قفل کنی دیگ‌نمیره ب گردن بند دست بزنه
چن تا مای‌بیبی همین تو هال برار بچت عوض میکنی برا وقتایی ک اون میاد
ابهتت پیشش حفظ کن
اون جای دیگ‌بره جرات نمیکنه دست بزنه ب وسایل کسی

دختر جاری منم همینه . ۱۰ سالشه ولی خیلی بزرگ بزرگ برخورد میکنه‌. جاریمم عقده ای همش یادش میده میاد اینجا فضولی . مثلا من بچه بودم مامانم میگه اینطوری میکردی یا پسر دایی من فلانه . یا به یه بهونه ای خودشو میرسونه اتاق دخترم ببینه چه خبره . اوایل زیاد میومد الان دیگه رو نمیدم دوسه ماهی هست گم شده رفته اخه طبقه پایینن

در رو براش باز نکن چند باری نکنی نمیاد من با بچه جاریم این کارو کردم انگار آمده بود رستوران برام پیتزا درس کن شیر موز درس کن بچه پرو

یعنی چی من بگم داستان میشه ؟ داستان بشه به جهنم یه جاسوس فرستادن خونت بچه چرا انقد باید عوضی باشه بزن تو دهنش پرتش کن بیرون

دیگه بسته به ذات خانواده داره که موقع نطفه گذاری چه روز باشه چجوری انجام بدی همش اصول داره

چند بار وقتی که میخواد بیاد درو براش باز نکن بی تعارف بگو بی اجازه حق نداری دست به چیزی بزنی زیادی پرو ش کردی

بنظرم نباید بد رفتار کنی اما تا میتونی بی محلی کنی و به مادرش برسونی که بچه اشو تربیت کنه

منم بدم میاد یکی به وسایلم دست بزنه

از مشاور خانواده کمک بگیر

سوال های مرتبط

مامان ستاره مامان ستاره ۱۵ ماهگی
مامان علی و علیسان💙 مامان علی و علیسان💙 ۱۲ ماهگی
دخترا حالم خیلی بده😭😭😭😭
چندوقت پیش علی شیطونی میکرد خونه مادرشوهر
بعد مادرشوهرم رفت سمت علی ،اتفاقی تو آینه دیدمش که غضبناک به پسرم نگاه میکنه(میگم غضبناک ،به حدی بود که دوهفته من کابوس نگاهشو میدیدم( به جان بچه هام چون مادرشوهرم هست نمیگم...
تا دیدم تو اینه نگاهم بهشبود گفتم که چشم غره نرو به علی،حساسه روحیش،یهو تبدیل شد به خنده،که شوخیکردمو بازی میکنم با علی😭😭😭.
علی من حساسه خیلی کیترسه همیشه😭😭😭
دوباره پریشب اینکارو کرد
بچه هام داشت زبونش بند میومد
حالا به شوهرم میگم میگه شیطون رفته تو جلدت،مادر من اینجوری نیست😭😭😭
منم گفتم ان شالله با همین غضب و با همین نگاه ها مادرت محشور بشه
علی از ترس از بغلم پایین نمیومد،هی بهش میگفت بویو،دوست دارم نه،بویو بیون😭😭😭😭😭
بچه رنگش پریده بود،سرشو از بغلم بیرون نمیاورد.
از اخر شب که اومدیم خونه،انقدر بحث کردیم که چشام باز نمیشه،میگه تو میخوای پای بچه هامو ببری ،میگم اگر جلو این کار گرفته نشه اگر کسی تعرض کنی روزی (زبونم لال) علی حرف نمیزنه،بچه م شبا ارامش نداره،این مرد نمیفهمه،من چه غلطی بکنم،جوری مادرشوهرم چشماشو گرد میکنه عین چی....
نمیتونم به مامانم بگم،چیکار کنم،شماها بگید،حالم خیلی بده برای بچه م 😭😭😭😭
مامان ملکا👸🏻 مامان ملکا👸🏻 ۶ ماهگی
من دیروز حالم خیلی بد بود تا آخر شب بی حال بودم سر شب رفتم خونه مادرشوهرم همسرم رفت خرید دخترمم خوب بود ساعت های نزدیک ۹ دیدم دخترم گیج حال نداره فکر کردم خوابش میاد روی پای مادر شوهرم نزدیک من نبود منم بی حال اصلا حال نداشتم بچه رو نگهدارم شوهرم اومد بچه رو بغل کرد باهاش بازی کرد گفت خانم فکر کنم ملکا تب داره منم باور نکردم از بس شوهرم رو همه چی حساسه مادرشوهرش دست زد بهش گفت آره پاشویه اش کنین هیچی اومدیم بالا تب سنج زدم براش بگین چند بود تبش نزدیک ۳۹ بود خیلی تعجب کردم اصلا چرا بچه باید یهویی تب کنه سریع استامینوفن دادم بهش آنقدر بی حال بود نمیتونست شیر بخوره
تا کی پاشویه اش میکرد دستمال گذاشتم براش تا تبش پایین نیومد نخوابیدیم دیروز روز خیلی سختی بود 🤕 اینجا گفتم که خیلی حواستون باشه دختر من بی دلیل تب کرد من آنقدر حال خودم خراب بود که اصلا به ذهنم نرسید 😑🤦🏻‍♀️

به نظرتون از دندون بوده یهویی تب کرد واسه واکسن هاش آنقدر تب نکرده بود 🥲