۱۰ پاسخ

یعنی واقعا سگ توی روح کسیکه باعث بانی تعطیلی مهد شد
آخه چرا باید 3800 بدم همش تعطیل باشه
مگه پولم کم ارزشه آخه

پسر من اصلا همکاری نمیکنه برا یاد گیری خیلی ناراحتم حرفم واضح نمیزنه جمله گفتارش

دلم حلوا میخواد😔😋

وا


عزیزم جنگه هااااااا

فکر مهد رفتنِ بچه‌ ای؟؟؟؟؟
واقعا چجوری اعتماد میکنید بفرستید مهد تو این شرایط ؟؟؟

چرا زیاد پختی

یه بازی به ذهنم رسیده برا فردا...با موچین کاغذ کوچولو جمع کنن بریزن تو یه ظرف...😕😕😕همه بازی ها نشسته دوست دارم😂

۲۵۰گرم برف اومد بعد باشگاه گفتم دستاتون بگیرین برف بشمریم😂یه نیم ساعت سرگرم بودن.نمایش عروسکی هم برگزار کردیم.قایم موشک و مارپله و بازی کارت حیوانات و میوه.....الانم تلویزیون😕نمیگذره

منم همینم شاغلم هستم دیگه دارم روانی میشم

یکم برف باریده بردمش یکم برف بازی کرد یکم انرژیش تخلیه شد😅

اینا چین؟دلم خاست خب🥺

سوال های مرتبط

مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون
مامان امیدگلم مامان امیدگلم ۵ سالگی
سلام خانما. من تازه اومدم گهواره. پسرم امید ۴سال و نه ماهشه. تا الان بجز بازی کردن باهاش ،نتونستم کار دیگه براش بکنم. پارسال مهد بردمش اما بشدت بهم وابسته بود۵ماه همراهش تو مهد میموندم اما اصلا عادت نکرد که تنها بمونه.با بچه ها و دیگران بسختی حرف میزنه.اصلا علاقه نداره کارگروهی انجام بده یا با بچه ها دوست بشه.به کتاب ونقاشی علاقه نداره.خیلی دوس دارم برا مهد سال جدید امادش کنم.نمیدونم چجوری شروع کنم تا یعنی دوماه دیگه بتونم مهد ببرمش، دوس دارم نقاشی و بازیای فکری انجام بده.لباس و کفشش بتونه خودش بپوشه و دربیاره،انقدر بمن وابسته نباشه.خیلی نگرانشم.بابقیه راحت حرف بزنه همش گارد نگیره. دستشویی رفتن هم هنوز راضی نمیشه رو سنگ بشینه،کنارش وامیسته و بعد همه جارو میشوره ،تازگی خودشم میشوره ،اما لباسش اصلا علاقه نداره خودش دربیاره و بپوشه. برا سرویس رفتن باید کامل شلوارش دربیاره چون نمیشینه رو سنگ .هرچه باهاش حرف میزنم و وعده جایزه میدم بازم از روسنگ نشستن بدش میاد و خیلی چالش های دیگه. من چجوری کم کم بهش یاد بدم کاراشو ؟؟؟؟ توروخدا بهم راهنمایی کنین. خیلیارو میبینم نقاشی و کاردستی انجام میدن،زبان و ورزش و ساز کار میکنن اما من هیچکار برا پسرم نکردم عذاب وجدان دارم