۱۱ پاسخ

عزیزم پسر من ۲ ماه پیش عمل کرد هنوز صداش تو دماغیه و اینکه هر چی غذا بخوره زودتر خوب میشه چون ته گلو زخمه زودتر زخما میریزه با خوردن غذا
اگر بخور سرد داری روش کن بزار گلوش مرطوب باشه هر یک ساعت یه بهش آب بده حتی تو خواب اگرم درد داره نمیتونه غذا بخوره شیاف دیکلوفناک ۵۰ بزار براش یه ساعت بعد که تاثیر میذاره بهش غذا و مایعجات بده ۲ هفته زمان میبره تا کامل خوب بشه

خیلیم سخته دختر خالم یکی دوماه پیش عمل کرد حالا سنش فکنم ۱۳سالشه دکترگفته بود باید مواظب باشین امکانش هست خونریزی کنه بعد از ی هفته خونریزی کرده بود کلا خون از گلوش ریخته بود باز بردن عمل کردن .

سخته بابا مخصوصا واس بچه

عزیزم پسرتون چه علایمی داشت که عمل کردید

وای من پسرم تا دوهفته هیچ غذایی نخورد
فقط آی هویج بستنی و شیرموز
داروهاشو بزور میدادم
ینی از استرس ریزش موی شدید گرفتم

من تو ۲۰ سالگی عمل کردم لوزه هامو برداشتم، خیلی سخت بود واقعا دلم برا بچه هایی ک عمل میکردن میسوخت، ن میتونستم حرف بزنم ن غذا بخورم، از اون موقع هم خر و پفام شروع شدهوقتی طاق باز میخوابم نفس کم میارم

قرار نیس که همه یجور باشن
ولی کلا برا بچه سخته حتی سرما خوردگی ساده
ایشالا زودی خوب شه

علائمش میگی چیا بود که تشخیص دادن باید عمل بشه؟

منم پسرم عمل کرد خیلی اذیت شد خیلی ولی دیگه کمتر مریض شد خداروشکر گوش درد شدید ک جیغ میکشید

سخته من خودم الان۴هفته شده عمل کردم۲هفته اول که واقعا سخت بود بعده دوهفته صداش درست میشه
کی عمل شده چندروزه؟من یه هفتس کامل خوب شدم
اصلانبایدبزاری گلوش خشک شده شایدچون خشک شده ازدماغش خوب اومده

عزیزم کی گفت لوزه آسونه لوزه سخته مخصوصا سه تا پنج روز

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...