۳۲ پاسخ

بچه ها رو اگه ده بار بغل کنی و یبار دعوا کنی اون یبارو یادشون میمونه ناراحت نشو

عزیزم مگه دعواش می‌کنی ؟؟؟؟
صبر تو ببر بالا گلم
می‌دونم ما ،مامانا فشار رومون زیاده ولی گناه دارن سعی کن دعواش نکنی
یه مدتی بزن به بی‌خیالی عزیزم

پسرم میگه ابیو میخوام هرچی میگم کدوم مامانه اولیو نشون میده میگه این ابیو میخوام فکر میکنه برنامه کودک🤦‍♀️😕

الان نشون دخترم دادم
بهم گفت دومی 🥲
گفتم چرا من دومی ام؟
گفت چون همیشه بغلم می‌کنی🥲😍🥲😍

دختر من میگه ۱ و ۲ یی😂😂😂

پسر من گفت مامان بغل بعد اومد بغلم کرد 🥲

پسر من دومی نشون داد

پسر منم دومیو گفت .گفتم چرا اینو انتخاب کردی . گفت چون خوشحاله

پسر من سومی رو نشون داد

منم دومی و. نشون داد

پسرم دومی را نشون داد😢😢

هردو دومی نشون دادن🥰🥰

مامان سومی داره چیکار میکنه؟ واضح نیست

سومی چرا واضح نیست !!چیه دقیقا؟

بچس عزیزم شاید متوجه حرفت نشده پسرمن اول بالایی رو نشون داد بعد قشنگ توضیح دادم گفت دومی اول متوجه حرف نشد

دختر منم دومی رونشون داد

اولش دخترم گفت اولی بعد گفت نه دومی تویی

پسر منم گفت دومی تویی مامان
اولی نیستی

من دوبار پرسیدم دومی نشون داد

من سومی رو نشون داد 😶

من سه بار پرسیدم هر دفعه یکیشو گفت☹️🤣

اشکالی نداره شاید اخیرا دعواش کردی یادش مونده اگه ب بچه محبت کنی و این عکس رو نشون بدی دومی رو نشون میده
ناراحت نباش
تو بهترین مامانی

چقد باحاله نشون پسرم بدم ببینم چی میکه من خیلی سعی کردم مامان خوبی باشم خدا کنه دومی رو‌بگع🫠

دختر من اولش چند بار‌ گفت نمیدونم من اصرار کردم سومی رو گفت
حالا سومی چیه

دخترم نشون دادم دومی الان نشون داد گفت اونم منم بغلت 🥺

پسر منم دومی نشون داد

دختر منم دومی نشون داد

پسرم دومیونشون داد

پسرمن گفت مامان دومی هست

خوابه بیدارشع میپرسم 😁

دخترم دومی رو نشون داد

رایان دومی رو نشون داد ازش سه بار پرسیدم گفت دومی

سوال های مرتبط

مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
درویش هر چی بنالد درویش تر میشد😭 از صب کلی گریه کردم و ناله ک رادمان تنهایی بازی نمیکنه ..... عصری دلم گرفته بود با رادمان رفتیم خونه داییم تو حیاطشون تاب داره از این تاب های آهنی من رو یکی نشسته بودم رادمانم با بچه اا بدو بدو نوه داییم رو اون یکی تاب بود و محکم تاب میخورد یهو نفهمیدم چیشد رادمان پرید جلو تاب. تاب خورد ب گوش و سرش وااای گریه کرررد بغلش کردم دیدم خون میاد دیگ فقطط دیوونه شدم اصلا نمیفهمیدم چیکار میکنم کلیی گریه رادمان رو بغل کردم از اینور ب اونور. همون موقع باباش اومد دنبالمون رفتیم بیمازستان. خونا از گوشش اومده بود لاله گوشش پاره شده بود ولی گفتن نیاز ب بخیه نداره . برا سرش هم ترسیدم گفتم ی عکس بگیریم دکترم بی توجه براش سی تی اسکن نوشت. رفتیم گرفنتیم . ب دکترم بردیم نشون دادیم دکتر جدید اومده بود شیفت اون قبلی تموم شده گفت چرا سی تی اسکن گرفتین؟؟ گفتم برا خاطر جمعی گفت میدونی چقد اشعه بهش وارد شده؟؟؟ گفتم من چ میدونستم دکتر نوشته براش😭😭 گفت نه وقتی هوشیار بوده نیاز ب عکس نبوده
الان باز برا اون عکس نگرانممم
خدایی ادم سگ بشه کمد بشه مادر نشه😔