۱۴ پاسخ

الان من بدم میاد مردی نگاه خصوصی دخترم حتی شوهرم نمیزارم نگاه کن چه برسه به عوض کردن پوشک😐😂🤦

منم خیلی خسته میشم هم بچه داری هم کارای خونه ولی به نظرمن مردا زشته پوشک بچه رو عوض کنن اونم اگه دختر باشه من ک اگه شوهرم بخوادپوشک عوض کنه من نمیزارم

شوهر منم از پدر بودن خریدو با در حد چن ثانیه باهاش بازی کنه

والا شوهر من مخالف نبود خیلیم میخواست ولی هیچ کاری نمیکنه نگران نباش منم همینم همه چی با خودمه،۷ ماهه خواب کافی ندارم دس تنهام هستم هیچ کمکی نمیکنه که هیچ باید کارای خونم بکنم غذام بپزم واقعا ما گناه داریم

من وقتی باهاش حرف میزنم بهش برمیخوره دو قورت و نیمش باقیه میگم من شبا نمی خوابونمش مگه دیگه همین کارم نمی کنم بچه ی منم‌پسره به نظرم شوهرم می تونه پوشکشو عوض کنه دختر مسئلش فرق می کنه

عزیزم باهاش حرف بزن ...بعد بنظرم یه خورده سیاست به خرج بده مثلا هر وقت میاد ببر بزارش بغلش....بعد خودت برو دنبال کارهای خونه یا دوش بگیر مدام بهش بگو کمکت کنه ازش بخواه...خودت همه کارها رو انجام می دهی حتما اونم خیالش راحته نمیاد....دارو بچه رو بهش بسپار...بگو یه ساعت بگیرش من برم بخوابم....اگر دیدی جواب نداد تا زود هست از یک مشاور کمک بگیر

منم خودم بچه میخواستم همسرمم بدش نیومد
ولی خب الانم همه جوره کمکه جوری ک بچم وابستش شده
حتی این روزا ک امتحان دارم تو این گرمیه هوا میاد دانشگاه بچه بغلشه تا من امتحان بدم برگردم
در کل از همه لحاظ خیلی قدر دانش هستم
مریضم ک بشه همسرم ب شدت اعصابش خورد میشه و داروهاشو خودش سر وقت میده بهش

(ب نظرم با همسرت صحبت کن خیلی منطقی بیارش تو میدون و بگو ک اگه بچه خواستم تو هم نه نگفتی و بالاخره ک چی الان ک سنمون کم بود بهتر بود بچه بیاریم بگو کمک حالت باشه ک هر دو تون از این دوران لذت ببرید)

وااای خدا گیر چه آدمی افتادی من جای تو نیستم اما از چیزایی که گفتی فهمیدم خیلی در عذابی والا بچه من دختره همه مخالفن شوهرم پوشکش عوض کنه ولی شوهرم موقعی که شبا دخترم خراب کاری میکنه میره میشورش یا با دستمال مرطوب تمیزش میکنه و شیر خشکش میده من بیدار نشم باید از اول رو شوهرت کار میکردی

چرا مردای یزدی اینجورن !! شوهر منم همینه

بچه منم از سه ماهگی رفلاکس و اعتصاب شیر کرده من سه ماه با قطره چکان شیر میدم اونم با زور و گریه بخوره باید ایقد بغلش کنم ک بالا نیارتش حداقل وقتی نمیخوره ولی خدایی شوهرم هروقت خونه باشه اون شیر خشکشو میده چون واقعا دیگه من اعصابم نمیکشه نخوردنش یه طرف استفراق کردنش یه طرف

شوهر من فقط خریدکردن بلده،تمام

والا شوهر من خودش بچه میخواست الان اینگار بچرو من از خونه بابام آوردم
دوسش داره ولی اصلا کمک نمیکنه دیگه کار به دعوا که میکشه نگهش میداره اونم خیلی زمان کم

شوهر منم پوشک عوض نمیکنه
ولی خب کمکم میکنه ، مثلا بیاد دستاشو بگیره که نزنه به پوشکش و اینا
تو موارد دیگ هم تقریبا کمکم میکنه
ولی نه اونجوری
به نظرم منطقی باهاش صحبت کن
بگو این بچه جفتمونه

خسته شدم از دستش ولی اون راحت میره باشگاه می‌خوابه فقط فکر عشق و حال خودشه

سوال های مرتبط

مامان مغز بادوم💚 مامان مغز بادوم💚 ۱۱ ماهگی
خانما من یه مشکلی دارم که فکر کنم مشکل خیلیا باشه ولی فقط تروخدا بگید چکار کنم دلم اروم بشه لااقل😭
پسر من تا ۵ ماهگی فقط شیر خودمو خورد، از ۵ ماهگی شیرخشک رو به اصرار شوهرم که میگفت برای راحتی خودت بده شروع کردم، با این که شیرم خوب و کافی بود، از وقتی دادیم پسرم هردو رو میخورد، شیرخشک رو تو بعضی شرایط میدادیم، به مرور وقتایی که شیرم کم بود یا بچم بی قرار بود شوهرم سریع میپرید درست میکرد که فقط ساکت بشه، به مرور هی بیشتر دادیم، ولی بازم هردو میخورد، از وقتی غذا بهش میدم و شیر کمتر میخوره دیگه اصلا سینمو نمیخواد، شیشه شده جایگزین سینه.، دیگه سه وعده غذا میخوره و وقت شیر هم کلشو میچرخونه و گریه میکنه تا شیشه بدم😭😭😭 من ارزوم بود بچم وابسته سینم و شیر خودم باشه😭 خیلی این وضع حالمو بد میکنه😭
سینم شیر داره، ولی دیگه داره روز به روز کمتر میشه😭
شوهرم میگه کاری کن شیرت خیلی زیاد باشه که تا میک میزنه مثل شیشه سریع بخوره، اخه چکار کنم؟
میشه هرچقد گریه کرد شیشه ندم تا مجبور بشه بخوره ؟
بنظرتون امیدی هست که برگرده به سینه؟
بچم هنوز ۸ ماهشه😭😭😭😭😭
باید دوسال شیرمو بخوره😭😭😭😭😭
شوهرم اصلا درک نمیکنه حالمو، تقصیر اون بود که اینجوری شد😭😭😭
بدبختیم اینه که چجوری جواب بقیه رو بدم؟ اخه من شیر داشتم😭😭😭
مامان مهراس💙🐣👶 مامان مهراس💙🐣👶 ۷ ماهگی
من فقط اخر هفته ها میرم خونه مادرشوهرم هر وقت میبرم میگه انگار بچه لاغر شده بلا استثنا
این دفعه دیگه شوهرم گفت تو هر وقت اینو میگی گفت اخه لاغر شده شوهرم گفت نه همونه لاغر نشده
اصلا با دمم‌گردو شکستم داره رسوا میکنه هی میگه لاغر شده
شیر مادر چه ویتامینی داره شیر خشک نداره کسی منکر خوب بودن شیر مادر نیست بچم نزدیک ۸ ماهشه بازم اضهار نظر میکنن درموردش اگه خوب نبود بچم وزن نمیگیرفت اصلا
حیف شوهرم سرما خورده نمیشه در کمال ارامش صحبت کنم ولی هر چی عقده دارم میریزم الان اعصاب نداره بحث جاهای بدی کشیده میشه باید بمونم درکمال ارامش بگم بهش
یا رسوا میکنه اب دادن به بچه اون یه روزی که اونجا بودم ۱۰ بار گفت صدیقه آب میدی به بجه آب بدهیا
اخرین بار گفتم که مامان من امروز چند بار دادم حالا با یکم تندی بفهمه دیگه بسته همش میخواد درس بجه داری بده
من دو الی ۳ روز میرم خونه مامانم صفر تا صد بچه با مامانمه انگار بچه مال من نیست
بعد چند روزپیش من یه دقیقه این بچه رو سپردم برم کالسکه رو باز کنم بچه رو ببرم توش بشینه دیدم بچه روی ایوون ولکرده رفته داخل یعنی تا برسم مردمو زنده شدم جاریم زود اومد رسید مواظبش بود بعد میگه بچه رو بیارید برام بزارید شما برید کاراتونو کنید 😐
من بچه رو بهت بسپرم باید بیام دستو پا شکسته تحویل بگیرم😬
بعد میگه زود زود بیاید من زود زود بیام باید مشکل اعصاب بگیرم دیگه همون هفته یک روز روان نمیمونه برام میخوام خونه همش نشخار فکری میکنم