۷ پاسخ

تا سرماه چیزی نمونده ک بزار بگیره
حالا احیانا نگرفت خودت بگیر
چون بگیری میگه حتما دوست نداره من برای نوه م بگیرم

بخر سر ماه کارتشو بگیر بگو مامان بده خودم برم بخرم ببر بریز کارتت

من بودم همون لحظه میخریدم نمیزاشتم حتی تا خونه گریه کنه🥲

من باشم خودم میگیرم ب مادر شوهرم میگم چون گریه کرد نگرفتم براش عذاب وجدان داشتم واقعا هم اگ این اتفاق بیوفته از عذاب وجدان خودم میخرم ب مادر شوهرم میگم خواستین یکی دیگ براش بگیرین اینو خودم میخاستم بگیرم چون ب دلم موند بچم گریه کرد

تا حالا یادش رفته

صبر کن بزار مادرشوهرت بگیره
اگه سر ماه نگرفت خودت بخر

صبور باش خواهرم بزار بگیره عه

سوال های مرتبط

مامان دنیز کوچولوم🤭 مامان دنیز کوچولوم🤭 ۱ سالگی
خانما امروز برا منو دخترم یه اتفاقه خیلی بد که نتیجه اشتباهه من بود افتاد🥲😭من براش دوتا جوجه رنگیی گرفتم فکر میکردم فقط بدو بدو‌کنن و بشناستشون ولی وقتی جوجه هارو گزاشتم زمین تا مشمبارو بزارم‌کنار دخترم محکم از گردنه یه جوجه گرفت داشت فشار میداد خفه میکرد ،هیچ‌جوره نتونستم از دستش بگیرم شروع کردم با اخرین صدام جیغاییی وحشتناک دخترمم ترسیده بود بیشترو بیشتر فشارش میداد جوجه داشت میمرد دخترم یهو شل شد جوجه اقتاد ولی یساعت بچم گریه کرد زیز چشاش کبود شد فس شد نشست ی گوشه بیحال شد ،جوجه هم ولو شد روزمین فکر کردم مرده بهش آب دادم حالش خوب شد یکم،دخترم سوپ‌و شیرشو خورد الان خوابیده،جوجه هارو‌دادم‌شوهرم ببرع پس بده اونم‌بسته بود ،شوهرمم‌داده بود به یه بچه ۸،۹ ساله ک جوجه هارو دیده بود و مامانش پرسیده بود از کجا گرفتید اینم‌داده بهشون ،ولی نمیدونم من چرا نتونستم این اتفاقو یکم‌اروم‌و بهتر کنترل کنم😭😭😭یاده اون صحنه میوفتم اشکام‌میریزع جوجه نفسش میرفت دخترم نمیفهمید چیه فکر میکرد عروسکه ،بین انگشتاش جایی نبود جوجه رو دربیارم از صدای من داشتن سکته میکردن🥲😭خدادمنو ببخشه ،دخترم منو ببخشه خیلی ناراحتم😪😪 این عکسو از روفیلم‌گرفتم ،یه لحضه گوشیو برداشتم ک ازش فیلم بگیرم دو ثانیه فیلم شد این بعدش گوشیو کوبیدم تو دیوارو داد بیداد🥲