سلام مامان‌های مهربون
گفتم حالا که بحث اسباب‌کشی داغه، یه کتاب هم با این موضوع برای فسقلی‌ها معرفی کنم. این کتاب‌ها یه مجموعه‌ست با عنوانِ مشترکِ "بیا باهم". ما چهار جلدش رو داریم. راستش من خودم خیلی دوستشون ندارم چون هم صحافی محکمی نداره و خیلی پاره پوره میشه هم به نظرم رنگ زبان مبدأ تو ترجمهٔ شعرهاش پیداست. اما از اونجایی که رو موضوعات روزمره دست میذاره برای آشنایی بچه‌ها با این دست مسائل و نقشی که می‌تونن توش داشته باشن جالبه. آبان برخلاف من خیلی خیلی دوستشون داره. مخصوصا بیا با هم آشپزی کنیم رو.
"بیا با هم کمک کنیم" دربارهٔ اسباب‌کشیه. درمورد پک کردن و بستن وسایل، بخشیدن وسایل اضافی، کامیون، ترک کردن خونهٔ قدیمی و رفتن به خونهٔ جدید حرف میزنه. برای آبان تو این پروسهٔ اسباب‌کشی خیلی کمک‌کننده بود و یه پرسپکتیوی بهش داد از اتفاقاتی که داشت می‌افتاد و قرار بود بیوفته. چون پروسه طولانی بود هر چی من براش توضیح می‌دادم حس می‌کردم خیلی متوجه نمیشه چی داره دوروبرش میگذره. خلاصه که به نظرم مفیده.
یه عکس هم از داخلش براتون تو کامنت‌ها میذارم.
نشر نوشته منتشر کرده

تصویر
۷ پاسخ

کتاب‌ها رو نشر نوشته منتشر کرده، البته بخش کودک و نوجوانش اسمش "کتاب‌های خورشید خانوم" است!
قیمت این نسخه‌هایی که دست منه هر کدوم ۱۲ هزار تومنه که خب مربوط به چاپ اول (سال ۹۸) میشه و قطعا الان بیشتره. اینا به ما از بچه‌های دوستامون ارث رسیده :)

تصویر

تنها دلیلی که هنوز گهواره رو دارم و پاک نکردم تویی
هرازگاهی میام به صفحه‌ت سر میزنم و وقتی تاپیک جدید گذاشتی دلگرم میشم
و درمورد کتاب ها، ما فقط کتاب بیا باهم بکاریم رو از کتابخونه امانت گرفتیم و من از این موضوع که همسایه‌شون ویلچر داشت خیلی خوشم اومد
به نظرم باعث میشه دیدن یک فرد روی ویلچر برای بچه عادی بشه

سلام به روی ماهت🤍
ممنون بابت این معرفی مفید😘🙏🏻

ممنون از معرفیت
پسر من بزرگتر بود من کتاب دیگه ای خریده بودم
فکر گنم نویل
اونم خیلی کمک کننده بود
پسر من از این میترسید که اینجا هیچ دوستی نداره
من وقتی اسباب کشی کردیم یه حالی بودم
بااینکه قبلش خیلی خوشحال بودم دارم میرم اما وقتی آخرین وسایلو میبردن ناراحت شدم

سلام عزیزم مرسی از معرفیت 😘چه باحاله فک کنم منم باید تهیش کنم شاید امسال جابجا بشیم مرسی که گفتی عزیزم 😍

ممنون فائزه جان
در مورد ترس بچه ها چی میشناسین؟
من کتاب مامان من میترسم رو دارم
کاش در مورد ساخت خونه و صداهای ابزار هم داشتیم🙁

🌹🌹🌹

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های زیبا
من و آبان امروز یکی دو ساعتی با کلاژ و رنگ‌آمیزی سرگرم بودیم. قبلا همیشه بازی‌های اینطوری رو از قبل آماده می‌کردم، یعنی وقتی آبان نبود یا خواب بود دست به چسب و قیچی میشدم و بعد نتیجه رو می‌آوردم بهش نشون میدادم و می‌گفتم حالا بیا این کار رو کنیم. مثلا اینو رنگ کنیم یا این گوش پاک‌کن رو از اینجا رد کنیم. آبان هم نه تنها کاری که ازش خواسته بودم رو نمی‌کرد بلکه در کسری از ثانیه شاهکار مادرانه‌ام رو می‌ترکوند. این شدکه یه مدت از سرناامیدی کاردستی رو رها کردم. حالا چن روز پیش رفتم یه سری وسایل نسبتا امن برای کاردستی خریدم (قیچی پلاستیکی، چسب ماتیکی و...) و امروز نشستیم با هم صفر تا صد همه چیز رو درست کردیم. و شگفتا که این بار هیچی رو نیست و نابود نکرد و حسابی دل داد به کار. و من خوشحال‌ترین بودم و حس می‌کردم اونم حسش همینطوره.
البته ظاهر کاردستی‌هامون اصلا به باسلیقگی اون کارهایی که خودم از قبل درست می‌کردم نشد ولی چه اهمیتی داره :)
چن‌تا عکس دیگه هم براتون تو کامنت‌ها میذارم.
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبلی از پوشک گرفتن
خلاصه با این روش همون روز اول جیش کردن یاد گرفت و روز دوم چند باری خطا داشت که بهش مدام یادآوری میکردم که نباید شورت خیس باشه باید خشک بمونه. و روز سوم هم دیگه کامل یاد گرفت فقط مسأله این بود که از پی پی میترسید حتی دیگه داشت یبوست می‌گرفت که من بهش روغن زیتون و کره میدادم تا شکمش کار کنم. دیگه موقعی که میخواست پی پی کنه گریه میکرد من کنارش مینشستم و میگفتم که نترس من اینجام و وقتی کارش رو میکرد میگفتم بیا پی پی رو ببریم خونشون و بغلش میکردم که خودش سیفون بکشه و می‌گفتیم بای بای پی پی. خلاصه که تا یک هفته وضع همین بود و بعد از اون خیلی بهتر شد و الان که یک دوماه گذشته دیگه خیلی براش عادی شده
خلاصه که اینم از تجربه من. امیدوارم که برای بقیه مادرها هم این پروسه راحت طی بشه چون واقعا کار سختیه ولی اگه بچه یاد بگیره هم مادر راحت میشه هم بچه. چون این اخرا بچه من خیلی برای پوشک اذیت میکرد
# فرزند پروری
# پوشک