۸ پاسخ

عزیزم درسته روزای سختی رو میگذرونی ..با بچه ات جایی ک بهتون خوش میگذره برو.اعصاب خودت و بچه ات رو بخاطر هیچ کس خراب نکن مثل یه مرد دستتو بزار رو زانوهات و بچه تو بزرگ کن...زندگی رو هر طور بگیری همونطور میگذره....به زندگی بقیه نگاه نکن بخدا ۵۰ درصدشون از اینکه شوهر بالاسرشون نباشه خیلی بهتره از بودنشون...ب بچه ات احترام بزار تا بقیه مجبور شن احترام بزارن نخواستنت جمع رو ترک کن

خب عزیزم خودت میگی بچه
تا یه بچه مشکلی نداشته باشه گریه نمی کنه
بچه ات تنهاست دوست داره یه بچه دیگه بیاد باهاش بازی
باید سرگرمش کنی
من دخترم گریه می کرد نق میزد گفتم الکی گریه کنی چشمات پیرزنی میشه عکس یه پیرزن چروکیده را هم نشونش دادم
دیگه یاد گرفته میگه چرا گریه کنم پیرزن بشم🤣🤣🤣
باید قلق بچه دستت بیاد
جایی میری براش اسباب بازی ببر سرگرمش کن
اشتباه اونا هم هست که بچه را درک نمی کنن بگذارن با هم بازی کنن

باباش کجاست گلم منم هر وقت میرم یه جایی عصابمو از دست میدم اما الان نه هر کسی به بچه م حرف بزنه فوری جواب میدم میگم به خاطره هیچ کسی بچه مو نمیزنم تو مجلسم میگم هر کسی سرش درد میکنه میتونه هر جا که من هستم نیاد ولی درکل پسرم آرومه مگه این که بد خواب شده باشه

عزیزم شما خونتون جداست؟؟؟

دست بچه داداشتو میگرفتی میاوردیش میگفتی بیاین باهم بازی کنیم خودتم روسرشون باش مواظبت کن بالاخره بچن نباید ازشون غافل شد
خیلیم اذیت میشی کمتر برو یه بهونه بیار نرو
بچتم توجمع اصلا دعوا نکن

عزیزدلم...عمیقابرات ناراحت شدم...قربونت بشم سعی کن وقتی همه جمعن نری...اینطوری فشارروعصابت کمتره..امیدوارم به ارامش برسی

عزیزم منم چن باری تو اون شرایط بودم از بس اطرافیان غر میزنن مثل داداشم و مامانم منم حرصمو سر بچه در میارم بعدش واقن پشیمون میشم گریه میکنم تصمیم گرفتم نرم خونه مامانم خونه خودمونم خیلیم با پسرم خوش میگذره بهمون

الهی بگردم خیلی سخته منم بعضی وقتا اینجوری اعصابم داغون میشه ولی منم یه بارزدمش بخدافشارا همش روماست نه بقیه

سوال های مرتبط

مامان سویلای مامان سویلای ۳ سالگی
اکثر مادرا از اینکه همسرشون برا بچه وقت نمیزاره شکایت دارند من برعکس !!!
شاید بگین دلت رو خوشی زده نه نه اصلا اینطور نیست .
ما ینی من و همسرم تو این غریبیم و هیچ فامیلی نداریم. همسرم خیلی خیلی خیلی زیاد با بچه مشغوله ینی یا با گوشی مشغوله یا بچه جوری شده من هیچ کنترلی رو بچه ام ندارم .میخواد بره نون بخره با خودش میبره میخوادبره سوپر مارکت با خودش میبره تایم زیادی هم خونه است ینی صبح ۸ میره یک میاد همش خونه است اینجوری هم که همش تعطیله کلا خونه است .می‌خواهیم بریم پارک این دوتا مشغولن من تنها. تو خونه تا بخواهیم حرف بزنیم دخترم‌میزنه زیر گریه که بابا بیا حرف نزن. بیا بازی کنیم .سفره ناهار میندازیم گریه گریه که غذا نخور بیا بازی کنیم خودش هم که نه می‌خوابه نه میخوره ...شب تا ما نخوابیم نمیخوابه وقتی مطمئن شد دیگه خوابیم می‌خوابه روزم که اصلانمیخوابه البته باباش نباشه ممکنه بخوابه !!!!! نمیدونم آب چه زبانی به همسرم بفهمونم این حد از بازی با بچه درست نیست بعد ماه ها میریم شهرستان بچه هیچ کسو نمیبینه فقط باباش !!!حالا مهمونی زنانه خودمون بریم خیلی خوبه با بچه ها بازی میکنه ولی باباش باشه دیگه با هیچ کس بازی نمیکنه فقط بابا ....
یا مثلا مم هر هفته میبرمش استخر یا گاها دوتایی پارک و بازارمیریم خیلی خوبه ولی باباش باشه یه بچه لوس هست که خیلی گریه میکنه که باباش بیشتر و بیشتر توجه کنه .خلاصه اینکه دوست داشتم یکم فاصله داشته باشن