۲۷ پاسخ

منم تنهام و خانواده م تو یه شهر دیگه هستن .
ولی خب بخوام مادرم بیاد ، میاد قطعا

مادر شوهرم هس ولی خب چون ازش خوشم نمیاد ، نمیرم پیشش زیاد و کمکی هم ازش نمیگیرم

همین دیگه خودمم 😅

سلام همه اینجا گفتین مامان من میگم خواهرم کمکم کرده یعنی از دو ماهگی دوقلوهام خونه وزندگیم رو ول کردم اومدم طبقه بالا خواهرمینا تا الان که سه سال وپنج ماه هستن یکی از پسرا رو خواهرم یکیش رو هم من نگه داشتم حتی شب ها هم خونه اونا می‌خوابه مریضی حموم وگردش و آرایشگاه رو خودشون انجام میدن براش واقعا از ته قلبم بهترین ها رو براشون میخام که اگه اونا نبودن خودم وبچه ها تلف می‌شدیم الان تصمیم داریم بریم موندم چیکار کنم

منم تنهام بارداری استراحت بودم و فقط شوهرم به دادم می‌رسید الانم همینطور

من مامانم و مادرشوهرمم اینجان ولی اصلا نمیگن ک کمکت کنیم و خودم چند بار گذاشتم بعدش خیلی منت میرارن منم دیگه نمیزارم ولی خیلی خستم، الان چند وقته میخام ازمایش خون بدم چون بچه ها هستن نمیشه صبح زود ببررمشون و نرفتم😔

قصدم پز دادن نیست ولی هرساعتی از شبانه روز زنگ بزنم مامان بابام قطعا خودشونو میرسونن دخترم دقیقا تا۶ماهگی کارش گریه بود و شیر هم نمیخورد اگه مامانم نبود حتما دق میکردم
توی بارداریم هم پسرمو زیاد میبرد پیش خودش تا من استراحت کنم قبل زایمانم خونه تکونی کردم ۳روز اومد همه کارامو کرد واقعا دست بوسشم ولی الان یک ماهه میره سرکار زیاد نمیبینمش🥲

من که از مامانم دورم ولی مادرشوهرم نزدیکمه
وقتی زایمان کرده بودم مامانم اومد اصلا تنهام نزاشت تا چن هفته هم موند دیگ مجبور شد بره جاریمم چند شبی یبار میومد میگفت تو بخواب من نگهش میدارم خدا خیرش بده
روزا هم گاهی وقتا دخترم میره خونه مادرشوهرم

خودم تنهام مادرمنم همینه

من مامانم اصلا نگه نداشت تاالان پسرمو حتی برای ۱۰دقیقه،یه ماه اول خونه خواهرم موندم اون نگه داشت یادم داد تقریبا چیکار کنم بعدشم ک اومدم خونه خودم ،خودم بودمو گه گاهی هم شوهرم ولیییی بعد همسایم خدا خیرشون بده الهی، مریض شد میران ختنه کرد واکسن زد تا صبح بامن بالاسرش نشست بهم می گفت تو بخواب من بیدارم.دکتر برم خریدی چیزی برام نگه میداره،خودش نوه ۱۴ ساله داره پسرمپ خیلی بهشون وابسته شده ،پدربزرگم فوت کرد بچمم ت همون روزا سرماخورده بود،نگهش میداشتن میگفتن تو برو ب مراسم برس

منم تنها تازه شوهرم هم کمکم نیست

من شهر غریبم با دوتا بچه کوچیک بمیرمم باید خودم نگهداری کنم از بچه هام

من مامانم خیلییی کمکمه اگه نبود واقعا سختم بود و نمیتونستم🥺

آره عزیزم کسی نمیاد یا باید خودت بگی بیان یا ببری اونجا.و اینکه اونقدر بچم تنها موندیم بهم عادت کرده جایی هم برم بقیه نمیتونن مثل خودم هندل کنند اونجا هم خودم انجام میدم کاراشو خب چ‌کاریه میمونم خونم...منم خیلی خسته میشم فقط امید وارم بزرگتر شن بهتر بشن

عزیزم من هیچ کسو ندارم ینی دارمااااا ولی کمکم نمیاد
حتی ۱۰ روز نقاهت بعد زایمان هم تنها بودم
شوهرمم گاهی کمک میکنه ولی بیشتز با خودمه

پسر من از روزی که به دنیا آمده چون با خانواده خودم زندگی میکنم ، خاله هاش تموم روز از ش نگهداری میکنن ،حتی اگه بخام برم بیرون میزارم پیش اونا وبا خیال راحت میرم ومیام فقط شب ها پیش منه

من تو شهر غریبم نه اشنایی نه دوستی نه کسی
شوهرمم بیشتر اوقات سرکاره
همش خودمم خسته باشمم باز خودمم

مامان من کلا درگیر کارهای خودشه من وقتی بگم بهش بیاد کمکم و یا برم اونجا هم فقط درحد ۱۰ دقیقه بچه رو بغل می‌کنه چون بچم شیر خودمو میخوره تا گریه می‌کنه میگن گشنه هست بگیرش یا غذاشو ببرم بهش بدم،، درحد نیم ساعت بگیرتش من یه کاری انجام بدم وگرنه از اول خودم و شوهرم تنهایی بزرگش کردیم

من پیش مادرم زندگی میکنم چون مشکل کمردرد دارم زود خسته میشم صب که دوخترم بیدار میشه مامانم برش میداره میبردش تا من بیدار بشم بعدشم خواهرم نگهمیداره. تا من کارای خونه رو بکنم اما بازم سختمه خیلی

مامانم طبقه بالای خودم میشینه از زمان حاملگیم تا الان که بچم ۶ ماهش شده همیشه زحمتمو کشیده روزام بچمو میبره نگه میداره من بخوابمو کارامو بکنم

من از روز پنجم سزارین تنهام تا الان. همه کارامم خودمم هستم. هیچ کمکی ندارم🥺

والا بگم حورا رو مامانم به این سن رسونده دروغ نگفتم...خدا حفظ ش کنه کافیه حتی تلفنی یکم صدام ناجور باشه درجا پشت در خونه مه که بچه رو بده من تو یکم ریلکس کن...
خدا از عمر من کم کنه بذاره رو عمرش.بچه هام که پیشش باشن خیالم راحت تر از وقتیِ که پیش خودم ن

مادرشوهرمن که اصن بچمو بغل نمیگیره میگه نمیتونم بلد نیستم .... 😐

بابامم و داداشم ک هی زنگ میزنن چرا نمیای خودتم نمیای سلین و بیار

هروق کاری داشتم میبرم میزارم پیش مامانم خودش زنگ میزنه میک بچه توروخسته کرده بیار پیشم یا بیااینجا استراحت کن یا خونت کاراتم بکن بیا یا بیام باهم خونتو تمیز کنیم

مامانم کوچه بغله اصلا نگه نمیداره چون همش یامهمونی یامهمونی میده ازش توقعی ندارم باامورات خودش سرگرمه 😂امازنداداشم خیلی دست کمکمه زیادم میادپیشم

من از روز اول از تو بیمارستان تا همین الان همه کارهای بچم با منه ، یعنی واقعا له شدم ، خدا هیچکس و بیکس نکنه ، شوهرم که ۵ و نیم صبح میره سرکار تا یازده شب ، میاد فقط می‌خوابه بیچاره خسته میشه ّ،یه باری که مریض شدم خیلی بد بود ، یعنی چشمام از سوزش و ریزش اشک باز نمیشد بچمم کولیک داشت ، چشم بسته تو بغلم سرپا میچرخوندمش

مامان طفلی من عین گروه امداد هی میگ یا بیار پیشم بزار یا بیام پیشت
یه ریز هم ک با بابام میگن شوهرت رفت سرکار بیاین بمونین هم ما حوصلمون سر نمیره هم خودت رو به راه میشی

نه عزیزم من مادرمم نیاد خودم میرم دوروزی میمونم تا خستگیم‌در برع

سوال های مرتبط