۲۲ پاسخ

میز تی وی خیلی غیر استاندارده خطرناکه خدا رحم کرده

خدا رحم کرده صدقه بده

خداروشکر بخیر گذشته

چه میز‌تیوی‌خطرناکی داری وقتی تیوی به دیوار وصله اینو جدا کن تا بچه ها بزرگتر بشن
گاهی‌خدا‌ دو بار به ادم فرصت نمیده

صدقه بده عزیزم
چرا میز رو به دیوار وصل کردین دیگه تلویزیون کافی نبود؟

صدقه بده روی ابروشم روعن زرد با زردچوبه قاطی کن بزن باد نکنه

خداروشکر صدقه بده بلا به دور

امروز دخترمن از میز تلویزیون یه دکوریه بزرگ انداخت روش خدا رحم کرد چیزیش نشد خدارو شکر

چه میز‌تیوی‌خطرناکی داری وقتی تیوی به دیوار وصله اینو جدا کن تا بچه ها بزرگتر بشن
گاهی‌خدا‌ دو بار به ادم فرصت نمیده

وای عزیزم حتما ازاین گوشه گیرا بگیر خیلی تیزو خطرناکه

پماد چشمی بگیر بزن ب زخمش چشمش

وای دقیقا همچین بلایی از سر دخترم گذشت امروز
پیشونیش خورد باد کرده

اینطرف و اونطرف تیویتون مبل بزار . حتما ببر دکتر بخیه چشمی بگیر براش بزنن

خداروشکر بخیر گذشته
گوشه هاشو با ضربه گیر چسب بزن

خداروشکر بخیر گذشته 🥲

یک صدقه کنار بزار خداروشکر که چیز خاصی نیست ،عزیزم کناره های میزت که تیزه رو ازین پلاستیک هایی که لابه لای ظروف چینی میزارن بچسبون خطرناکه

وای خدایا😔 هر چقدر مراقب باشیم بازم کمه خدا همه بچه ها رو از بلا حفظ کنه 😔😔

خدا روشکر به خیر گذشته بچهها واقعا قابل پیش بینی نیستن

میزو جدا کن بچسبون ب تی وی یا اگ پایه داره بزار رو زمین

وای خدایااااا 🫠🫠من اعصابم خیلیییی ضعیفه وقتی پسرم شیطونی میکنه از ی حد ک بیشتر بشه نمیتونم تحمل کنم دعوا میکنم🫠

وقتی به بچه میگین نکن خب معلومه بدتر میکنه!!! مخصووووصا اینجور مسائل رو….
به نظرم پیش یه مشاور خوب برین بابت این موضوع راهنماییتون کنن

بلا به دور بچه ان دیگه چه میشه کرد

سوال های مرتبط

مامان 🧸مامان فندق 🧸 مامان 🧸مامان فندق 🧸 ۲ سالگی
امروز رفتم خونه مامانم، یهو دیدم دخترم نیست نامزد داداشم ب زور برده بودیش حمام ،اونقدر گریه کرد ک نفسش رفت ، ب زور ارومش کردم موقع ناهار شد پسرم لگد میزد گوشی بده گفتم باهام نیست. و ب زور دخترم خواب کردم پسرم چیپس میخورد تو گوش دخترم تو خواب دیدم عه همه بهم میگم بدبخت از دست بچه‌اش آرامش نداره. ده دقیقه دخترم خواب کردم وای بدخپاب شده بود ...از اون طرفم دیدم یکی هی آیفون میزنع. دیدم پسرم بوده آیفون میزده فرار میکرد .... و باز دیدم عه صدا همشون در اومد. منم ساعت سه اومدم خونه ناهار شوهرم دادم گفت من میرم با پسرم تو اتاق میخابیم گفتم بسلامت🤫✨ من موندم دخترم همش گریه بردمش حمام. آوردم عصرونه دادمش باز گریه بردمش کوچه. پسرم بیدار شد گریه نق شروع شد اونم با زور آروم مردم بلند شدم تی کشیدم جارو ملافه شستن ظرف. شام پختن .... دیدم دخترم پسرم همو کشتن .....🥴شام زهرمارم شد. دیدم که پسرم دسته تی زده تو سر دخترم .... ب زور الان نشوندمشون پای فیلم .....که خدایا کمکم کن باز پانیک لعنتی بهم دست داد اینم از امروز من. 🫶🫶