۲ پاسخ

منم دنبال یکی از دوستامم یه زمانی خیلی صمیمی بودیم چندین ساله خبری ازش ندارم تو اینستا هم سرچ کردم خیلی گشتم پیداش نکردم اسمش فیروزه فرازه🥲 اصفهان

جاان چه دوست مهربونی🫂

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های مهربون
گفتم حالا که بحث اسباب‌کشی داغه، یه کتاب هم با این موضوع برای فسقلی‌ها معرفی کنم. این کتاب‌ها یه مجموعه‌ست با عنوانِ مشترکِ "بیا باهم". ما چهار جلدش رو داریم. راستش من خودم خیلی دوستشون ندارم چون هم صحافی محکمی نداره و خیلی پاره پوره میشه هم به نظرم رنگ زبان مبدأ تو ترجمهٔ شعرهاش پیداست. اما از اونجایی که رو موضوعات روزمره دست میذاره برای آشنایی بچه‌ها با این دست مسائل و نقشی که می‌تونن توش داشته باشن جالبه. آبان برخلاف من خیلی خیلی دوستشون داره. مخصوصا بیا با هم آشپزی کنیم رو.
"بیا با هم کمک کنیم" دربارهٔ اسباب‌کشیه. درمورد پک کردن و بستن وسایل، بخشیدن وسایل اضافی، کامیون، ترک کردن خونهٔ قدیمی و رفتن به خونهٔ جدید حرف میزنه. برای آبان تو این پروسهٔ اسباب‌کشی خیلی کمک‌کننده بود و یه پرسپکتیوی بهش داد از اتفاقاتی که داشت می‌افتاد و قرار بود بیوفته. چون پروسه طولانی بود هر چی من براش توضیح می‌دادم حس می‌کردم خیلی متوجه نمیشه چی داره دوروبرش میگذره. خلاصه که به نظرم مفیده.
یه عکس هم از داخلش براتون تو کامنت‌ها میذارم.
نشر نوشته منتشر کرده
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبلی از پوشک گرفتن
خلاصه با این روش همون روز اول جیش کردن یاد گرفت و روز دوم چند باری خطا داشت که بهش مدام یادآوری میکردم که نباید شورت خیس باشه باید خشک بمونه. و روز سوم هم دیگه کامل یاد گرفت فقط مسأله این بود که از پی پی میترسید حتی دیگه داشت یبوست می‌گرفت که من بهش روغن زیتون و کره میدادم تا شکمش کار کنم. دیگه موقعی که میخواست پی پی کنه گریه میکرد من کنارش مینشستم و میگفتم که نترس من اینجام و وقتی کارش رو میکرد میگفتم بیا پی پی رو ببریم خونشون و بغلش میکردم که خودش سیفون بکشه و می‌گفتیم بای بای پی پی. خلاصه که تا یک هفته وضع همین بود و بعد از اون خیلی بهتر شد و الان که یک دوماه گذشته دیگه خیلی براش عادی شده
خلاصه که اینم از تجربه من. امیدوارم که برای بقیه مادرها هم این پروسه راحت طی بشه چون واقعا کار سختیه ولی اگه بچه یاد بگیره هم مادر راحت میشه هم بچه. چون این اخرا بچه من خیلی برای پوشک اذیت میکرد
# فرزند پروری
# پوشک
مامان Lea مامان Lea ۲ سالگی
تقریبا ۸ ماهه بودم که دیگه استراحتم باید بیشتر میشد دکتر احتمال زایمان زود رس داد بهم و من موندم و یه دنیا کار تو ذهنم..
علی هم گفت مسولیت این بچه گردنه تو هست اگه کار کنی دیگه بیشتر ترسیدم.از طریق خالم یه مورد اشنا و قابل اعتماد پیدا کردیم که همسرش کارگر بود و از ساختمون افتاده بود قطع نخاع بود و ۲ تا بچه داشت این خانوم ۸ ساله و ۱ ساله. فقط شرط داشت که اقلا حموم دسشویی نمیشوره و کار سنکین نمیکنه و زود میره کمی و حتما باید شام ببره با خودش.
کلا بار زندگی به عهده ی این بیچاره بود، اومد و روز اول خوب گذشت با در نظر گرفتن اینکههمش با تلفن حرف میزد و مغزم میشد میگفتم بذا راحت باشه بیچاره. بعد چنبار اومد خیلی خوب کار میکرد منم بهش خیییلی میرسیدم چون بچه کوچیک داشت حتی میگفتم‌بیارش میگفت پیش خواهرشه و به همسایه سپردمشون.
همش برام سوال بود که با وجود اینکه شوهرش قطع نخاعه چجوری پسرش بدنیا اومده، ولی گفتم قلبش نشکنه و ناراحت نشه.
روزای اول خیلی عادی میگذشت ولی رفته رفته این سر و گوشش جنبید دیگه فقطط دنباله این بود به خودش برسه اوایل تشویقش مسکردم میگفتم افرین ایول بهت که روحیه داری ولی بعد به چیزای دیگه پی بردم...


بچه داری فرزندپروری غذای کمکی سرلاک فرنی اب شیشه شیر ترک پستونک
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام بچه ها من تجربه از پوشک گرفتن کامیار رو براتون میذارم شما هم اگه انجام دادین و نتیجه گرفتین برای منم دعا کنید که مشکلاتم حل بشه چون این روزها برای کار همسرم خیلی مشکل درست شده و عصبی هست. من تو سه روز از پوشک گرفتم البته پی پی یکم طول کشید چون ازش میترسید و اونم بعد از یه هفته براش عادی شد و الان که دوماه گذشته دیگه راحت می‌ره دستشویی
خب برای شروع اول چند روز مبردمش دستشویی تا با محیطش آشنا بشه مثلاً شلنگ میدادم دستش میگفتم اب رو باز کن یا آفتابه رو پر کن و آب بریز و... حتی میتونید برچسب هم بچسبونید ولی من اینکار رو نکردم. خلاصه که خیلی خوشش اومد و براش تبدیل به بازی شد بعدش آخر هفته که دیگه میخواستم پوشک نکنم اول اومدم تموم قالی ها جمع کردم و روی مبل هم زیر انداز انداختم بعدش به شوهرم هم گفتم تا سه روز من نمیتونم غذا درست کنم چون باید مراقب بچه باشم. خلاصه روز از پوشک گرفتن دیگه جلو خودش گفتم ببین این آخرین پوشکیه که این جاست بقیه پوشک ها گفتن چون کامیار بزرگ شده ما میخواهیم بریم پیش بچه های دیگه. و بجاش این شورت خوشگل داریم که اونم از طرحش خیلی خوشش اومد و پوشید. برای مدت بچه ها شورت زیاد بخرید چون خیلی زود بزود باید عوض کنید. بعد از اینکه شورت پاس کردید دیگه همه اش باید حواستون باشه که بچه کی جیش می‌کنه به محض اینکه ادرار رو ببینید سریع بغلش کنید و بهش بگید که ما اینجا جیش میکنیم و بذارید که بقیه جیش رو تو دستشویی انجام بده. یکی دوبار اول ممکنه که گریه کنه چون پسر من تعجب کرده بود و می‌گفت این چیه که از من خارج میشه😂
ادامه تاپیک بعد
# فرزند پروری
# پوشک
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.